معنای نقاب انداختن اشرار
محمد ایمانی: شکستن شیشه مغازهها و تهدید و ارعاب کسبه برای تعطیلی اجباری؛
- حمله به آمبولانس اورژانس؛
- شکستن شیشه و آتش زدن خودروهای عبوری؛
- حمله به رهگذرانی که با شرارت همراهی نمیکنند یا مخالفت میکنند؛
- توهین به پرچم کشورمان و آتش زدن آن؛
- حمله به ساختمانهای عمومی؛
- حمله به مساجد و هتاکی به ساحت قرآن کریم؛
- دادن شعارهای صهیونیستی مثل "نه غزه نه لبنان" و "موشکها را رها کن"؛
- حمایت از رژیم دست نشانده پهلوی که با اردنگی ملت ایران به زبالهدان تاریخ افتاد؛
- به خط کردن تروریستها با سلاح گرم و نارنجک، و همچنین اشرار قدارهکش؛
- و آفتابی شدن مقامات بیحیثیت اسرائیل و آمریکا به حمایت از شرارتها؛
خیلی زودتر از آنچه پیشبینی میشد، شکست پروژه آمریکایی - صهیونیستی آشوب را به نمایش گذاشت و نشان داد که ملت ایران نه با یک اعتراض مدنی؛ بلکه شرارت سازمان یافته خارجی مواجه هستند. اگر برنامه آشوب افکنی (در پوشش اعتراض مدنی و اقتصادی) ایزوله نشده، طبق برنامهریزی دشمن پیش رفته و توانسته بود حتی یکی دو درصد مردم را همراه کند، نیازی نبود که طراحان سناریو، نقاب از چهره خود و مزدوران بردارند.
این ماجرا هم یک انتقام ناکام دیگر از ملت نستوهی است که در جنگ ۱۲ روزه بر خلاف محاسبات و برآوردهای دشمن، همدلانه ایستادند و نقشه دشمن کمانه کرد.
ملت ۹۰ میلیونی ایران کجا و این معرکهگیریها کمشمار اما شرارتآمیز کجا؟!
ماشاءالله به این عطرپراکنی شورای پیرمردهای اطلاعرسان
روزنامه جوان: بعد از استعفای دو فرد نامعقول از شورای اطلاعرسانی دولت - که در واقع برکناری محترمانه بهخاطر مواضع ضددولتی آنان بود - حالا دو پیرمرد از عهد بوق، یعنی ماشاءالله شمسالواعظین و محمد عطریانفر به جای آنان عضو شورا شدند. رئیس شورا هم که خودش در همین حدود است. ظاهراً جوانان که اغلب تکشغلی هستند و انگیزه و توانایی دارند و با شبکههای ارتباطی و فناوریهای نوین ارتباطی آشنا هستند، جایی به شورا بازنمیکنند و پیرمردهای هفت، هشت شغله و بیانگیزه که به درد پاتوقهای کافههای بازنشستگان میخورند، ترجیح داده میشوند.
فقط آنچه در این مدت از شورای خوابآور الیاس دیده شده است، جاماندن از وقایع و چندشغله بودن برخی اعضای آن است؛ طوری که هر کس در دولت برای خودش اطلاعرسانی میکند و تعداد تکذیبیهها در پس خبررسانیها میرود که رکورد بشکند. شورای چای و نسکافه و عطر و مرور خاطرات! ماشاءالله به این همه همت در شورای اطلاعرسانی.
درسهای ونزوئلا: اقتدار ملی، شرط بقا
علی بهادری جهرمی: ونزوئلا دوباره نشان داد استانداردهای غربی دوگانهاند؛ حمله روسیه محکوم است؛ اما تجاوز آمریکا توجیهپذیر. در منطق نظم جهانی، نه حق تعیینکننده است و نه قانون؛ بلکه صرفاً منافع قدرتهای مسلط مطرح است.
آمریکا برای منافعش یا توافق تحمیلی میسازد یا حمله میکند و در هر دو حالت، طرف ضعیف بازنده است. نه مذاکره بدون قدرت، امنیت میآورد و نه پرهیز از تقابل، مانع فشار میشود.
اختلاف داخلی، همواره بهانه مداخله خارجی است. تضعیف از درون، راه را برای تحریم، فشار و حتی ادعای قیمومیت بیرونی باز میکند و هزینه آن را همه مردم میپردازند.
عراق دوره صدام، لیبی، ونزوئلا، یمن، سوریه، جنگ ۱۲ روزه، حتی حزبالله لبنان و… نمونههای روشنی هستند که نشان میدهند انسجام ملی و قدرت بازدارندگی در دورههای حملات شدید، چقدر میتواند اثرگذار و بازدارنده باشد.
در جهانی که بر مدار قانون جنگل میچرخد، اختلاف داخلی سم است و اقتدار ملی شرط بقا.
استاد دانشگاه یا سخنگوی اغتشاشگران؟!
کیهان: علی شریفیزارچی که با کارنامه اقدامات و مواضعش در اغتشاشات ۱۴۰۱ و به لطف مسعود پزشکیان به دانشگاه بازگشته، حالا به لیدر مجازی آشوبهای خیابانی در ایران تبدیل شده است.
او در تازهترین اقدام خود، بدون ارائه هیچ سند و مدرکی، مدعی کشته شدن ساغر اعتمادی شده و جالب آنکه او را شهید خطاب کرده است!
این در حالی است که ابوالفضل اعتمادی، برادر فردی که شریفیزارچی مدعی کشته شدن او شده، در واکنش به این خبر اعلام کرده که حال خواهرش خوب است.
کشتهسازی، پروژه نخنما شدهای است که سرویسهای اطلاعاتی صهیونیستی و غربی از فتنه۸۸ تاکنون، برای دامن زدن به آشوبها و تحریک احساسات مردم از آن استفاده میکنند. با این وجود، باید پرسید که پشت پرده تلاشهای شریفیزارچی برای تحریک بیشتر جوانان به آشوب و دامن زدن به اغتشاشات چیست؟
جنگل جهانی است یا دنیای گفتمان؟!
علیرضا زادبر: جنگل جهانی همین است! بدون مجوز شورای امنیت، بدون مشروعیت حقوقی و قانونی، یک دولت قلدر به یک کشور حمله و پایتخت آن کشور را بمباران میکند! همینقدر بیقانون و بیمعناست. دنیای گفتمان است دیگر!