عاشقی، در خانهی معشوقش را زد. معشوق هم از آن طرف در پرسید: «کیستی؟» عاشق در جواب گفت: «منم». معشوق، او را به خانهاش راه نداد و گفت: «تو هنوز خامی. باید آتش فراق، تو را پخته کند. در این خانه جایی نداری. برو».
با اینکه عاشق، دلش پیش معشوق بود؛ ولی از دستور او اطاعت کرد و به مدت یکسال با حالی زار و نزار در آتش دوری سوخت و غم ندیدن معشوق را تحمل کرد، سپس بار دیگر در خانه معشوق را زد. بار دیگر، معشوق پرسید: «کیستی؟» عاشق پاسخ داد: «تویی، تو. تو خودت هستی.» این دفعه معشوق در را باز کرد و او به داخل خانه آمد و گفت: «اکنون تو و من یکی شدهایم».
اختلاف زبان
روزی یک ترک، یک عرب، یک فارس و یک رومی به شهری وارد شدند و رهگذری در حال عبور دید که آنها غریب و خسته شدهاند و درهمی از سر لطف به آنها داد. فارس گفت: «با این پول، انگور بخریم.» عرب گفت: «عنب بخریم.» ترک هم گفت: «اُزُم بخریم.» و رومی اصرار داشت که «استافیل بخریم.» سرانجام با هم به توافق نرسیدند و از این رو به جان هم افتادند. دانشمندی به آنها نزدیک شد که به هر چهار زبان آشنایی داشت. او به حرفهایشان گوش کرد و متوجه شد که هر چهار میخواهند یک چیز بخرند، به همین خاطر پولشان را گرفت و خودش برای آنها انگور خرید.
مهارت های زندگی چیست؟
حجت الاسلام دکتر آقا تهرانی در بیان خاطرهای از آیت الله مصباح (ره) میگوید:
اوائل ازدواج خدمت آیت الله مصباح (ره) رسیدم و از ایشان پرسدم آداب و مهارتهای زندگی چیست؟ ایشان نکاتی را فرمودند، خلاصهاش این بود:
یک: همدلی کن. یعنی هرچه بر خود میپسندی بر او بپسند و هر چه نمیپسندی برای ایشان هم نپسند.
دو: بین خودتان حَکَم تعیین کنید و برای روزهای اختلافنظر به او مراجعه کنید.