مهدی عامری
در روزهای اخیر یکی از روزمرهنویسان شناخته شدهی جریان اصلاحطلب، یادداشتی منتشر و گلایه کرده که چرا روحانیت در همه مسائل جامعه اظهارنظر میکند؛ از سیاست گرفته تا اقتصاد، آموزش، سلامت، سینما، ورزش و حتی هیئت مدیره بولینگ!
نویسنده محترم البته توضیح نداده که چگونه یک فرد منفرد میتواند هر روز درباره همه این موضوعات یادداشت بنویسد و رأی صادر کند؛ اما یک «نهاد بزرگ و متکثر» با دهها هزار عضو تحصیل کرده و متخصص، حق ندارد در موضوعات جامعه اظهارنظر کند. اگر یک روشنفکر همهچیزنویس مجاز است همزمان کارشناس سیاست خارجی، جامعهشناسی سلامت، فمینیسم، آموزشوپرورش، روسیهپژوهی و نقد روحانیت باشد؛ چرا روحانیت - که خود مجموعهای متکثر از افراد با تخصصهای متنوع است - نباید چنین باشد؟
از یکسو مدعی میشوید «چرا روحانیت در همه حوزهها ورود میکند؟» و از سوی دیگر وقتی وارد مصداق میشوید، بحث را عوض میکنید و میگویید «این کار در شأن روحانی نیست». بالاخره مسئله «عدم تخصص» است یا «شأن»؟ اگر یک روحانی پس از سالها تمرین، مربی رزمی، داور ورزشی یا رئیس هیئت بولینگ شده باشد، چه انتقادی به تخصص او وارد است؟
منتقد محترم با دو سه مثال پراکنده، حکم کلی صادر کرده که «روحانیت در همه چیز دخالت میکند». البته نمونههایی که میآورد، یا اساساً غلط است یا سخن را نشنیده و نقد میکند؛ مانند نقل ناقص سخنان حجتالاسلام حاجعلیاکبری که اساساً خطابش به یک شخص خاص نبوده؛ بلکه به همه جناحهای سیاسی بود که بدون سواد فقهی، حکم شرعی صادر میکنند.
از سویی دیگر امام جمعه نه دیپلمات است و نه اقتصاددان؛ اما وظیفهاش «تبیین عمومی»، بیان کلیات و چارچوبهاست؛ مثل «قاعده نفی سبیل» یا ضرورت «مقاومت در برابر استکبار».
همین آقایان اصلاحطلب که دیروز میگفتند: «لبوفروش و راننده تاکسی حق ندارند درباره برجام حرف بزنند»، امروز میگویند: «امام جمعه هم حرف نزند»؛ یعنی آزادی بیان فقط برای دوستانشان محفوظ است!
اگر کسی باید متهم به رفتار دوگانه شود، نه روحانیت؛ بلکه همان چرکنویسان و روزمرهنویسانیاند که به اسم آزادی بیان، هر تهمت و تشویش اذهان عمومی و دروغ و... را مجاز میدانند، جز نقد خودشان.