از حضرت علی (علیه السلام) پرسیدند:
واجب و واجبتر چیست؟ نزدیک و نزدیکتر کدامند؟ عجیب و عجیبتر چیست؟ سخت و سختتر کدامند؟
حضرت فرمودند:
1- واجب، "اطاعت از خدا" و واجبتر از آن، "ترک گناه" است.
اطاعت یعنی فرمانبرداری، و مطیع یعنی فرمانبردار؛ بنابراین، در هر اطاعتی باید کسی فرمان بدهد و کس دیگری فرمانبرداری کند. خداوند متعال به عنوان آفریدگار و مالک همه نظام هستی، تنها موجودی است که اطاعتش بر همه مخلوقات واجب و لازم است. این حکم درباره هر کس که او تعیین کند نیز صادق است.
در قرآن کریم آیات متعددی پیرامون فواید اطاعت از خداوند وجود دارد. در سوره نساء آیه 13 چنین آمده است: «هر کس خدا و رسولش را اطاعت کند خداوند او را در بهشتهایی که رودها از زیر درختانش جاری است داخل میکند.» و در آیه 69 از همین سوره چنین آمده: «هرکس فرمانبردار خدا و رسول الله باشد همنشین کسانی است که خداوند بر آنها نعمت ارزانی داشته است.» (یعنی پیامبران و صدیقین و شهیدان و صالحان.) در آیات 52 سوره نور و 71 سوره احزاب نیز چنین آمده: «هر کس از خدا و رسولش اطاعت کند اهل سعادت و رستگاری است.»
چه کنیم که معصیت نکنیم؟
انجام طاعت و ترک معصیت به حسب ظاهر مشکل است، و سلمان شدن مشکل؛ بلکه کالمحال است؛ و لذا غیر از معصومین (علیهمالسلام) همه به ترک طاعت و فعل معصیت مبتلا هستیم و معصوم بودن مثل اینکه نشدنی است؛ ولی در افراد بشر، شمر هم بسیار است؛ اما آیا چیزی هست که مطلب را آسان کند؟
از اموری که خیلی سَهْلُ المَوُنة و آسان است، ولو عمل بر خلاف قول باشد این است که انسان ملاحظه کند و ببیند اگر ملتزم به طاعت و تارک معصیت باشد، آیا حال او مثل صورتی است که ترک طاعت و فعل معصیت میکند و آیا این حال مثل حالت اول است، یا خیر؟
در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن، امر دایر است بین این که با کسی که حیات و ممات، غنا و فقر و مرض و صحّت و مریضخانه و دکتر و خزانه و ثروت و... به دست او است؛ مجالست کنیم یا با کسی که هیچ ندارد؟! انسان کدام را اختیار میکند و محبّت وجدانیه (نه به حسب خوف نار یا شوق بهشت) با کدام طرف است؟
به حسب ظاهر بندهی مطیع، پشتیبانش مثل کوه، محکم و استوار و منبع همهی خیرات است، و بندهی عاصی پشتیبانش محتاجتر از او و دشمن دانایی (شیطان) است که از دوست نادان بدتر است و صلاحدیدش تمام به زیان او است.
هرکس دنیا را دوست بدارد، کبر (بزرگبینی) را به ارث میبرد و هر که دنیا را تحسین کند، حرص (آزمندی) را به ارث میبرد و هر کس دنیا را طلب کند، دنیا او را به طمع میکشاند و هر که دنیا را بستاید، او را به ریا (خودنمایی) میاندازد و هر کس دنیاخواهی کند، او را دچار خودپسندی میکند و هر که به دنیا دل ببندد و به آن آرام بگیرد، او را به غفلت دچار میکند
نظیر شخصی که نزد کسی رفت تا او را از فقر و فشار و ناراحتی روزگار نجات دهد، او گفت: شایستهترین کار برای شما اقدام به مرگ و خودکشی است! صلاح دیدش از این قبیل است که بگوید: صلاح و نجات شما در این است که قرص مرگآور یا خوابآور بخورید تا راحت شوید! بنابراین، ما در عزم به طاعت عازم به رفاقت و دوستی و همنشینی با غنیّ قادر و دانای کریم هستیم، و در عزم بر معصیت عازم به رفاقت و همنشینی با فقیر عاجز جاهل و لئیم.
اگر این معنا را درست تشخیص دهیم و بفهمیم و به طور واضح و روشن باور کنیم، خواهیم فهمید که در اطاعت سود بردهایم، نه زیان و خسارت؛ به دلیل اینکه دیدهایم افرادی «وَأُحْیِ الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ» (سورهی آلعمران، آیهی 49)؛ (مردگان را به اذن خدا زنده میکنم.) و کراماتی از این قبیل را داشتهاند و شدنی است و محال نیست و اختصاص به انبیا (علیهمالسلام) هم ندارد؛ بلکه هر که از آنها متابعت کند، میتواند از این راه به مقامات و کمالات و کرامات آنها دست یابد؛ البته بدون تحدّی نبوّت و کذابیّت مدّعی آن. پس اگر انسان یقین کند و برای او واضح و آشکار شود که در طاعت، با غنی و قادر و کریم و... رفاقت کرده و در معصیت با عاجزتر و محتاجتر از خود، طبعاً هیچگاه به معصیت تمایل پیدا نمیکند و از قصر شاهنشاهی و از کنار هر گونه ناز و نعمت و آبادی و آسایش به کاروانسرای خرابه و ویرانه نمیرود و با صاحب آن رفیق و همنشین نمیشود؛ در حالی که خود آن صاحبخانه هم راضی نیست که رفیق او و با او باشیم، و از هر چیز محروم گردیم!
بنابراین، برای تسهیل طاعت و اجتناب از معصیت راهی جز این نداریم که متوجّه شویم و یقین کنیم که طاعت، نزدیکی به تمام نعمتها و خوشیها و داراییها و عزتها و... است، و معصیت، عبارت است از محرومیّت و ناخوشی و نداری و ذلت و...
به حسب ظاهر بندهی مطیع، پشتیبانش مثل کوه، محکم و استوار و منبع همهی خیرات است، و بندهی عاصی پشتیبانش محتاجتر از او و دشمن دانایی (شیطان) است که از دوست نادان بدتر است و صلاحدیدش تمام به زیان او است.
2- نزدیک، "قیامت" و نزدیکتر از آن، "مرگ" است
انسانهایی که مرگ را باور دارند و دائماً به یاد آن هستند، رفتار و گفتار آنان، سمت و سوی زهدورزی و پرهیزکاری پیدا میکند. امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «أکْثِرْ ذِکْرَ الموتِ فَإنَّهُ لَمْ یُکْثِر عَبْدٌ ذِکْرَ الموتِ إلاّ زَهَدَ فی الدّنیا»؛ همواره به یاد مرگ باش؛ زیرا کسی به یاد مرگ نمیافتد، مگر آنکه به دنیا زاهد میگردد.
آثار یاد مرگ و قیامت
1 ـ زنده شدن دل و آسان شدن مرگ: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: زیـاد بـه یـاد مـرگ بـاشـیـد. پـس بندهای کـه زیـاد بـه یـاد مـرگ بـاشـد، خـداونـد دل او را زنده و مرگ را بر او آسان میکند.
2 ـ بی اعتنایی به دنیا و آمرزش گناهان: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در جای دیگر، پس از تأکید نسبت به (یاد مرگ بودن) فرمودند: همانا، بسیار به یاد مرگ بودن، گناهان را پاک میکند و (انسان را) در دنیا زاهد بار میآورد. اگـر هـنـگـام بینیازی به یاد مرگ بیفتید (احساس) بینیازی را نابود میکند و اگر هنگام فقر به یاد آن بیفتید شما را به زندگیتان، راضی مینماید. حضرت علی (علیهالسلام) نیز فرمودند: کسی که مرگ را یاد کند، به کم از دنیا رضایت میدهد.
3 ـ بیداری از غفلت و نابودی شهوات: امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: یـاد مـرگ شهوتها را در نـفـس مـی میراند، ریشههای غـفـلت را میکند، دل را به وعدههای خداوند تقویت و طبع را رقیق میکند و نشانههای هوای نفس را میشکند. بـنابراین، هر کس بیشتر از دیگران به یاد مرگ باشد، از همه زیرکتر است.
امام صادق (علیهالسلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) چنین نقل میکند: زیرکترین مردم کسی است که شدیدتر (و بیشتر) به یاد مرگ باشد.
دنیاپرستی
3- عجیب، "دنیا" و عجیبتر از آن، "محبت دنیا"ست
پیامبر اکرم صلی الله و علیه واله: همانا محبت دنیا در هیچ قلبی جای نمیگیرد، مگر اینکه آن را به سه چیز گرفتار سازد: مشغولیتی که هیچگاه رنج آن پایان نمیپذیرد، فقری که هیچوقت بینیازی را درک نمیکند و آرزویی که هرگز به پایان نمیرسد. «بحار/ج77/ص188»
هرکس دنیا را دوست بدارد، کبر (بزرگبینی) را به ارث میبرد و هر که دنیا را تحسین کند، حرص (آزمندی) را به ارث میبرد و هر کس دنیا را طلب کند، دنیا او را به طمع میکشاند و هر که دنیا را بستاید، او را به ریا (خودنمایی) میاندازد و هر کس دنیاخواهی کند، او را دچار خودپسندی میکند و هر که به دنیا دل ببندد و به آن آرام بگیرد، او را به غفلت دچار میکند. «بحار/ج73/ص105»
4- سخت، "قبر" است و سختتر از آن، "دست خالی به قبر رفتن" است
یاد قبر و قیامت و همینطور مرگ و حساب، در فاصله گرفتن انسان از دنیا و سازندگی روح انسان، نقش مهمّی دارد؛ از این گذشته، عامل تعیینکنندهای است برای آمادگی مرگ و قیامت که در روایات از آن به «استعداد للموت» یاد شده است؛ به ویژه اگر نیازهای آن عالم بیان شود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «قبر هر روز با پنج جمله، ندا میدهد: من خانه تنهایی هستم، پس انیس وهمرازی به سوی من بیاورید. من خانه تاریکی هستم، پس به سوی من چراغ همراه آورید. من خانه خاکی هستم پس فرش همراه داشته باشید، من خانه فقر و نداری هستم، پس [سرمایه و] گنج همراه بیاورید و من خانه مارها هستم پس پادزهر با خود حمل کنید؛ اما هم راز، تلاوت قرآن میباشد، امّا چراغ [قبر] پس نماز شب است، و اما فرش، پس عمل نیک، و گنج [عالم قبر] [کلمه توحید و گفتن] لا اِله اِلّا الله است، و پادزهر آن، صدقه است. [مجموعه ورّام، ابی الحسین ورام، ص200 و الدعوات، قطبالدین الراوندی، مدرسة الامام المهدی4، قم، 1407 ق، ص258]
کارهای مفید برای پس از مرگ
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «سِتُّ خِصَالٍ یَنْتَفِعُ بِهَا الْمْومِنُ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ وَلَدٌ صَالِحٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ مُصْحَفٌ یُقْرَأُ مِنْهُ وَ قَلِیبٌ یَحْفِرُهُ وَ غَرْسٌ یَغْرِسُهُ وَ صَدَقَةُ مَاءٍ یُجْرِیهِ وَ سُنَّةٌ حَسَنَةٌ یْوخَذُ بِهَا بَعْدَهُ؛ [بحار الانوار، ج71، ص257 و امالی، شیخ صدوق، ص143و الحکم الزاهره، علی رضا صابری، ج1، ص377,]
مومن از شش [عمل و] خصلت، بعد از مرگش سود میبرد: 1. فرزند صالح که برای او اسغفارکند؛ 2. قرآنی که از طرف او خوانده میشود؛ 3. چاهی را که حفر کرده است؛4. و درختی را که کاشته است [و مردم از آن و میوة آن استفاده میبرند]؛ 5. [وقف کردن] و صدقه قرار دادن آبی که جاری ساخته است؛ 6. سنّت نیکویی که [پایهگذاری کرده است و] مردم بدان پس از او عمل میکنند.»
حدیث فوق میرساند که با وجود خصلتهای مذکور، دفتر اعمال انسان پس از مرگ مفتوح است و صدقات جاریه فوق هر روز به حساب اعمال او واریز میشود.