امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به زوج‌های جوان (قسمت چهارم)

حجت الاسلام محمّدجواد حاج علی اکبری

 

خانواده آرام‌تر با بهره‌وری بیشتر
هر انسانی ـ هم زن و هم مرد ـ در طول زندگی، در  شبانه‌روز مشکلاتی دارد و با  پیشامدها و حوادثی مواجه است. این حوادث، اعصاب را می‌کوبد و خسته می‌کند. انسان‌ها را دچار ناآرامی و سراسیمگی می‌کند. وقتی وارد محیط خانواده شد، این محیط امن‌وامان، به او تجدیدقوا  می‌بخشد. او را آماده یک روز دیگر و یک شبانه‌روز دیگر می‌کند. خانواده برای تنظیم زندگی انسان، خیلی مهم است. البتّه خانواده باید خوب اداره بشود، باید سالم اداره بشود.
این بهره‌هایی که مرد و زن از این خانواده آرام می‌برند، بهره کاری آن‌ها را در بیرون خانواده بالا  می‌برد، به آن اهمیّت و ارزش می‌دهد، آن را باارزش و باکیفیت می‌کند.
فرصت ازدواج و آرام گرفتن در یک مجموعه خانواده، یکی از فرصت‌های مهم زندگی برای مرد و زن است. این یک وسیله آسایش، آرامش روحی، وسیله دلگرم شدن به تداوم فعّالیت زندگی است، وسیله تسلی، وسیله پیدا کردن یک غمخوار نزدیک است که برای انسان در طول زندگی بسیار لازم است.
فرصتی برای تجدیدقوا
در داخل خانواده است که مرد و زن ـ که زوجین هستند ـ  می‌توانند تجدیدقوا کنند، می‌توانند همت خودشان را برای ادامه راه آماده کنند. میدانید که زندگی یک مبارزه است، کل زندگی عبارت است از یک مبارزه بلندمدّت، مبارزه با عوامل طبیعی، مبارزه با موانع اجتماعی، مبارزه با درون خود انسان که مبارزه با نفس است. دائم انسان در حال مبارزه است. بدن انسان هم در حال مبارزه است. جسم انسان هم دائم دارد با عوامل مضر مبارزه می‌کند، قدرت این مبارزه وقتی در جسم باشد، جسم سالم است. در انسان، این مبارزه باید صحیح، منطقی، در جهت درست، با رفتارهای صحیح و با ابزارهای درست باشد.
این مبارزه گاهی یک استراحت و یک باراندازی لازم دارد. این یک سفر و یک حرکت است. این نقطه استراحت، داخل خانواده است.
احترام به قرارداد زناشویی
خانواده یک قرارداد است، یک امر طبیعی نیست که دو چیز را به هم وصل کرده باشند. نه! یک قرارداد است. یک امر اعتباري است. ماندن او بسته به این است که طرفین قضیه و جامعه و قانون، آن را محترم بشمارند. اگر به آن بی‌اعتنایی کردند، باقي نمی‌ماند.
غریزه جنسي، نیاز متقابل
اسلام همین غریزه جنسي را پشتوانه بناي خانواده قرار داده است؛ یعني، وسیله استحکام خانواده قرار داده است. یعني چه؟ یعني وقتي زن و مرد، متدین و خداترس‌اند و طبق دستور اسلام از گناه در باب غریزه جنسي اجتناب می‌کنند، طبعاً نیاز زن و مرد به یکدیگر در این مورد، بیشتر خواهد شد. وقتی به هم زیادتر احتیاج داشتند، این بناي خانواده که پایه اصلی‌اش زن و مرد است، مستحکم‌تر خواهد شد.
اسلام می‌خواهد این پشتوانه را از خانواده نگیرد. اسلام می‌خواهد این انسان‌ها بیرون از محیط خانواده، این غریزه را اشباع نکنند، تا نسبت به خانواده، بی‌قید و بی‌اعتنا و لاابالي نشوند، لذاست که جلوي راه را سد می‌کند.
تدیّن؛ رمز مانایي خانواده
در بنا و تشکیل خانواده و در حفظ خانواده، باید این احکام اسلامي را رعایت کرد تا خانواده باقي بماند. لذا شما در خانواده‌های متدین که زن و شوهر به این حدود اهمیت می‌دهند، می‌بینید که سال‌های متمادي با هم زندگي می‌کنند. محبّت زن و شوهر به یکدیگر باقی می‌ماند و جدایی‌شان از هم سخت است و دل در گرو محبّت یکدیگر دارند. این حسن و این محبت‌هاست که بناي خانواده را ماندگار می‌کند و لذا اسلام به این چیزها اهمیت داده است.
اگر روش‌های اسلامی رواج پیدا کند، خانواده‌ها مستحکم خواهد شد. همچنان که در گذشته‌های ما ـ نه در دوران منحوس پهلوی ـ آن وقت‌هایی که هنوز ایمان مردم سالم‌تر و کامل‌تر و  دست‌نخورده‌تر بود، در زمان قدیم، خانواده مستحکم‌تر بود. زن و شوهر به هم علاقه‌مندتر بودند، فرزندان در محیط‌های امن‌وامان بیشتری پرورش پیدا می‌کردند. حالا هم راه همین است. آن خانواده‌هایی که جهات اسلامی را رعایت می‌کنند، این‌ها غالباً خانواده‌هایی محکم‌تر، بهتر، قوی‌تر و محیط امن‌تری برای فرزندان و کودکان خواهند بود.
نقشِ زن و شوهر
دختر و پسر باید سعی کنند این پیوند را پاسداری کنند. وظیفه یکی از آن‌ها هم نیست که بگوییم هر کاری یکی کرد، دیگری تحمّل کند. نه! باید هر دو به هم کمک کنند تا این کار صورت گیرد.
 نمی‌شود بگوییم شوهر سهم بیشتری دارد یا زن سهم بیشتری دارد. نه! هر دو در حفظ این بنیان و در حفظ این اجتماع دونفره که بعدها به تدریج زیاد می‌شود، نقش دارنـد.
از هر چیزی که محیط خانواده را متشنّج و دچار افسردگی و هیجان‌های بی‌مورد نماید، اجتناب کنید. هم زن و هم مرد، بنا را بر سازش و همزیستی و همراهی بگذارند. آنچه در خانواده خیرات وجود دارد، مال زن و شوهر است و در نهایت مال فرزندان است، مال یک‌طرف نیست. اگر خدای‌ناکرده در محیط خانواده بی‌محبتی و عدم اطمینان و صمیمیت باشد، رنجش مال هر دو طرف است.
در استحکام بنیان خانواده، خود زن و شوهر بیشترین نقش را دارند. با گذشت خودشان، با همکاری خود، با مهربانی و محبّت و اخلاق خوب خودشان ـ که از همه مهم‌تر هم محبّت است ـ می‌توانند این بنا را ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.
خانواده در جوامع اسلامی
در محیط اسلامی، زن و شوهر با هم‌اند، متعلّق به هم‌اند، در مقابل هم مسئول‌اند، در مقابل فرزندان مسئول‌اند، در مقابل محیط خانواده مسئول‌اند. ببینید از نظر اسلام خانواده این‌قدر مهم است.
در محیط‌های اسلامی، خانواده، آن‌چنان مستحکم است که گاهی دو نسل هم می‌گذرد و می‌بینید پدربزرگ و پدر و نوه در یک خانه دارند با هم زندگی می‌کنند. این چقدر ارزش دارد؟ نه این‌ها از آن‌ها سیر می‌شوند، نه آن‌ها با این‌ها بد می‌شوند. همه به کمک هم می‌آیند.
در جوامع اسلامی، یعنی جوامع متدینّ و مذهبی، مشاهده می‌کنیم که دو نفر آدم، مدّت طولانی با هم زندگی می‌کنند و اصلاً از هم سیر نمی‌شوند؛ بلکه دلبستگی‌شان به هم بیشتر می‌شود، انس و محبّت و وفایشان به همدیگر بیشتر می‌شود، این همان خاصیت تدّین و دین‌داری و مذهبی بودن و جهات خدایی را رعایت کردن است.
در اسلام و در فرهنگ اسلامی، خانواده با دوام است. در خانواده، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و پدر و مادر هستند، نوه‌ها و نتیجه‌هایشان را می‌بینند... سنّت‌ها را به هم منتقل می‌کنند. 
نسل گذشته، مواریث خودش را به نسل بعد تحویل می‌دهد. 
بریده و بی‌ریشه و تنها و بی‌عاطفه بار نمی‌آیند.
 خانواده ایرانی، الگوی جهانی
بحمدالله، در کشور ما و در بسیاری از جوامع شرقی، بخصوص جوامع اسلامی، هنوز کمربند خانواده محفوظ است. آن پیوند خانوادگی، بحمدالله هست. آن صمیمیت و صفا و محبّت هست زن دلش برای مرد خود می‌تپد، مرد هم‌دلش برای زن خودش می‌تپد، یکدیگر را از اعماق دل دوست دارند و زندگی صمیمی دارند. در جاهای دیگر، این چیزها خیلی کم است. در کشورهای ما بخصوص در ایران، این زیاد است. این را تأمین کنید.
اشاره
برای تقویت حسّ قدرشناسی و سپاسگزاری نسبت به آنچه داریم، یک راه میانبرُ وجود دارد و آن، دیدن حال و روز کسانی است که از آن بی‌بهره و یا کم‌بهره‌اند. برای پاسداشت نعمت بزرگی که هنوز از آن بهره‌مندیم، خوب است نیم‌نگاهی داشته باشیم به جوامعی که به این نعمت ممتاز خداوندی با عناوینی گوش‌نواز و دل‌فریب، چوب حراج زدند و امروز تازیانه عذاب این گناه کبیره بر سر و روی افسرده‌شان نواخته می‌شود. «غرب» را می‌گویم! یعنی همان سرزمین تاریکی که مدّت‌ها است، خورشید عشق از آسمان زندگی مردمانش غروب کرده است، و تمنّای یک جرعه عاطفه را در چشمان کم‌فروغشان می‌توان دید. بحران خانواده، طوفان خشم الهی است که طومار خوشبختی مردمان این غربتکده را درهم می‌پیچد. دلمان برایشان می‌سوزد. کاش می‌شد برایشان کاری کرد؛ امّا خیلی دیر شده است. بهتر است به فکر خودمان باشیم و از حال کسانی که حرمت خانواده را شکستند و با طوفان شیطانی شهوت مهار نشده، تاروپود سعادت خود را گسستند، عبرت بگیریم. آن‌ها به ما حسودی می‌کنند. از حسود باید ترسید. از حسود باید به خداوند پناهنده شد: [و من شرّ حاسدٍ إذا حسد] 
دیدن عمق فاجعه، آسان نیست. هنر غربیان در بزَک کردن و سانسور و پوشش نامرئی پشت‌صحنه زندگی تباهشان، زبانزد است. نگاهی عمیق می‌خواهد و دیده‌وری ژرف‌نگر تا از عمق فاجعه پرده بردارد! چه کسی بهتر از «آقا»ی عزیزمان!
نسل بی هویّت
امروز آنچه در کشورهای غربی مشاهده می‌شود عبارت است از نسل‌های بی‌هویت، نسل‌های درمانده و سرگشته، پدر و مادرهایی که از فرزندانشان سال‌ها خبر ندارند! در یک شهر هم زندگی  می‌کنند، چه برسد به اینکه در شهر دیگری باشند. خانواده‌های متلاشی‌شده، انسان‌های تنها...
در کشورهای اروپایی و آمریکایی...  از زن‌های بی‌شوهر ،مردهای بی‌زن، آمارهای بسیار بالا وجود دارد که تبعا بچه‌های بی‌پدرومادر، بچه‌های ولگرد، بچه‌های جنایتکار حاصل آن است، در آنجا فضا، فضای جنایت است. همین حرف‌هایی که در خبرها می‌شنوید: یک بچه ناگهان در مدرسه، خیابان، توی قطار قتل انجام می‌دهد، تعدادی را می‌کشد! یک‌بار و دوبار و یکی دو تا هم نیست. همین‌طور سطح جنایتکارها از لحاظ سنّی دارد پایین می‌آید. جوان‌های بیست‌ساله بودند، شدند جوان‌های شانزده ـ هفده‌ساله، حالا بچه‌های سیزده ـ چهارده‌ساله در آمریکا جنایت می‌کنند. راحت آدم می‌کشند. این جامعه وقتی به اینجا می‌رسد، دیگر تقریباً غیرقابل‌جمع کردن است.