اینکه گاهی گفته میشود این بانو حجت بر ائمه (علیهمالسلام) است؛ برای این جهت است که در حجیت، نبوّت یا رسالت یا امامت لازم نیست؛ آنچه که محور حجیت است، عصمت است.
این بانو برای همه ما اسوه است. در این بخش ما موظفیم مثل آن حضرت حرکت کنیم؛ منتها او در حد آفتاب [و] ما در حد شمع. او فضای کل جهان را روشن میکند، منتها ما در زندگی خاص خودمان مثل شمع باشیم و فضای زندگی خود را روشن کنیم.
به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، فرازهایی از فرمایشات حضرت آیت الله جوادی آملی با موضوع عظمت علمی و معنوی حضرت صدیقه کبری را از نظر میگذرانیم.
ابعاد علمی و عملی شخصیت حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)
درباره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از دو محور باید سخن گفت: یک محور، مربوط به تحقیقات علمی است که برای ما ثمره علمی دارد و نتیجه اعتقادی دارد و پشتوانه مسائل اخلاقی، فقهی، حقوقی ما، هم هست. محور دوم، آن بخشی است که مستقیماً به ما مربوط است، ما باید تأسی کنیم، او را اسوه قرار بدهیم، الگو بدانیم، پیروی کنیم و مانند آن.
آن بخشی که مربوط به مسائل اعتقادی است و ثمره علمی دارد، بررسی مقام منیع آن بانو (سلام الله علیها) است که او همتای قرآن کریم است؛ همتای نبوت است؛ همتای رسالت است؛ همتای ولایت است. چیزی از ولیالله مطلق کم ندارد؛ اینها یک نورند و مانند آن. اینگونه از مباحث به هر نتیجهای که منتهی بشود برای ما ثمره اعتقادی دارد، ثمره علمی دارد؛ اما نتیجه عملی ندارد؛ زیرا ما نه آن توان را داریم که آن حضرت را در ولایت مطلقه [و] همتایی قرآن، الگو قرار بدهیم؛ نه چنین مأموریتی داریم. بخش دوم مربوط به سیره و سنت آن حضرت است که ما هم موظفیم بررسی کنیم و هم مأموریم پیروی کنیم.
فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) همتای قرآن
آن بخش اول به طور اجمال اینجا مطرح میشود؛ نه به طور تفصیل برای اینکه پشتوانه علمی بخش دوم خواهد بود، سرّ اینکه این بانو (سلام الله علیها) حجت بر ائمه (علیهمالسلام) است و اگر علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) نبود، احدی همتای آن حضرت نبود «آدم و من دونه» [1] این است که او [فاطمه] مثل خود قرآن کریم در مقام حدوث و بقاء شکل گرفت؛ قرآن از زمین برنخاست (از فکر کسی تدوین نشد، هیچ عالم بشری این قرآن را تدوین و تنظیم نکرد. سورش، آیاتش، معارفش [و] مفاهیمش را بررسی و انشا نکرد) مستقیماً از جهان غیب نازل شد و در طی 23 سال ماند و برای ابد جای خود را تثبیت کرد. این سه کار را قرآن کرد؛ یعنی از زمین برنخاست [بلکه] از آسمان نازل شد اولاً و نزولش هم 23 سال طول کشید، ثانیاً و ماند که برای ابد بماند، ثالثاً. اینطور نیست که _ معاذالله _ قابل زوال باشد، از بین رفتنی باشد: لا یأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ[2]. انسان کامل مخصوصاً فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هم، وقتی هویت آن حضرت را ارزیابی میکنیم، میبینیم در همین مثلث خلاصه میشود: او از زمین برنخاست [بلکه] از آسمان نازل شد و تقریباً همسفر قرآن کریم بود تا قرآن آیاتش سورش نازل میشد، او هم روزانه متکامل میشد ترقی میکرد و تا قرآن به پایان رسید. عمر این بیبی هم به پایان رسید و برای ابد ماند؛ گرچه إِنَّكَ مَیتٌ وَإِنَّهُمْ مَیتُونَ[3] شامل همه انسانها هست. آن مثلث درباره قرآن روشن است؛ همه ما میدانیم که این کتابی است از ذات اقدس الهی نشئت گرفته [و] هیچ فکری او را تدوین نکرده [است] از آسمان غیب نازل شده، 23 سال به تدریج این کتاب نازل شده؛ بعد از اینکه الیوْمَ أَکْمَلْتُ[4] و سایر آیات نازل شد این کتاب؛ نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد «الی یوم القیامة» ماندنی است. پس از آسمان نازل شد؛ از غیب نازل شد. اولاً در طی 23 سال به تدریج متکامل شد؛ ثانیاً تا به الیوْمَ أَکْمَلْتُ و مانند آن رسید و ماند برای ابد؛ ثالثاً جریان فاطمه زهرا (صلوات الله و سلامه علیها) هم همینطور است.
عصمت، محور حجیت حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)
اینکه گاهی گفته میشود این بانو حجت بر ائمه (علیهمالسلام) است؛ برای این جهت است که در حجیت، نبوّت یا رسالت یا امامت لازم نیست؛ آنچه که محور حجیت است، عصمت است. اگر یک انسانی معصوم بود، ما یقین داریم حرف او، فعل او، تقریر او، سکوت او و قیام او و قعود او حجت خداست. اینکه در زیارت «آلیس» به پیشگاه ولی عصر (ارواحنا فداه) سلام عرض میکنیم، به تک تک حالات او سلام عرض میکنیم، برای اینکه تک تک حالات او معصومانه است «السلام علیک حین تقوم، السلام علیکم حین تقعد، السلام علیک حین تقرأ وَتبین، حین ترکع وَتسجد»؛ آن وقتی که برمیخیزی، آن وقتی که مینشینی، آن وقتی که سخن میگویی، آن وقتی که تقریر میکنی، آن وقتی که رکوع داری، آن وقتی که سجود داری. جامع همه اینها همان است که در سوره مبارکه «انعام» آمده است که قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُكِی وَمَحْیای وَمَمَاتِی[5] خب اگر کسی معصوم بود، حیات و مماتش این است؛ شئون حیات و ممات این است [و] ما به تک تک این شئون معصومانه معصوم عرض ادب میکنیم. معیار حجیت عصمت است؛ نه نبوت و نه رسالت و نه امامت و چون این بانو (سلام الله علیها) معصومه است و حجت خداست.
سرّ حجیت حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) بر ائمه (علیهمالسلام)
اینکه گاهی علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) به سخنان بیبی استشهاد میکنند که فاطمه چنین گفته است، این استدلال به قول حجتالله است [6]؛ اما سر اینکه او حجت بر معصوم هم هست، این است که ائمه (علیهمالسلام) عالم غیباند «بما کان وبما یکون وَبما هو کائن الی یوم القیامة»؛ اما منابع علمی اینها گاهی از رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) شنیدهاند، گاهی از باطن قرآن کمک میگیرند و گاهی از مصحف فاطمه [است]. وقتی امام معصوم (سلام الله علیه) دارد خبر غیب میدهد؛ از او سؤال میکنند که این خبر غیب را از کجا گرفتهای. میگوید: در مصحف مادرمان [است] خب، این مصحف فاطمه چیست؟ همان است که جبرئیل (سلام الله علیه) نازل میشد و این معارف را میفرمود و وجود مبارک فاطمه (سلام الله علیها) تلقی میکرد؛ بعد به امیرالمؤمنین میفرمود [و] امیرالمؤمنین املای او را نوشته و کتابت میکرد (کاتب این بخش از وحی هم بود)، شده مصحف فاطمه. آن وحی تشریعی بود که با انقطاع عمر مبارک رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) به پایان رسید.
ضرورت تأسی به حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)
این بانو برای همه ما اسوه است. در این بخش ما موظفیم مثل آن حضرت حرکت کنیم؛ منتها او در حد آفتاب [و] ما در حد شمع. او فضای کل جهان را روشن میکند، منتها ما در زندگی خاص خودمان مثل شمع باشیم و فضای زندگی خود را روشن کنیم.
[1] ـ اصول کافی، ج1، ص461؛ عن یونس بن ظبیان عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: سمعته یقول: «لولا أنّ الله تبارک و تعالی خلق أمیرالمؤمنین) علیهالسلام) لفاطمة ما کان لها کفؤ علی ظهر الأرض من آدم و من دونه».
[2] ـ سوره فصلت، آیه 42.
[3] ـ سوره زمر، آیه 30.
[4] ـ سوره مائده، آیه 3.
[5] ـ سوره انعام، آیه 162.
[6] ـ الخصال، ج2، ص618؛ حضرت امیرمؤمنان علی (علیهالسلام) در حدیث اربعمائه، بعد از سفارش به گفتار خوب در مراسم تجهیز مردگان، چنین فرموده است: «فأنّ فاطمة بنت محمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم) لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنیهاشم؛ فقالت: دعوا التعداد و علیکم بالدعاء»؛ یعنی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بعد از ارتحال رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) به زنان بنیهاشم که او را در ماتم یاری میکردند و زینتها را رها کرده و لباس سوگ در برنموده، مرثیه میخواندند، فرمودند: این حالت را رها کنید و بر شماست دعا و نیایش./