اظهارات عوامفریبانه خاتمی علیه حجاب اسلامی
بر اساس مغالطه خاتمی، باید همه احکامِ الزامآور اسلام و قرآن در حوزههای مختلف اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی تعطیل شود، چون خداوند فرموده «لا اکراه فی الدین»!
خاتمی از موضع یک روحانی بیسواد و مغرض مدعی شد؛ چون خداوند در قرآن گفته «لا اکراه فیالدین»، بنابراین الزام حجاب معنا ندارد!
او در سالگرد فوت یکی از اصلاحطلبان و در دیدار جمعی از زنان منسوب به این طیف، عفاف و ستر را با حجاب یکی ندانست و تاکید کرد: ما از جامعه عفیف حمایت میکنیم؛ اما به آن معنا نیست که عفت را با حجاب یکی بدانیم و آن را به زور به جامعه تحمیل کنیم! وی گفت: وقتی خداوند میگوید «لا اکراه فیالدین»، یعنی در دین خدا که اصل است، زور و اجبار وجود ندارد؛ پس چرا باید در فرع آن زور و تحکم باشد؟ وی در ادامه به تعبیری در فقه سنتی اشاره و بیان کرد: زمان و مکان، دو عنصر تعیینکننده در احکام اسلامی است؛ فرض کنید در یک دورهای، خون هیچ فایده و کاربردی نداشت؛ بنابراین هیچ ارزش خاصی برای دیگران نداشت؛ اما وقتی معلوم شد خون مایه حیات است، ارزش پیدا کرد و موضوعات پیرامون آن و احکام و قوانین در مورد آن متناسب شد.
خاتمی این منطق را در موضوع زنان هم حاکم دانست و افزود: در یک دورهای حتی در مترقیترین نگاه به زن گفته میشد که «مرد از دامن زن به معراج میرود»؛ اما الان این نگاه وجود دارد که چرا زنان خودشان نباید به معراج بروند و چرا باید فقط به عنوان وسیلهای برای رشد مردان در نظر گرفته شوند و چرا این رشد، در وجوه معنوی، در قالب تصویری مردانه صورتبندی میشود و زنان در این نگاه کجا هستند؟ خاتمی ادامه داد: در گذشته، چون نگاه به بدن زنان بود و نگاه تزئینی به زن میشد، او را مانند «درّی که باید در صدف باشد» توصیف میکردند؛ اما سؤال این است واقعاً خاصیت این درّ چیست؟ آیا به جز یک زینت، خاصیت دیگری دارد؟ و اصلاً چرا زن باید درّ باشد؟ این تغییر نگاه، آن چیزی است که به آن نیاز داریم.
اظهارات عوامفریبانه خاتمی در حالی است که هر فرد مبتدی نسبت به اسلام میداند، «لا اکراه فی الدین» در حوزه اندیشه و انتخاب دین است و نه در حوزه احکام حاکم بر جامعه اسلامی. این مهم، صرفاً مربوط به جامعه اسلامی هم نیست؛ بلکه در تمام کشورها حاکم است. به عنوان مثال، فارغ از این که افراد در کشورهای لیبرالیستی و کمونیستی یا لائیک و سکولار، چه قضاوتی نسبت به این مکاتب دارند - میپذیرند یا نمیپذیرند - ملزم به اطاعت از قوانین و الزامات بر آمده از این تلقیهای حاکم بر آن کشورها هستند. بر اساس مغالطه خاتمی، باید همه احکام الزامآور اسلام و قرآن در حوزههای مختلف اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی تعطیل شود؛ چون خداوند فرموده «لا اکراه فی الدین»! معنای این مغالطه نعوذبالله، تشکیک در حکمت پروردگار و سیره پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام است و حال آن که خداوند اختیار را شرط مسئولیت و تکلیفپذیری انسان دانسته، نه این که پیامبر و ائمه و مومنان به دین را از اجرای احکام و اوامر خود، معاف کرده باشد.
ثانیاً خاتمی در این آشفتهگویی توضیح نمیدهد که چگونه میتوان حجاب نداشت (که نقطه مقابل آن، برهنگی است و نمیتوان حجاب را به روسری محدود دانست) و ضمناً عفت و عفاف را حفظ کرد؟!
ثالثاً عبارت بلند «مرد از دامن زن به معراج میرود»، تعبیر حضرت امام خمینی (ره) است که خاتمی آن را با تنقیص و کنایه بیان میکند. عجیب این که خاتمی اصرار دارد منطق غرب برای برهنه کردن زن و استفاده کالایی و ابزاری از او را «معراج زن» جا بزند!
رابعاً، تعبیر صدف برای درّ، به معنای صیانت از آن است و نه به مفهوم نگاه صرفاً زینتی به موضوع زن و حجاب. خداوند در قرآن کریم، لباس و پوشش را که حجاب هم ذیل آن تعریف میشود، هم به عنوان زینت و هم به عنوان پوشاندن زشتیهای انسان بیان میکند. ظریفی پرسید: چرا پس خانمش با چادر مشکی در اجتماع حضور پیدا میکند؟!
گفتم اینها مرگ را برای همسایه میخواهند! اما حقیقت این است که ریاکارانه سنگ اقشاری از جامعه را به سینه میزنند تا رای جمع کنند ((حتی به قیمت زیر پا گذاشتن مسلمات دین و قرآن!))
تناقضی که «عبدالناصر همتی» نمایان کرد
الف نوشت: عبدالناصر همتی، رئیس بانکمرکزی دولتدوازدهم و کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۰، یکی از جدیترین منتقدین دولتکنونی و سیاستهای اقتصادی آن بوده و مسئله «چاپ پول» همواره یکی از مهمترین دستاویزهای او برای به چالش کشیدن دولت سیزدهم بوده است.
او از دو سال گذشته تا کنون، ادعا دارد که دولت اقدام به چاپ پول بدون پشتوانه میکند و یکی از ریشههای اصلی تورم موجود در کشور را به آن مرتبط میداند. همتی در اردیبهشتماه امسال، خطاب به رئیسجمهور نوشت: «آقای رئیسجمهور! تیم تبلیغاتی دولت شما، مکرر اتهام سلطان چاپ پول زدند. امروز روز قضاوت است. آیا با همان روشی که دولت شما رایج کرد، نمیتوان برای دولت سیزدهم از عنوان فوق سلطان چاپ پول استفاده کرد؟
حتماً شما نیز امروز با کسب تجربه، بهخوبی واقف شدید که علت اصلی رشد پایه پولی، نه در بانک مرکزی؛ بلکه ریشه در سیاستهای مالی دولت و آن هم عمدتاً به خاطر تحریمها است. البته، تشدید اخیر آن به رغم گشایشهای ادعایی در ناترازی پرداختهای دولت و ناکارآمدیهایی است که در تغییر وسیع تیم اقتصادی مشهود بود.»
اما همتی پیش از این و در پاییز ۱۴۰۰ مدعی شده بوده که در سالهای ۹۸ و ۹۹ (زمان ریاست خود) هیچگونه پول بدون پشتوانهای چاپ نشده است.
او در آن مقطع گفته بود: «اخیراً مطلبی مطرح شده است که گویی در سالهای گذشته پول بیپشتوانه منتشر شده و لذا به این دلیل، رشد پایه پولی بالا بوده است. لازم است اشاره شود که از نظر اصول حسابداری، امکان انتشار پول بیپشتوانه وجود ندارد و در سالهای ۹۸ و ۹۹ هیچگونه پول بدون پشتوانهای در بانک مرکزی چاپ نشده و آنچه که بر اساس تکالیف قانونی در بانک مرکزی انجام شده است، خرید ارزهای مسدودی دولت و صندوق توسعه ملی و پرداخت ریال به دولت در ازای آن، برای تامین هزینههای ضروری کشور بود که منجر به افزایش خالص ذخایر خارجی بانک مرکزی شده است. در نتیجه پول با پشتوانه ارزهای مسدودی و طبق تکلیف قانونی انتشار یافته است.»
حالا و پس از گذشت ماههای طولانی از این ادعاها، حالا همتی به چاپ پول در سالهای مسئولیت خود اقرار میکند. او اخیراً در گفتوگویی که در کلابهاوس داشته، اقرار کرده که در سال ۹۸ پنج میلیارد دلار از پولهای بلوکه شده در کره بابت کسری بودجه، تسعیر شد و بانک مرکزی معادل ریالی آن را چاپ کرد و به دولت داد! البته که در این گفتوگو به مخالفتهای خود با این امر در آن مقطع اشاره میکند. با محاسبه دلار ۱۲ هزارتومانی سال ۹۸، مقدار پایهپولی اضافهشده به کشور در آن سال، ۶۰ هزار میلیارد تومان بوده که رقم بزرگ و قابلتوجهی است.رطبخورده، منع رطب نمیکند!
هر چند عبدالناصر همتی سرانجام به چاپ پول در زمان تصدیگری خود اعتراف کرده و البته مخالفتهای خود را هم با آشکار ساخته؛ اما اعتقاد دارد که این اقدام بیدلیل نبوده و به پشتوانه بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران در کرهجنوبی انجام شده است و بدین ترتیب اتهام چاپپول بدونپشتوانه را از روی دوش خود برمیدارد! مسئلهای که در صورت اثبات ادعاهای همتی در خصوص چاپ پول بدونپشتوانه در دولت سیزدهم میتواند دستاویزی برای دولتمردان کنونی باشد. اگر قرار بر این است که چاپ پول به پشتوانه داراییهای خارجی صورت گیرد، تفاوتی بین دولتهای مختلف وجود ندارد و با توجه به صورتگرفتن این امر در زمان ریاست همتی، باید پرسید که او با چه منطقی، منتقد وضعیت کنونی است؟ این تناقض ساختاری همتی در گفتار و کردار، شائبه سیاسیبودن نقدهای رئیسکل اسبق بانکمرکزی را به ذهن متبادر میسازد. وقتی عبدالناصر همتی لنگرگاه و تکیه اصلی انتقادات خود را روی چاپپول بنا میکند و گذر زمان آشکار میسازد که این اقدام در زمان مسئولیت خود وی هم صورت گرفته، حتی به فرض صحتوسقم ادعاهای مطرح شده درباره دولت کنونی، این انتقادات محلی از اعراب نخواهد داشت.