امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

من تکلیفم را انجام می‌دهم

آیت الل‍ه محمدرضا توسلی

ادامه مطلب

آرامش

حسن کمالیان
   
سال ۵۸ آیت‌الله بهشتی به مشهد سفر کرد. من هم عکاسی می‌کردم. او نسبت به بقیه روحانیون، خیلی مردمی بود و به راحتی با ایشان احساس صمیمیت می‌کردیم.
ادامه مطلب

احضار سفیر شوروی

دکتر سید محمد صدر
   
بعد از پیروزی انقلاب، حزب توده مثل سایر احزاب و روزنامه‌ها آزاد بود و فعالیت سیاسی جدی داشت و روزنامه منتشر می‌کرد. حزب توده در مواجهه با جمهوری اسلامی، به ظاهر نقش حمایتی داشت و این حمایت، گاه چنان شدید می‌شد که دوستان ما در وزارت امور خارجه شوخی می‌کردند و حزب توده را شاخه کمونیستی، جمهوری اسلامی ایران می‌خواندند، چون گاهی توده‌ای‌ها، حزب‌اللهی‌تر از گروه‌های دیگر خود را نشان می‌دادند و البته این تاکتیک آنان بود؛ چرا که می‌دانستند توان رودررویی با جمهوری اسلامی را ندارند که اگر چنین می‌کردند، خیلی زودتر از بین می‌رفتند.
ادامه مطلب

برخورد بد

حبیب‌الله عسگراولادی

ادامه مطلب

هدیه گران‌بها

مرضیه حدیدچی

 

در سال ۱۳۶۰ برای سخنرانی به یکی از شهرستان‌های اطراف صور در لبنان رفته بودیم. پیر زنی آمد و اصرار کرد که ما از مقابل خانه او عبور کنیم. او می‌گفت: اگر من بخواهم به خانه بروم و برگردم، قبل از برگشتن من، شما رفته‌اید.

ادامه مطلب

ابوالفضل علمدار، خمینی را نگهدار!

مجتبی قنبری

 

از حرم امام حسین علیه‌السلام به حرم حضرت ابوالفضل علیه‌السلام رفتیم. فاصله بین این دو حرم را که کم بود پیاده طی کردیم. دژبان‌ها در طول خیابانی که به حرم می‌رسید، ایستاده بودند و مردم از پشت سر آنها سَرَک می‌کشیدند. فرماندهِ اردوگاه، قبل از حرکت با لحن تند و تهدیدکننده‌ای گفته بود که به‌هیچ‌وجه نباید در این خیابان صلوات بفرستیم. او تهدیدش را با تأکید زیادی آمیخته بود؛ ولی هنوز چیزی از راه را نرفته بودیم که صدایی در بین ما و آن خیابان طنین انداخت. برای سلامتی امام صلوات! 

ادامه مطلب

متاع گران‌بها

حسین شریعتمداری

 

ادامه مطلب

من خانه نیاز ندارم!

آیت‌الله سید رضا فاضلیان
ما در بازار، افرادی را داشتیم که پشتوانه مبارزات و انقلاب و همگی از ارادتمندان روحانیونی چون آقای مدنی بودند. ایشان بزرگ‌ترین نعمتی بود که خداوند نصیب مردم همدان فرمود.
یک‌بار به شهید مدنی گفتیم: شما سالی حداقل سه چهار ماه در همدان هستید، اجازه بدهید ما برای شما خانه‌ای تهیه کنیم.
ایشان فرمود: من به خانه نیاز ندارم.
بالاخره آن قدر اصرار کردیم تا ایشان راضی شد و ما خانه‌ای را پیدا کردیم. آقای مدنی فرمود: من از سهم امام چیزی برای خانه نمی‌دهم، خودم هم پول ندارم. از کجا می‌خواهید پولش را تهیه کنید؟
ادامه مطلب

صفحه‌ها