علی اکبر عالمیان
«22» دی تا «22» بهمن امسال را باید یک ماه استثنایی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران به شمار آورد. در این یک ماه، شاهد دو رفراندوم عظیم ملی بودیم تا آنانی که هر از چند گاهی نغمه مشکوک «چرا رفراندوم برگزار نمیکنیم» را سر میدهند، نظر ملت را در کف خیابان ببینند و دم فروبندند؛ هر چند به تعبیر قرآن: «وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِیُجَادِلُوكُمْ.»
ازروز باشکوه و اعجاب برانگیز «22» دیماه که بگذریم، بیشک باید «22» بهمن امسال را بینظیرترین «22» بهمن تاریخ به شمار آورد که هم از لحاظ کمیت و تعداد و هم کیفیت و افراد، شکوه خاصی داشته است. علت وقوع این دو رخداد عظیم نیز کاملاً مشخص بود. بعد از وقوع کودتای خونین دیماه و همزمان با آن، تهدیدات بیسابقه ایالات متحده بر ضد جمهوری اسلامی، حس ملی در کنار حس مذهبی به خروش آمد و ملت ایران را برای حفاظت از کیان «ایرانِ اسلامی» به میدان آورد. البته عیب بزرگ دشمنان ملت ایران این است که نه شناخت دقیقی از انقلاب و جمهوری اسلامی دارند و نه اینکه تلاش در خوری دارند تا بلکه به شناخت سزاوارانه به این نظام و ملت نجیب ایران برسند. از «تجربه» هم که بزرگترین راه برای شناخت است نیز بهرهای نمیبرند و به تعبیر قرآن «خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ» و به همین علت تبدیل به «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ» شدهاند و کماکان در دور باطل خود گرفتار و در تفکرات غلط خود غوطه ورند.
تجربه ثابت کرده که توطئههای بسیار پیچیده و خونبار بر ضد ملت ایران، با عنایات الهی و سرانگشتان مدبرانه امامین انقلاب و حضور حماسی ملت ایران، در نطفه خفه شده و خواهد شد.
یک زمانی، دیوانه بغداد با حمایت همه جانبه قدرتهای جهان، به کیان ایران حمله کرد. اما همین ملت علیرغم فقدان امکانات پیشرفته نظامی و در شرایطی بسیار سخت، بر موج توفنده فتنه غلبه کرده و آتش انتقام دشمنان را با صبر و استقامت و مجاهدت مثالزدنی خود، خاموش کردند.
زمانی دیگر نیز یک عده وطنفروش جنایتکار با راهاندازی معرکه «فروغ جاویدان» قصد داشتند تا چندروزه تهران را فتح کرده و کار جمهوری اسلامی را تمام کنند؛ اما بهمثابه «لگدپرانی پشه»، طرفی نبستند و در «مرصاد» نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، له شدند و به جای اینکه فروغشان جاویدان شود، غروبشان رقم خورد و در تاریکی فلاکت و هزیمت سقوط کردند.
این تجارب روشن و بدیهی، دشمنان را سر عقل نیاورده است. راهاندازی جنگ دوازده روزه، خود بیانگر تحلیل غلط راهبردی صهیونیستها و آمریکاییها بود. این جنگ که با نام «طلوع شیران» شکل گرفته بود، با هدف تمام شدن قطعی و مسجّل عمر جمهوری اسلامی رقم خورد. گرچه در این جنگ خسارتهایی هم بر ملت ایران تحمیل شد؛ اما مقاومت جانانه و مقابله به مثل مثالزدنی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، طلوع صهیونیستها را تبدیل به غروب زودهنگام کرد و نشان داد که آنان بر خلاف مدعایشان، «شیر» غران نیستند؛ بلکه «گربه» نالان و ترسویی هستند که با چند واکنش ایران، به پستو خزیده و تقاضای پایان جنگ میکنند.
کودتای دیماه اخیر و پارسهای هر از چند گاهی ترامپ نیز در امتداد همان خط شکست خورده رؤیای پایان جمهوری اسلامی به شمار میآید. آنان نمیخواهند بفهمند که جمهوری اسلامی با آن بنیه عظیم دینی و ملی خود، شکستناپذیر است. در این میان، بازیگوشی مضحک تهمانده حکومت پهلوی و طرفداران وامانده او نیز در نوع خود جالب و دیدنی است. به ویژه باید به راهاندازی سیرک مونیخ نیز اشاره کرد که بیش از پیش بر بلاهت جریان سلطنت طلب صحه میگذارد. آنان در این میان بهمثابه مثل معروف: «اسبهای شاهی را نعل میکردند، کک و پشه هم پایشان را بلند کردند!»، خود را جدی گرفته و با قاطعیت از سقوط جمهوری اسلامی و بازگشت حکومت سلطنتی سخن میگویند.
چه «فروغ جاویدان» و چه «طلوع شیران»، کوهی خود ساخته از توهمات دشمنان این آب و خاک بود؛ کوهی که به جای آوار شدن بر سر ملت ایران، تنها هنرش زاییدن موش بود!