دست از شعار «ایران قوی» بردارید؛ این شعار تهدیدآمیز است!
تقریباً میتوان گفت محمدجواد ظریف هر ماه نظرات شاذ و جدیدی رو میکند که به ما نشان میدهد یک ذهن استعمار زده تا چه اندازه حقیر است.
او این بار نظراتش را در قالب یک مقاله برای مجله آمریکایی فارن افرز منتشر کرده است. مقالهای که بخش قابل توجهی از آن به مسائل داخلی ایران مربوط است و معلوم نیست وزیر خارجه اسبق ایران چرا یک نشریه آمریکایی را غمگسار خود دانسته و از دریچه آن به آسیبشناسی مسائل ایران و توصیه به مردم و مسئولان ایران پرداخته است. اقدامی که مصداقی از باز کردن راه بیگانگان به مسائل داخلی ایران است که آیت الله جوادی آملی آن را دیاثت سیاسی خواندند.
محتوای مقاله ظریف درباره روابط خارجی ایران و راهحل مسائل آن؛ همان حرفهای قدیمی، تکراری و تاریخ گذشته اوست که سعی میکند با کلیدواژه «امنیتیسازی ایران» به آن رنگ و لعاب دیگری دهد.
اما این کوشش وزیر خارجه اسبق برای واژهسازی و بازطرح نظرات دستمالی شده و شکستخوردهاش؛ عمدتاً ناکام میماند؛ چون مخاطب در مرحله اول از خود میپرسد نویسنده این جملات خودش ۸ سال وزیر خارجه ایران بوده و مسیر مذاکره و توافق را به غایت پیموده؛ اما در نهایت به هیچکدام از اهدافی که در یادداشت خود آورده نرسیده است! او که با ادعای دیپلماسی و زباندانی برای لغو تحریمهای ایران وارد گود شده بود، نه تنها هیچ تحریمی را لغو نکرد؛ بلکه خودش هم تحریم شد و به کشورش برگشت!
او در متن خود مثل همیشه آمریکا را مساوی با جهان گرفته و رفع دغدغههای آمریکا را هم مساوی با رفع نگرانیهای جهان میداند؛ حال آنکه در جهان واقعی ۱۹۶ کشور وجود دارد که ایران با اکثر آنها روابط دوستانهای دارد و هیچکدام ایران را تهدید امنیتی برای خود نمیدانند.
ظریف مانند تمام ذهنهای استعمار زده ریشه «امنیتیسازی ایران» را هم عمدتاً داخلی و ناشی از سوء سیاستها و مواجهه ایران با آمریکا دانسته و بر همین اساس گامهایی برای اصلاح این رویکرد به مردم و مقامات کشور پیشنهاد داده است.
وزیر خارجه اسبق یکی از این راهها بازنگری در ایجاد قدرت دفاعی ایران دانسته و مینویسد: «تهران میتواند تأکید خود بر قدرت دفاعی مادی - تأکیدی که اغلب برداشت از تهدید را تقویت میکند - را مجدداً تنظیم کند.»
با وجود رفتار غیرحرفهای و جهت دارانه آژانس بین المللی انرژی اتمی ظریف بهانههای واهی آژانس را به رسمیت شناخته و خواستار رفع نگرانیهای آژانس از سوی ایران شده است: تهران میتواند گفتگویی صریح با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) برقرار کند تا به نگرانیهای متقابل رسیدگی و راهی برای از سرگیری همکاری پیدا کند.
علیرغم تجربه خسارتبار برجام در افزایش تحریمها و حمله آمریکا به ایران پس از ۵ دور مذاکره در دولت فعلی، محمدجواد ظریف قادر نیست در ذهنیت متسلب و دگم خود بازنگری کرده و همچنان میگوید: «تهران میتواند با ایالات متحده برای مدیریت اختلافات خود، با شروع مسئله هستهای و تحریمها، تعامل کند.»
وزیر خارجه اسبق ایران در نشریه آمریکایی فارن افرز ادعاهای عجیبی نیز مطرح کرده است که گاهی مرزگذاری میان او و یک اپوزیسیون نظام را دشوار میکند. او مینویسد: «تهران مجبور شده است که بیشتر برای ارتش خود و کمتر برای توسعه و رفاه هزینه کند.» و مدعی شده حکومت ایران کنترل اجتماعی شدیدی بر اینترنت و رسانههای اجتماعی اعمال میکند.
ظریف در یادداشت خود برای این رسانه بیگانه خواستار گفتگوی ملی بین گروههای سیاسی و جناحهای اجتماعی در ایران و اقدام شهروندان برای ثبت شکایتهای خود درباره سیاستهای ایران در سکوهای آنلاین داخلی شده و ما همچنان متعجبیم که چرا وزیر خارجه اسبق ایران چنین مطالباتی را در یک نشریه امریکایی منتشر کرده است؟!
اگر تا به حال آمریکاپرستان و غربزدگان از شعار «مرگ بر آمریکا» ابراز نگرانی و نارضایتی میکردند، محمدجواد ظریف پرده تازهای از خودباختگی رو کرده و حتی از شعار «ایران قوی» هم ناراحت و عصبانی است. او مینویسد: «تهران همچنین درک کند که قدرتش میتواند دیگران را ناراحت کند و بنابراین این کشور باید از روایت ساختن یک «ایران قوی» - که میتواند یکجانبه و تهدیدآمیز به نظر برسد به روایت ساختن یک «منطقه قوی» تغییر جهت دهد.»
یادداشت محمدجواد ظریف نکات عبرتآموز دیگری هم دارد؛ اما همین مقدار هم کافی است تا ما بفهمیم سیاست خارجی ایران ۸ سال در اختیار اندیشهای مسموم قرار گرفته بود که انگلیسی فکر میکرد و فارسی سخن میگفت.
گروهک مطرود حضرت امام (ره) چگونه اصلاحطلب جا زده شد؟!
عضو گروهک منحله نهضت آزادی از اظهارات رئیسجمهور در دیدار با فعالان سیاسی ابراز ناراحتی کرد و گفت اصولگرایان برای این سخنان کف میزدند.
به تازگی محمدعلی ابطحی، در مورد جلسه فعالان سیاسی با رئیسجمهور خبر داده بود: «در مسئله سیاست خارجی چالشی با چند تن از اصلاحطلبان تندتر درگرفت. نیمچه تشنجی شد. گفتند کاری کنید تحریمها برداشته شود. پزشکیان گفت ما که مذاکره میکردیم؛ اما وقتی آمریکاییها توقعات عجیب و غریب دارند؛ مثلاً اولین حرفشان این است که موشک نداشته باشید، من نمیتوانم قبول کنم ملت ایران جلوی اسرائیل که همانها تا دندان مسلحش کردهاند بیدفاع بماند».
در همین باره، عماد بهاور از عناصر وابسته به گروهک نهضت آزادی که در جلسه مذکور حضور داشت، به وبگاه انتخاب گفت: در این جلسه، آقای پزشکیان به موضوع سیاست خارجی پرداخت و گفت که مذاکرات نباید به گونهای پیش برود که به عزت ملی لطمه بزند. او مطرح کرد که ما بر سر توان موشکی و دفاعی کشور مذاکره نمیکنیم و مذاکره نباید به تضعیف جمهوری اسلامی منجر شود و به هر خواستهای تن نمیدهیم.
او ادامه داد: انتظار اصلاحطلبان از آقای پزشکیان فراتر از این سطح است. انتظار نداریم او در حد مجری محدود عمل کند؛ بلکه انتظار داریم در جایگاه واقعی رئیسجمهور ظاهر شود. بهویژه در موضوعات اساسی و سرنوشتسازی مانند مذاکرات و سیاست خارجی، لازم است نقش فعال، جدی و اثرگذار داشته باشد. اصلاحطلبان نقدهای خود را با صراحت مطرح کردند و در مقابل، مشاهده شد که اصولگرایان از مواضع او ابراز رضایت کرده و حتی برایش کف میزدند.
وی گفت: «مهمترین نقدی که از سوی اصلاحطلبان مطرح شد این بود که آقای پزشکیان در مدیریت کلان و سیاست خارجی، نقش مؤثری ایفا نمیکند. در همین چارچوب، آقای بنیاسدی (رئیس گروهک منحله نهضت آزادی) مطرح کرد که ریشه بسیاری از مشکلات موجود در نگرشی مبتنی بر خودی و غیرخودی نهفته است.
بهاور گفت: در مجموع، از اینکه جلسه چنین برداشت شد که آقای پزشکیان بیش از آنکه انتظارات جریان اصلاحطلب را برآورده کند، توانسته رضایت نسبی اصولگرایان را جلب کند. برخی سیاستها و اقدامات بهگونهای پیش رفته که گروههایی از نظر اقتصادی احساس رضایت کردهاند.
گزافهگویی عناصر وابسته به نهضت آزادی و دعوت آنها به جلسه رئیسجمهور با فعالان سیاسی در حالی است که حضرت امام خمینی (ره) سیام بهمن 1366، در پاسخ به نامه حجتالاسلام آقای محتشمی وزیر کشور درباره نهضت آزادی تأکید کردند: «در موضوع نهضت به اصطلاح آزادی آنچه باید اجمالاً گفت آن است که پرونده این نهضت و همینطور عملکرد آن در دولتِ موقتِ اولِ انقلاب شهادت میدهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است و در اینباره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است که شاید آمریکای جهانخوار را که هرچه بدبختی ملت مظلوم ایران و سایر ملتهای تحت سلطه او دارند از ستمکاری اوست، بهتر از شوروی ملحد میدانند و این از اشتباهات آنها است.
در هر صورت، بهحسب این پروندههای قطور و نیز ملاقاتهای مکرر اعضای نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمریکا و بهحسب آنچه من مشاهده کردم از انحرافات آنها که اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند، ملتهای مظلوم بهویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا میزدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران میخورد که قرنها سر بلند نمیکرد، و بهحسب امور بسیار دیگر، نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضائی را ندارند و ضرر آنها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بیمورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویلهای جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهکهای دیگر، حتی منافقین این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است. ...نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بیاطلاع از مقاصد شوم آنان هستند میگردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود، و نباید رسمیت داشته باشند».
اعتراض حامی انتخاباتی پزشکیان به نقش تورمساز دولت
«رئیس سازمان برنامه و بودجه، و وزیر اقتصاد ادعا میکنند لایحه بودجه با جهتگیری کنترل تورم و کسری صفر بسته شده. این لافزنیهای بیپایه، در میان برخی از منصوبان رئیسجمهور، به یک مسابقه تبدیل شده است.»
دکتر فرشاد مؤمنی، از حامیان انتخاباتی آقای پزشکیان، در نشست «اقتصاد سیاسی ایران؛ از قانونگذاری تا توسعه» گفت: در سایه شوکدرمانی به نام «کنترل نرخ ارز»، بهصورت برنامهریزیشده ارزش پول ملی تضعیف میشود؛ اما همان اقدام را «کنترل نرخ ارز» مینامند! ابتدا نرخ ارز را دهها واحد افزایش میدهند، سپس با تزریقهای مشکوک و ضد توسعهای به بازار قاچاقچیها، تامین مالی فعالیتهای غیرمولد و تمایل به خروج سرمایه را تقویت میکنند و بعد با کاهش جزئی نرخ ارز، مدعی کنترل میشوند.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی افزود: بازار موسوم به «آزاد ارز»، در واقع بازار قاچاقچیهاست که تأمین مالی قاچاق و فرار سرمایه را برعهده دارد و بانک مرکزی با همراهی دیگران، به نام کنترل نرخ ارز، دائماً آن را فربهتر میکند. این روند موجب شکلگیری پیوندی خطرناک میان نهادهای بهرهکش داخلی و خارجی شده؛ بهگونهای که عایدات خامفروشی نیز از همین مسیر در اختیار شبکههایی قرار میگیرد که سرمایه را از کشور خارج میکنند. سپس همان کسانی که این فقر، فلاکت، ذلت و فساد فراگیر را تحمیل کردهاند، با شگفتی میپرسند چرا اوضاع کشور سامان نمییابد؟
مؤمنی گفت: از رئیسجمهور تا مدیران زیرمجموعه، بهجای پاسخ عالمانه به نقدهای دلسوزانه، بیشتر مسیر لافزنی را انتخاب کردهاند؛ در حالی که در سند لایحه بودجه 1405، بیسابقهترین تمهیدات تورمزا دیده میشود، رئیس سازمان برنامه و بودجه مدعی است که با سندی با جهتگیری کنترل تورم مواجه هستیم. گویی ایشان هیچ درکی از تورم و تجربه اقتصادی ایران از سال ۱۳۷۰ تا امروز ندارد. این لافزنیهای توخالی را میتوان در اظهارات وزیر اقتصاد مشاهده کرد؛ جایی که ادعا میشود بودجه با کسری صفر بسته شده است. امیدوارم این لافزنیهای بیپایه که متاسفانه به نظر میرسد میان برخی از افرادی که آقای رئیسجمهور انتخاب کردهاند به یک مسابقه تبدیل شده، جای خود را به سخنان سنجیده و مبتنی بر علم بدهد.
وی با اشاره به اظهارات معاون اجرائی رئیسجمهور افزود: ایشان در تلویزیون گفت ما فکر کردیم اگر مزد کارکنان دولت افزایش یابد، تورم دو برابر میشود! چه کسانی به این افراد اطلاعات میدهند؟ خودشان اعلام میکنند تورم حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد است. این جزو بدیهیات و در حد چهار عمل اصلی ریاضیات است که وقتی قدرت خرید کارکنان ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده، افزایش دستمزد تا همین مرز اصلاً تقاضای اضافی در اقتصاد ایجاد نمیکند. هر میزان افزایش دستمزد کمتر از این رقم، به معنای تشدید بحران تقاضای مؤثر و تعمیق رکود است. بعد همین افراد میگویند اگر کمی بیشتر به دستمزد اضافه کنیم، تورم دو برابر میشود! اینها لافزنیهای توخالی و بیپایه است.
رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: آقای رئیسجمهور از برقراری عدالت سخن میگوید؛ اما این عدالت را با سیاستهای تورمزا و افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده دنبال میکند. نتیجه، تدارک فشارهای معیشتی است؛ در حالی که همزمان، شعار عدالت سر داده میشود. امیدوارم این سخنان جسارت تلقی نشود؛ اما باید گفت این هم نوعی لافزنی است؛ یعنی سخنانی که هیچ پایه علمی ندارد و موهوم است. این افراد چگونه چنین حرفهایی را به زبان میآورند و آقای رئیسجمهور چگونه وجدان خود را آرام میکند.
این اقتصاددان گفت: آقای رئیسجمهور در توجیه سیاستهایی مانند شوک به قیمت بنزین میگوید که دولت طمع درآمدی ندارد و تمام درآمد اضافی را در قالب کوپن به مردم بازمیگرداند. این نشان میدهد که گویا القا کردهاند شوکهای شدید به نرخ ارز هیچ اثری بر تورم ندارد؛ در حالی که جهتگیریهای اصلی بودجه ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ ماهیت تورمزا دارد.
مؤمنی افزود: باید فرد یا افرادی پیدا شوند که دسترسی مستقیم به رئیسجمهور و اطرافیانش داشته باشند و توضیح دهند که وقتی یک چشمانداز تورمی شدید ایجاد میشود، دیگر نمیتوان با انکار، واقعیت را تغییر داد. سطح صلاحیت تخصصی برخی از مسئولان اقتصادی بهطرز تاسفباری پایین است.
وی تاکید کرد: سیاستهای تورمزا فقط مصرف را هدف قرار نمیدهد؛ بلکه هزینههای تولید را نیز بهطور متناسب افزایش میدهد. این سیاستها همزمان با تخریب رفاه خانوار، بنیان تولید را نیز هدف قرار دادهاند.
عکس هفته
کارشناسان اشتباهی...!