دکتر محمدرضا جباری
روش ارزیابی و اعتبارسنجی روایات، منحصر به ارزیابی اسناد نیست و محتوای روایت باید بر اساس شواهد و قرائن ارزیابی شود
اصطلاحاً باید بر اساس روش قدماء، یعنی وثاقت صدوری عمل کرد و نه صرفاً بر اساس وثاقت سندی و با تجمیع قرائن و تراکم ظنون و ضمّ ضمائم، به نتیجه قطعی یا نزدیک به قطعی نائل شد.
اشاره
متن حاضر، ملاحظات حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدرضا جباری بر سخنرانی آقای دکتر نعمتالله صفری فروشانی در دانشگاه فردوسی مشهد است که با عنوان «رویکردهای کلامی در مطالعات تاریخی» در تاریخ 22 مهر ماه 1404 ایراد شده است.
نادرستیِ عنوان «ارتباط تاریخ با کلام»
این پرسش که آیا در تاریخ باید به دنبال مبانی کلامی رفت یا خیر، پرسشی است نابجا و عنوان «ارتباط تاریخ با کلام» عنوان نادرستی است. صحیح آن است که گفته شود: «ارتباط و تعامل تاریخ و سیره معصومان (علیهم السلام) با کلام!»؛ چرا که کلام در ارتباط با غیر معصوم اصلاً سخنی ندارد. اگر بخواهیم مثلاً تاریخ ناصرالدین شاه و شاه عباس و مانند آن را بحث کنیم، حتماً نگاه تاریخی خواهیم داشت و در این مورد علم کلام حرفی برای گفتن ندارد؛ چرا که اینان انسانهایی عادی بودند که مشی و رفتار آنان با روش تاریخی بررسی میشود و محقق تاریخ تلاش دارد گزارشی که به واقعیت نزدیکتر است را استنباط و استخراج کند.
لزوم بهرهگیری از مبانی کلامی در تبیین سیره معصومان (علیهمالسلام)
اما در ارتباط با تاریخ و سیره معصوم، مبانی کلامی باید لحاظ شوند؛ چرا که سخن درباره انسانی خاص و مؤیّد به تأیید الهی و منصوب از جانب خدا و دارای عصمت است؛ لذا نمیتوان کاربست علم کلام را در آن نادیده گرفت.
کسانی که معتقد به عدم ارتباط تاریخ با کلام هستند، آیا میتوانند روایات موهنی که در منابع عامه درباره معصومان (علیهم السلام) آمده و سراسر اهانت و سخافت است و اوصاف زشتی مانند (العیاذ بالله) ایستاده بول کردن رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و یا تردید ایشان در نبوتشان را مطرح میکنند، بپذیرند؟! یا مثلاً حاضرند آنچه در تاریخ طبری درباره علت شهادت امام رضا (علیه السلام) آمده که (نستجیر بالله) بهدلیل پُرخوری در تناول انگور بوده را بپذیرند؟ آیا ما میتوانیم به صرف نگاه تاریخی، با اینگونه گزارشهای موهن مواجه شویم؟!
ما ناچاریم در مطالعات تاریخ و سیره معصومان (علیهم السلام) به سراغ علم کلام برویم. اصلاً مقتضای مشی علمی همین است. بنده تعجب میکنم از افرادی که ژست علمی میگیرند؛ ولی مدعیات سست و بیپایه ارائه میدهند! اصلاً کلامی نگریستن در ارتباط با سیره معصومان (علیهم السلام) اقتضای روش علمی است و اگر غیر این بشود، خلاف روش علمی عمل شده است؛ چرا که بناست درباره یک انسان معصوم نظر داده شود، نه یک انسان عادی! چطور میشود که کسی تحصیل کرده حوزه باشد و این مطلب بدیهی را درک نکند؟!
علامه سیدجعفر مرتضی عاملی؛ قهرمان بهرهگیری از مبانی کلامی در مطالعات تاریخ معصومان (علیهمالسلام)
این علامه بزرگوار در راستای اصل یادشده، اهتمام فراوان داشت که روایات ناظر به تاریخ و سیره معصومان (علیهم السلام) بر مبانی کلامی پذیرفته در مکتب اهلبیت (علیهم السلام) عرضه و نقد شوند و تلاش علمی او در طول تاریخ تشیع، بینظیر است.
وی با مبانی کلامی ورود کرد و به مصاف روایات موهن درباره معصومان (علیهم السلام) رفت؛ اما در سخنرانیِ یادشده، ایشان متهم به افراط در کلامی نگریستن به تاریخ شده و کلام بیمدرکی به وی نسبت داده شده که: «کلام را درست کن، تاریخ خودش درست میشود!»
در این سخنرانی همچنین، علامه سید جعفر مرتضی متهم شده که در تاریخ و سیره معصومان (علیهم السلام) صرفاً نگاه دلائلی، فضائلی و معجزاتی داشته و منابع ایشان نیز آثاری همچون: الخرائج و الجرائح، مناقب و بحار الانوار بوده است. و این در حالی است که اگر کسی کوچکترین آشنایی با آثار علامه سید جعفر مرتضی داشته باشد، به این حقیقت واقف است که ایشان همچون معمول مورخان، به اکثر منابع تاریخی رجوع کرده و ارجاع میدهد.
اتهام افراط در کلامی نگریستن به بعضی مراکز حوزوی
در سخنرانی یادشده همچنین گروه تاریخ مؤسسه امام خمینی متهم به افراط در کلامی نگریستن به تاریخ شدهاند. البته قابل انکار نیست که گروه تاریخ موسسه، رویکرد کلامی دارد و این را مایه افتخار میدانیم؛ چرا که ما بر اساس تشخیصی که میدهیم، منهج علمی خود را پیریزی و عملیاتی کرده و بهرهگیری از ابزار کلام را برای تحلیل تاریخ و سیره معصومان (علیهم السلام) لازم میدانیم.
در سخنرانی یادشده، همچنین ادعاشده که گروه تاریخ موسسه، خود را متولّی تاریخ و سیره معصومان (علیهم السلام) میداند! و این، ادعایی است بسیار عجیب! ما کی چنین ادعایی مطرح کردهایم؟ آیا برای این ادعا سند و مدرکی دارند؟
همچنین ادعا شده که گروه تاریخ موسسه، سیاست را وارد تاریخ میکنند! و این نیز ادعایی ناروا است. بله! ما تاریخ را در خدمت سیاست قرار داده و میدهیم و به این کار افتخار میکنیم؛ اما سیاست را وارد تاریخ نکرده و نخواهیم کرد.
تعریض به تراث شیعی
از دیگر مسائل مطرحشده در سخنرانی مزبور، تعریض به بعضی از مواریث حدیثی – تاریخی شیعه مانند کتاب سلیم بن قیس و موهوم دانستن شخصیت مؤلف آن است و این در حالی است که بزرگانی مانند نعمانی، کلینی، شیخ صدوق، شیخ طوسی و... روایات سلیم را نقل کرده و به وجود تاریخیاش اذعان داشتهاند و در آثاری مانند رجال برقی، بر صحابی بودن سلیم برای چند امام تصریح شده است. در اینجا باید پرسید: اصرار بر انکار وجود تاریخی شخصیت سلیم، آیا در نهایت به نفع مذهب تمام میشود یا ضرر؟! آیا با نفی این شخصیت، از مظلومیت امیرالمومنین (علیه السلام) و صدیقه طاهره (سلام الله علیها) دفاع میشود یا بالعکس؟! البته ما این اثر و مانند آن را نقدناپذیر نمیدانیم و نسبت به آنها تعصب نداریم!
انکار وجود روایت معتبر درباره تشرفات محضر امام عصر (عج) در عصر غیبت کبری
از دیگر فرازهای سخنرانی یادشده، انکار وجود حتی یک روایت معتبر درباره تشرف محضر امام عصر (عج) در دوره غیبت کبری است! سخنران محترم برای استدلال نسبت به این ادعا اظهار میدارد که روایات تشرف تماماً ضعیفالسند بوده و ارزشی برابر صفر دارند؛ لذا هزار روایت نیز یعنی هزار صفر! که ارزشی برابر صفر دارد!
این مدعای بسیار عجیب با مبانی علمی پذیرفتهشده نزد عالمان اسلامی انطباق ندارد؛ چرا که روش ارزیابی و اعتبارسنجی روایات، منحصر به ارزیابی اسناد نیست و محتوای روایت باید بر اساس شواهد و قرائن ارزیابی شود و اصطلاحاً باید بر اساس روش قدماء، یعنی وثاقت صدوری عمل کرد و نه صرفاً بر اساس وثاقت سندی و با تجمیع قرائن و تراکم ظنون و ضمّ ضمائم، به نتیجه قطعی یا نزدیک به قطعی نائل شد.
گفتنی است اگر بنا باشد در ارزیابی همه گزارههای تاریخی، به دنبال وثاقت سندی باشیم، اندک روایات تاریخی قابل اعتماد خواهد بود؛ چرا که مگر در منابع تاریخی چند درصد روایات دارای سند معتبر هستند؟! و خیلی عجیب است که در دیگر موضوعات تاریخی (غیر از تشرفات) تز «هزار صفر برابر با صفر است» مطرح نمیشود! اما در مسئله رؤیت امام عصر (عج) چنین مبنای عجیب و غریبی که خلاف دیدگاه بزرگان از علمای شیعه است مطرح شده و به پیامد و برایند این موضع نیز توجه نمیشود که آیا موجب تقویت اعتقاد به وجود امام عصر (عج) خواهد شد یا آنکه نتیجه عکس خواهد داشت؟!