قاچاق هروئین و کوکائین توسط والاحضرت!

اشرف، خواهر دوقلوی محمدرضا پهلوی، از ابتدای سلطنت برادرش تا آخرین دقایق عمر او، نقش سرنوشتسازی در سیاستگذاریهای سلسله پهلوی داشت. او زنی ماجراجو و قدرتطلب بود و در این راه، از خرج پول و صرف نیرو ابایی نداشت؛ به همین دلیل مصدق وقتی به نخستوزیری رسید، اشرف را به علت دخالت در امور سیاسی و همچنین شهرت او در فساد اخلاقی و اقتصادی و نقش داشتن در کشتار مردم بیگناه در قیام ۳۰ تیر، از کشور تبعید کرد. اما پس از پیروزی کودتا و رفع محدودیتهای وضعشده از سوی مصدق بر او، با خواستههای افزونتر به ایران بازگشت. اسناد ساواک به صورت گستردهای فساد اشرف پهلوی، از مداخلات او در امور سیاسی کشور تا قاچاق را پوشش میدهد که در ادامه به دو سند اشاره و بسنده میکنیم:
بر اساس یک سند ساواک به تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۳۷ «در محافل مطلع مطبوعاتی تهران، شایع است که شمارههای اخیر مجله "تایم" که به ایران ارسال شده، تماماً از طرف سازمان اطلاعات و امنیت کشور، سانسور و دو صفحه وسط آن بریده شده است. گفته میشود مندرجات این دو صفحه که توسط یک مخبر آمریکایی تهیه شده بود، مربوط به قاچاق مواد مخدر و باند قاچاقچیان هروئین و کوکائین در ایران بوده و والاحضرت اشرف پهلوی و اعلیحضرت همایون شاهنشاه و علیاحضرت ملکه مادر به ترتیب از گردانندگان باند فروشندگان مواد مذکور در خاورمیانه و ایران معرفی شدهاند.
در این مجله ذکر شده والاحضرت اشرف پهلوی به علت شناخته شدن در مسافرتهایی که برای حمل مواد مخدره مینمایند، از طرف پلیس کشورهای اروپایی تحتنظر میباشند، کمااینکه والاحضرت اصولاً حق ورود به خاک فرانسه را ندارند؛ زیرا در هر مسافرتی که معظم لها مینمایند، با استفاده از مصونیت خاندان سلطنتی مبادرت به حمل مقادیر زیادی مواد افیونی و هروئین به خاورمیانه مینمایند و حتی والاحضرت فاطمه پهلوی که دارای شوهر آمریکایی هستند، در آمریکا تحت مراقبت میباشند».
در یک سند دیگر ساواک به تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۳۸ میخوانیم: «یکی از بانوان نزدیک به والاحضرت اشرف پهلوی اظهار داشته: چندی قبل از مسافرت شاهنشاه به شیراز، بین معظم له و والاحضرت اشرف پهلوی در مورد مداخله والاحضرت در امر قاچاق مواد مخدره گفتوگو و مجادله میشود و اعلیحضرت همایون شاهنشاه که همیشه نسبت به والاحضرت اشرف احترام خاصی قائل بودهاند، در مورد شرکت معظم لها در قاچاق مواد مخدره و شرکت در مقاطعهکاری شرکت آسفالت راه، با عصبانیت تذکراتی میدهند و حتی در پاسخ والاحضرت که با تندی در حضور برادر تاجدار خود صحبت میکرده، فرمودهاند: در صورت تکرار، دستور خواهند داد که جلوگیری شود و روی همین اصل، از روز مذکور تا کنون بین شاهنشاه و والاحضرت اشرف پهلوی کدورت ایجاد شده و در حال قهر میباشد... گوینده افزوده: علت عصبانیت شاهنشاه، گزارشی بوده که از طرف پلیس بینالمللی در مورد شرکت والاحضرت در امر قاچاق مواد مخدره به تهران مخابره شده است!
بردباری عجیب بانوی استوار

در جنگ احد، بسیاری از رزمندگان اسلام از جمله حضرت حمزه (علیه السلام) به شهادت رسیدند، و شایع شد که شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز شهید شده است. پس از جنگ، زنهای مدینه از مدینه به سوی احد حرکت کردند و به استقبال پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم ) شتافتند و همه بجای شهیدان خود، از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) سراغ میگرفتند.
در این میان، زینب خواهر عبداللّه بن جحش به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) رسید. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به او فرمودند: صبور و استوار باش، او گفت برای چه؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: در مورد شهادت برادرت عبدالله.
زینب گفت: شهادت برای او گوارا و مبارک باد (هنیئا له الشّهاده)
باز پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: صبر کن، عرض کرد: برای چه؟ فرمودند: در مورد شهادت داییات حمزه (علیه السلام) زینب گفت: همه از آن خداییم و به سوی او باز میگردیم، مقام شهادت بر او مبارک باد.
سپس پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: صبور و استوار باش، عرض کرد: برای چه؟ فرمود: در مورد شهادت شوهرت مصعب بن عمیر، زینب تا این جمله را شنید، صدا به گریه بلند کرد، و به طور جانگداز ناله میکرد، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: مقام شوهر نزد زن، به درجهای است که هیچکس در نزد او به آن درجه نیست .
ولی زینب در پاسخ کسانی که میگفتند: چرا در مورد شوهرت این گونه گریه میکنی، میگفت: گریهام برای شوهرم نیست، چرا که او به فیض شهادت در رکاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) رسیده؛ بلکه گریهام برای یتیمان او است که اگر سراغ پدر بگیرند چه جوابی به آنها بدهم؟!
تاریخ در تصویر

تصویری کمتر دیده شده از مراسم تاجگذاری مظفرالدینشاه