امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

این چه نوع مسلمانی است؟!

حمیدرضا ابراهیمی

 

محمد خاتمی، اخیراً به اسم پژوهش دینی، جماعتی را راه انداخته که با ادبیات شبه دینی، ثابت کنند که اسلام در مورد اجرای احکام الهی در جامعه، نباید اقدام الزام‌آوری داشته باشد! او این کار را با حمله به مبانی علمی حجاب آغاز نموده و صریحاً اذعان نموده که دامنه آن را تا بنیادهای نظم اجتماعی و مشروعیت سیاسی، توسعه خواهد داد! خاتمی در مقدمه‌ای که بر این اقدام ظاهراً پژوهشی نوشته، گفته است: «آنچه مناقشه‌برانگیز است، بهره‌گیری از اجبار حکومتی در پوشاندن لباسی تنگ بر پیکر واقعیّت اجتماعی متکثر است». یکی از کلمات مهمی که خاتمی در دو دهه اخیر و از جمله در این متن به انحاء گوناگون تکرار کرده است، کلمه «تکثر» و جامعه «متکثر» است. اما این کلمه، یک کلمه عادی نیست؛ بلکه یک اصطلاح فنی است که ناظر به مفهوم پلورالیزم (Pluralism) می‌باشد. خلاصه اندیشه پلورالیسم و روح کثرت‌گرایی شدیدی که بر پست مدرنیسم حاکم است، این است که هیچ حق و حقیقت ثابتی وجود ندارد! و این دقیقاً مخالف اسلام است که «حق» را منحصر در خدای متعال می‌داند.  به تعبیر قرآن «وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلامِ دینا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرینَ هر کس غیر از اسلام آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیان کاران است.» بدین ترتیب پلورالیسم و پست مدرنیسم هرگز نمی‌تواند دین را با خصائص حقیقت‌انگارانه و صدق محورانه‌ای که ذاتی همه ادیان الهی محسوب می‌شود، بپذیرد. در واقع پست مدرنیسم بر اساس اصول و ویژگی‌هایش، دین را نیز همانند یک فرا روایت و جهان‌بینی کلی، به کنار می‌نهد. حالا خاتمی می‌خواهد لباس به شدت تنگ پست مدرنیسم را به تن اسلام عزیز با همه عظمتش نماید و این یعنی حذف بخشهای بزرگی از دین اسلام به اسم فریبکارانه "نو اندیشی اسلامی". یک سوال که باقی می ماند، این است خاتمی که زمانی، قرآن را مخصوص جامعه قبیله‌ای می‌دانست و حالا از موضع ضد دینی پست مدرنیسم، رسما به ضروریات دینی می‌تازد، چگونه می‌تواند نام مسلمان برخود بنهد؟! تلخ‌تر اینکه لباس تبلیغ دین اسلام را هم برباید و قدرت انحراف‌زایی خود را مضاعف کند! چرا علما و حوزه های علمیه در برابر این حجم از انحراف این فرد و همپالگی‌هایش سکوت پیشه کرده‌اند؟! چرا موسسات علمی ذی‌ربط و اندیشمندان اسلامی، این اندیشه‌های سست را صریح‌تر به بوته نقد و مناظره نمی‌کشند؟! چرا تعارفات سیاسی غلبه دارد و حداقل خلع لباس روحانیت در مورد این فرد انجام نمی‌شود؟!