آقایان مسئولان فرهنگی کشور!
وضعیت نابسامان پوشش که دیگر از بدحجابی عبور کرده و به مرز بیحجابی رسیده؛ بلکه در برخی مناطق سر از برهنگی درآورده است، برای همگان عیان است.
اگر فرصت کردید به تولیدات مثلاً فرهنگیِ مجوز گرفته از نهادهای رسمی کشور، سری بزنید؛ به محصولات شبکه فیلمهای خانگی که از نهادهای رسمی کشور اسلامی مجوز گرفتهاند، نگاهی بیندازید. آیا این تولیدات در راستای ارتقای فرهنگ عمومی است یا محصول سهلانگاری برخی مسئولان واداده و بیعرضه؛ بلکه حاصل یک برنامهریزی فرهنگی مخرب؟ این استهجان و کثافتکاریها چه نسبتی با فرهنگ اسلامی دارند؟ کدام ناظر نفهم یا خائن به این هنجارشکنیها مجوز تولید و انتشار میدهد؟
بیتردید گستردهترین و عمیقترین نفوذ در ایران اسلامی ما، نفوذ فرهنگی است که همچون موریانهای ساکت و آرام در حال تخریب بنیانهای اخلاقی جامعه است. یکی از راهبردهای نفوذ فرهنگی، تهییج و تحریک شهوات حیوانی با تولید آثار هنری به خصوص آثار بصری است که شاخصترین مصداق آن، فیلم و سریال است. این نفوذ با پیشروی پیوسته؛ اما نامحسوس، روزبهروز مرزهای اخلاقی بیشتری را پشت سر میگذارد. یک روز به اسم اینکه هنرپیشه زن و مرد، همسر یکدیگرند، صحنههای ممنوع را به تصویری میکشد و این بار با دادن نقش شوهر به یک هنرپیشه زن، مسیر اشاعه فحشا را برای خود هموار میکند. لابد فردا و فرداها نیز گامهای دیگری برای پردهدری و تصویرسازی از صحنههای متأهلانه برای جوانان این مرز و بوم برخواهد داشت.
آقایان شورای عالی انقلاب فرهنگی، آقای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقایان ناظران سینمایی و هر کسی که مسئولیت مستقیم در خصوص فرهنگ کشور دارد، آیا از اوضاع نابسامان فرهنگی کشور اطلاع دارید یا نه؟ آیا نسبت به این وضعیت نابهنجار احساس مسئولیت میکنید یا نه؟ آیا از فرهنگ اسلامی که خونبهای هزاران شهید و بهای خون دلهای هزاران عالم و محقق است، به شایستگی حراست میکنید؟ آیا مطمئن هستید که در محکمه الهی خواهید توانست از عملکرد خود دفاع کنید؟
هر مسئولی در جمهوری اسلامی به وظیفه خود عمل نکند، بیتردید گرفتار عذاب دردناک الهی خواهد شد، نفرین اهل ایمان نیز بر این عذاب اخروی و ذلت دنیوی خواهد افزود.
عروسک دست دیگران نباشید!
محمد لسانی

۱. زندگی مدرن با استرس و اضطراب، فشار و خلأهای عاطفی هیجانی همراه است. همین مسئله باعث تولید محصولاتی با عنوان فیجت (Fidget) و اسکویشی (Squishy) شده تا افراد به آنها ضربه بزنند و آنها را بفشارند. تخلیه هیجان و سرابی از آرامش، تنها رهاورد این محصولات است.
۲. کمپینها و پویشهای شبکه اجتماعی پیش از این نیز در معرفی و فروش فیجت ها پیشرو بودند. مورد جهانی و موفق آن، "اسپینر" بود که توانست گردش بزرگی در سرمایه به وجود بیارد و یک مد رفتاری زودگذر را بسازد.
۳. تیک تاکرها در این شبکه اجتماعی که جوانترین کاربران جهان را در خود جای میدهد به فیجت "خوک اسکویشی" پرداختند. استفاده از آن فقط محدود به کودکان نشد و حتی در بین بزرگسالان نیز رواج یافت؛ چرا که در مکانهای پراسترس همچون محل کار قرار میگرفت.
۴. خوک اسکویشی فقط یک کالا بود و تولیدکنندگان برای سود بیشتر به زوج و خانواده خوک نیز فکر کردند تا کالای بیشتری بفروشند. اینگونه بود که برند DGUSO به گوریل ضداسترس (Gorilla Stress Relief Toy) نیز در کنار آن فکر کرد.
۵. اینستاگرامرها و بخصوص یوتیوبرهایی که به آنباکس (Unboxing) مشغولند و به طور زنده یا در قالب یک ویدیو، جعبه یک محصول تازه را باز کرده و محتوای درون آن را به نمایش میگذارند، به عمومی شدن این محصول سرعت بخشیدند. آنها به این محصول (گوریل و خوک) اسامی دیگری دادند و سعی کردند یک نگاه همراه با طنز را برای فروش بیشتر همراه کنند.
۶. حلقههای این منظومه پیچیده را دوباره بشمارید. اضطرابهای زندگی مدرن، عطش تولید ثروت، نیاز به مُد مصرف کننده، بیشفعالی بلاگر و ولاگر تبلیغی و نهایتاً آنلاینشاپی که کالا را به خریدار میفروشد و چرخه را کامل میکند.
۷. اگر حکمرانی اقتصادی و رسانهای ما کامل بود، با نگاه پیشینی در کلیت و جزئیت این چرخه، نقش ایفا میکرد و نه آنکه با نگاه پسینی، به دنبال انگشت اشاره این و آن به هر سو بدود.
۸. تحریک مذهبی و دینی در این موارد سم است. مسائل در "افشای رسانهای" و "تسویه حساب علنی" حل نمیشود؛ بلکه از این رهگذر، بازار فروش غیررسمی و تمسخر مذهب شدت میگیرد.
۹. در سالهای گذشته از دمپایی با اسم جلاله تا ماگ فاطمه زهرا خبرسازی شده و به نظر میرسد هنوز بر همان ریل در حرکتیم.
در این جورچین، مخاطب مذهبی به ایجاد تنفر و تقابل با ساختار میرسد و مخاطب خاکستری هم به تمسخر و دلسردی از سرکوب خواهد رسید.
۱۰. شفافیت در فرایندها، نظارت بر امور و مهمتر، تعریف راه گزارش مردمی (report) میتواند بسیاری از حواشی را به قاب رسانه نیاورد و گسلهای اجتماعی و اقتصادی را فعال نکند، بهشرط آنکه فقط پلتفرم، گیرنده گزارشات نباشد و به جای برخورد نمایشی، به اصلاح عملکردی برسیم.
عروسکهای جنگ نرم، در کنار خواب متولیان فرهنگی!
مهدی اسلامی
عروسکی با قیافه گوریل و شامپانزه رو مرتضی اسم گذاری کردن و عروسک خوک رو مرضیه! ما در حوزه کار فرهنگی، متأسفانه هیچ کار محکمی انجام ندادیم و دولت به عنوان متولی فرهنگ کشور، متأسفانه خواب تشریف دارند.
عروسک یکی از مهمترین ابزار شکلگیری شخصیت کودک هست. قدیم دختران این مرز و بوم، فرزند داری را با عروسک بازی تمرین میکردند؛ اما یواش یواش جایش را داد به عروسکهای باربی و راپونزل و سفید برفی و... یعنی عروسکها وارد مرحله مد و تغییر ذائقه کودکان ما شدن. از طرفی هم اسباب بازیهای هواپیما و ماشین و... جایش را داد به عروسک مرد عنکبوتی و هالک و بتمن و بنتن و...
بعداً که خواستند ذائقه کودکانمان را عوض کنند، عروسکهای سگ و گربه را هم اضافه کردند، جدیداً هم وارد مرحله عروسکهای جنی شدند، مثل لبوبو و کرومی و...، ذائقهای که روزی باربی میپسندید، الان لبوبو با قیافه ترسناک را می پسندد، این هنر دشمن است.
حالا وارد مرحله جدید شدند. انتخاب اسم مرتضی و مرضیه به عنوان شامپانزه و خوک برای رد شدن از خط قرمزی است که متأسفانه خیلی وقت است که نقض شده و سوال من از مجموعههای فرهنگی و قضایی این است که دشمن باید دیگر چکار کند که شما به خودتان بیایید. با کم کاری این مجموعهها، سبک زندگی غربی بلای جان خانوادههای ایرانی شده و خدا نگذرد از مسئولی که در تولد بچه خودش از زن دومش، کیک کرومی برای بچهاش گرفته و عروسک باربی برای هدیه و عکسش را هم با افتخار منتشر کرده است!
به مقدساتمان به راحتی توهین میکنند و ما خوابیم هنوز! این درخت منحوس فرهنگ غربی حالا حالاها میوههای جدید خواهد داد. اگر این درخت از ریشه خشکانده نشود، باید منتظر اتفاقات بدتر از این بود. دشمن دارد سنگر به سنگر جلو میاد و متولیان فرهنگی کشور کماکان خوابند.
آی قوه قضاییه، آی متولیان فرهنگی کشور، آی دولت، نیاد روزی که این مردم رأساً جلوی این حرکتها بایستند. کاری نکنید که کم کاری شما را این مردم به دوش بکشند.