1- بر خلاف جنگ ۱۲ روزه و شب ۲۳ خرداد، ایران در اوج آمادگی است و عبارت دستها روی ماشه است و موشکها روی اهداف تنظیم شده است، اصلاً یک بلوف تبلیغاتی نیست.
این بار قرار نیست جلسهای تشکیل شود تا فرماندهان دستورها را صادر کنند. دستورها صادر شده و در سراسر شهرهای ایران منتظر شروع بازی هستند.
2- فضای فکری فرماندهان نسبت به مدل جنگ و ماهیت جنگ، نسبت به قبل از جنگ ۱۲ روزه دچار تغییرات اساسی شده است.
3- در جنگ آتی دیگر قرار نیست فقط منتظر خبر شلیک موشکها باشیم. با تدبیر فرمانده با تدبیر و آگاه ایران، عمدهی تجهیزات و امکانات ایران اصلاً در جنگ ۱۲ روزه رونمایی نشد. مهمترین دلیل آن، حفظ داراییها و نیروها برای جنگ اصلی پیش رو با امریکا بود.
4- اگر تا چندماه قبل نوعی احتیاط در مواجهه و درگیری مستقیم و زدن ضربات مرگبار به آمریکاییها وجود داشت، اکنون نوعی اجماع در میان فرماندهان و تصمیم گیران بوجود آمده که استراتژی گذشته دیگر جواب نمیدهد و درگیری اجتناب ناپذیر است و لذا در این درگیری احتمالی، آمریکا و شخص ترامپ باید ضربات سخت دریافت کند. ضرباتی که باید صدا و تبعاتش به حدی باشد که هم باعث عقب نشینی آمریکا از منطقه شود و هم باعث مفتضح شدن ترامپ در آمریکا و شکست جمهوری خواهان در انتخابات آتی کنگره.
5- نزدیک شدن ناوهای آمریکا به ایران بیش از اینکه کنشی تهاجمی علیه ایران باشد، کنشی تدافعی است. اتفاقاً دور شدن ناوهای آمریکا از آبهای ایران و تیررس موشکهای تاکتیکی و پهپادها و شهپادهای انتحاری، سیگنال آمادگی تهاجم آمریکا به ایران است.
6- ایران نه ونزوئلا است، نه سوریه، نه لیبی، نه عراق، نه افغانستان. ساختار نظامی و فرماندهی، پشتوانه مردمی و توانمندی آفندی ایران قابل مقایسه با هیچ یک از این کشورها نیست. آمریکا هم آمریکای آن سالها نیست و علی رغم تمام رجز خوانیهای رسانهای، ارتش آمریکا دیگر آمادگی و علاقه برای ورود به جنگ طولانی، گسترده، منطقهای و پر هزینه ندارد. نه تنها آمریکا؛ بلکه تمام متحدان منطقهای او علاقه و آمادگی برای رویارویی به چنین سناریویی ندارند.
7- اکنون طرح تجاوز نظامی آمریکا به ایران، یک طرح سوخته و تاریخ مصرف گذشته است. این حمله قرار بود بلافاصله در میان آشوبهای خیابانی و جنگ شهری مزدوران موساد و سیا به عنوان مکمل عملیات تسخیر شهرها انجام شود که به دلیل شکست آشوبهای خیابانی، عدم دستیابی به اهداف تعریف شده، ضربه جدی به هستههای تروریستی سازماندهی شده و ترس و تردید آمریکا از تبعات و نتایج حمله به ایران، انجام نشد. بعد از این، هرگونه تلاش برای کلید زدن مجدد آن به مراتب پرهزینهتر، پیچیدهتر و با تبعات بیشتر است.
8- در واقع آمریکا و ترامپ علی رغم تصویری که از خود نشان میدهند اکنون در موقعیت نشستن روی اره قرار گرفتهاند و به دنبال خروج آبرومندانه از این وضعیت هستند. در موقعیتی قرار گرفتهاند که اگر کاری نکنند، دربرابر دلبستگان کمکهایشان سرزنش خواهند شد و شاهد سرخوردگی سربازان بی وطنشان خواهد شد و اگر حمله بکنند، وارد یک جنگ تمام عیار و پرهزینه با نتیجهی نامشخص آنهم در سال سرنوشت ساز انتخابات میشوند.
9- بر اساس نکات فوق، آرایش و تحرکات فعلی آمریکا در منطقه در درجه اول کنشی تدافعی در برابر حمله پیشدستانه ایران به پایگاهها و داراییهایشان در منطقه است. آمریکاییها بدرستی خبر دار شدهاند دستها روی ماشه و اهداف تعیین شده است.
10 - به حول و قوه الهی شکست آمریکا در دستیابی به اهدافش در این جنگ (تسلیم یا تغییر نظام ایران) و آتش بس و عقب نشینی از جبهه جنگ، روند تحولات خاورمیانه را مجدداً به نفع ایران و محور موحدین در برابر محور مشرکین و کفار تغییر خواهد داد.