همچنانکه گذشت به طور طبیعی، انقلاب اسلامی در این مرحله و در مراحل قبل و بعد، با ریزشهایی روبه روست؛ زیرا در هر دوره، کسانی که نمیتوانند با آرمانها و برنامههای انقلاب اسلامی هم گام شوند به تدریج، ریزش میکنند و راه دیگری می-پیمایند. به عنوان نمونه، آنها که نمیخواهند از عقلانیت مدرن عبور کنند، با تکیه بر این عقلانیت به نفی اصل انقلاب میپردازند؛ آنها راه وصول به سعادت و عدالت اجتماعی را همین عقلانیت مدرن میدانند و میپندارند که انقلاب اسلامی به بی راهه میرود! در واقع، آنها آرمانهای انقلاب و مقولاتی چون عدالت، امنیت و رفاه بشر را بر اساس همین عقلانیت مدرن، درک و تحلیل میکنند و عبور از آن را به معنای عبور از آرمانهای انقلاب و ناکارآمد و متحجرانه میپندارند؛ از این رو، در مقابل این مرحله از حرکت متعالی انقلاب اسلامی مقاومت میکنند و در نهایت، صف خود را از صف انقلابیون جدا میسازند. بر این اساس، هر انقلابی در مسیر حرکت و تکامل خود با ریزش و رویش روبه رو است. ریزشها و رویشها را باید از منظری تاریخی تحلیل کرد و در همان بستر به واکاوی علل ریزش و رویش پرداخت.
از سوی دیگر در هر مرحله، رویشی هم پدیدار میشود؛ زیرا هنگامی که عقلانیت دینی کاربردی و سازوکار حرکت اجتماعی الهی در دنیای جدید، طراحی میشود، قشر وسیعی از نخبگان و روشن فکران و یا مستضعفان و مظلومان در دنیای اسلام و در مقیاس جامعه جهانی، مجذوب انقلاب اسلامی میشوند و به این سو میآیند.