امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

چالشی به نام گفتگو

 نسا جعفری

 

حوادث ماه‌های اخیر نشان داد توانایی گفتگو در جامعه‌ی ایرانی به معضلی تبدیل شده است که می‌تواند مانند یک بمب ساعتی عمل کند. وقتی در یک خانواده که مصداق جامعه‌ای کوچک است، پدر و مادر این توانایی را به کودک خود انتقال نمی‌دهند و از درونیات و احساسات خود با فرزندشان صحبت نمی‌کنند، وقتی در مدرسه، کودک و نوجوان ما نمی‌تواند بدون لکنت درخواست ساده خود را مطرح کند و ترس از شنیده نشدن دارد و وقتی در دانشگاه، جوان پرشور ما، بستری برای مطرح کردن خواسته‌های ساده و اغلب صنفی خود نمی‌یابد، آتش زیر خاکستر شنیده نشدن با هدایتی ناصواب و مسیری اشتباه، سر از کوی و برزن درآورده و خود را به صورت پرخاشگری جمعی بدون عنان نشان خواهد داد. مقام معظم رهبری بارها تبعات گفتگوی نادرست را به انحا مختلف مورد توجه قرار داده‌اند.  «خواهش می‌کنم فضای گفتگو را مسدود نکنید. یعنی وقتی بحث تخریب و اهانت و بدگویی پیش آمد، فضای گفتگو مسدود می‌شود.»  (ارتباط تصویری با نمایندگان تشکل‌های دانشجویی ۲۸/۲/۱۳۹۹)  البته این که ریشه حوادث اخیر را تنها به ضعف ساختاری در گفتگو ارتباط دهیم چندان درست نمی‌نماید؛ بلکه می‌توان عدم توانایی در گفتگوی موثر را یکی از علل ایجاد خشمی نهفته مطرح کرد. خشمی که دشمن به خوبی می‌تواند در آتش آن دمیده و جان و مال ایرانی خشمگین و ایرانی مترصد آرام کردن خشم را، یکجا بگیرد. در این میان اگر سهم دشمنان قسم خورده این آب‌وخاک را حذف کنیم، نقش فراهم نبودن بستر درست شنیده شدن در فضایی آرام و بدون التهاب، خودنمایی می‌کند. در صورتی که در نظام اسلامی شنیدن و شنیده شدن مورد تاکید بسیار قرار دارد. «البته گفتگوی انتقادی اشکالی ندارد؛ اما گفتگو با های‌وهوی فرق دارد. در مردم‌سالاری اسلامی، گفتگو با عربده‌کشی و چاقوکشی در بعضی دموکراسی‌ها فرق دارد» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام ۱۵/۵/۱۳۸۲).
نگاهی به کنش‌ها و تضارب‌های آرا، در پاییز سال گذشته نشان داد که در بسیاری از مواقع میل به شنیده شدن نیز در عموم جامعه وجود ندارد. بخشی از معترضین پاییز سال گذشته، کسانی بودند که گمان می‌کردند تنها با فریاد و پرخاش می‌توان به مقصود غایی رسید و نیازی به شنیده شدن و احیاناً درک‌شدن وجود ندارد. بررسی رفتارهای جوانان و نوجوانان معترض و در مرحله بعد اغتشاش‌گر، میل به دیده‌شدن را هدف اصلی در این مسیر بیراهه نشان می‌دهد. فارغ از اینکه مطالبه جدی شنیده شدن، نیاز اصلی جوان است، بی‌آنکه خود به آن واقف باشد.  تحولات فرهنگی و اجتماعی سه دهه اخیر، جوان ایرانی را غافل نموده از این حقیقت که در کنار شنیدن، میل به شنیده‌شدن و در مرحله بعد، گرفتن پاسخ قانع‌کننده، مسیر منطقی هرگونه اعتراض، انتقاد و حتی کنش‌گری اجتماعی است. او از این حقیقت دور شده است که برای مطالبه‌گری، بایستی بتوان در سایه گفتگو بدون پرخاش، تندخویی و اغتشاش، ابتدا تشریح وضع موجود کرد و در مرحله بعد، انتظار پاسخ در خور داشت، نه اینکه با های‌وهوی شرایطی ایجاد کرد که نه شنید و نه شنیده شد. 
نقش خانواده در ایجاد توانایی شنیدن فعال و میل به شنیده شدن بسیار موثر است. توانایی گفتگوی موثر، یک سازوکار است که شکل‌گیری آن به سال‌های اولیه زندگی یعنی سه سال اول برمی‌گردد. رفع نیازهای به ظاهر ساده اولیه کودک و به دنبال آن شنیدن نیازهای جدید کودک، او را فردی بار می‌آورد که به گفتگو یعنی شنیدن و شنیده شدن اهمیت داده و آن را مسئله‌ای جدی میداند و در بزرگسالی شیوه صحیح تعامل کلامی را اجرایی خواهد کرد. اگر نگوییم توانایی مطرح نمودن درست خواسته و نیاز، بیشتر از ایجاد بستر سالم برای شنیدن اهمیت دارد، می‌توان هر دو را دارای یک ارزش و قدر دانست که باید آموزش روش صحیح آن، در اولویت مسائل تربیتی قرار گیرد.
مقام معظم رهبری عنصر اصلی و موثر در گفتگو را به خوبی برای ما تبیین می‌نمایند.  «گفتگو و مذاکره و مخاطب قراردادن دل‌ها و اذهان مردم با زبان نرم و روش برادرانه میسر خواهد بود» (بیانات در دیدار جمعی با علما و روحانیون ۳/۱۰/۱۳۷۶). در نگاه دینی برای گفتگوی موثر باید فارغ از هر نوع پیش‌فرضی، بدون غرض‌ورزی شخصی یا احیاناً گروهی، به مطرح کردن خواسته پرداخته و انتظار پاسخی در خور داشت. متاسفانه داشتن پیش‌فرض حتی در گفتگوهای ساده خانوادگی، مانع از شنیدن فعال شده و موضوع موردنظر به حاشیه رانده می‌شود. داشتن سوگیری افراطی، بر نتیجه گفتگو اثر گذاشته و آن را از مسیر سازنده خارج می‌کند. در این شرایط هر دو طرف گفتگو، تمام تلاش خود را صرف اثبات ادعای خود کرده و شنیدن فعال میسر نخواهد شد. در آیه 125 سوره مبارکه نحل به روش‌های مختلف گفتگو اشاره شده است. ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ  وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِیَ أَحْسَنُ  إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ  وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ. براساس این آیه در هر شخصی ظرفیتی برای گفتگو وجود دارد و مادامی که به این ظرفیت توجه نشود، نمی‌توان انتظار توفیق در گفتگو داشت. به خصوص در شرایطی مانند امروز که به ندرت می‌توان توقع گفتگو بدون پیش فرض را از جامعه جوان داشت. در این آیه به جدال نیکو اشاره شده است. در این نوع جدال، توهین و تحریک احساسات در طرف مقابل وجود ندارد و کفتگوی موثر در بستری مهربانانه و از سر صدق شکل می‌گیرد. طبق این آیه، جدال بايد احسن باشد. «الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ- بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» یعنی در یک گفتگوی سازنده، هم محتوا و هم شيوه‌ی بيان نیكو است. حكمت و برهان هميشه نیكو است؛ اما جدال ممكن است با شيوه خوب يا شيوه‌ى بد صورت گیرد.
در اسلام به کسانی که همسوی عقاید اسلامی هستند بایستی غذای فکری، «بِالْحِكْمَةِ»  و غذاى روح‌ «الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»  و به مخالفان، برخوردی منطقى داد (جادِلْهُمْ‌). برخورد و گفتگوی منطقی در اسلام نهادینه است و برای ایجاد جامعه آرمانی، تمام افراد بایستی به آن مجهز گردند.