امام حسین علیه‌السلام:  اگر دنیا و مظاهر آن زیبا و دوست داشتنی به نظر می‌آید، پس خانه آخرت و بهشت خداوند خیلی بالاتر و زیباتر از آن است. (کشف الغمه، ج. ۲، ص. ۲۸) 

پای درس علامه مصباح یزدی(ره)؛

رابطه اخلاق با سیاست (5)

اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلا خلاصه‌ای از یکی دیگر از سخنرانی‌های مرحوم علامه مصباح(ره) تقدیم شده است.
اشاره
موضوعی که در جلسات اخیر برای بحث در نظر گرفتیم، رابطه اخلاق و سیاست بود. اشاره کردیم که به دلایل مختلفی، این بحث برای جامعه ما ضرورت دارد و ابهام‌هایی در آن است که گاهی موجب سوءتفاهم‌ها، برداشت‌های نادرست یا تضادهایی در رفتار می‌شود که ناخودآگاه ضرر آن به جامعه اسلامی می‌خورد. در جلسه گذشته اشاره کردیم که در محافل علمی و دانشگاهی دنیا، تلاش‌هایی برای تبیین این رابطه شده است و سه گرایش مهم را نقل کردیم  و به نقد آن‌ها  هم اشاره‌ای داشتیم و گفتیم آنچه برای ما مهم است، شناخت دیدگاه اسلام در این  رابطه است. در جامعه‌ی ما کسانی پیدا می‌شوند که اهل زهد و تقوا هستند، ولی میلی به پرداختن به مسائل سیاسی ندارند و آن را کاری لغو، دنیامدارانه و دنیاگرایانه می‌دانند. کسانی دیگر هم هستند که به‌عکس این معتقدند و بالاخره در رفتارهای شخصی نیز مواردی پیش می‌آید که درباره درست یا نادرست بودن آن رفتار، دیدگاه‌های مختلفی ابراز می‌شود که وجه صحت آن‌ها درست روشن نیست. این است  که لازم است مقداری به مسئله دیدگاه اسلام نسبت به ارتباط اخلاق و سیاست بپردازیم.
 تعریف اخلاق
ابتدا باید ببینیم نظر اسلام درباره اخلاق چیست. برداشتی عامیانه، اخلاق را مقوله‌ای تفنّنی می‌داند که جزو مستحبات و فضیلت‌هاست و ضرورتی ندارد درباره‌اش بحث شود. طبق این برداشت، نفی یا اثبات مسائل اخلاقی، خیلی مهم نیست و عمده این است که انسان واجباتش را انجام دهد و گناهان را ترک کند. روشن است که این برداشت، معنای صحیحی از اخلاق  نیست. منظور از اخلاق که امروز در محاورات عرفی و علمی دنیا مطرح می‌شود، نظام رفتاری است که به‌خوبی و بدی، زشتی و زیبایی و بایدونباید متصف می‌شود و در خودش این مفاهیم را دارد و گاهی ممکن است ضرورت داشته و شرعا واجب باشد، اگرچه نامش مسائل اخلاقی است.
برای درک دیدگاه اسلام در زمینه اخلاق، ابتدا می‌بایست تعریفی از اخلاق ارائه دهیم که با مخاطبان زبان مشترک داشته باشیم، وگرنه اگر درباره اخلاق به یک معنا سخن بگوییم و مخاطب ما معنای دیگری از اخلاق را بفهمد یا با اصطلاح دیگری از آن آشنا باشد، بحث به جایی نمی‌رسد. مراد ما از اخلاقیات در اینجا رفتارهای ارزشی است؛ اعم از این‌که صفات نفسانی و ملکات راسخه باشد، یا رفتاری که متصف به حسن و قبح و بایدونباید می‌شود.
 حسن فعلی و حسن فاعلی
نکته‌ای که باید از ابتدا به آن توجه داشته باشیم، این است که رفتارهایی که عقلا در محاورات عرفی، آن‌ها را به صفات حسن و قبح متصف می‌کنند، دو حیثیت دارد؛ گاهی خودِ کار صرف‌نظر از انتساب آن به فاعل در نظر گرفته می‌شود و گاهی می‌خواهیم ارزش کار را برای فاعل اثبات کنیم و بگوییم این شخص، کار خوب یا بدی کرده است. فرض بفرمایید کسی از من درباره این‌که فلانی کجاست، سؤال می‌کند و من هم می‌دانم که در کجا زندگی می‌کند و چه خصوصیاتی دارد، ولی می‌دانم که این شخص در تعقیب اوست و می‌خواهد او را اذیت کند. روشن است که اگر جای او را به این فرد بگویم، راست گفته‌ام و از لحاظ فعل راست گفتن، خوب است؛ اما این پرسش مطرح می‌شود که من از گفتن این پاسخ، چه نیتی داشته‌ام؟ آیا می‌خواستم او را گیر بیندازند و مورد ظلم قرار بدهند یا نیت دیگری داشته‌ام؟ قضاوت درباره این فعل، یک‌وقت درباره این کاری است که من انجام داده‌ام و یک‌وقت درباره خودِ فعل است، صرف‌نظر از انتساب آن به فاعل.
در اینجا اصطلاح «حُسن فعلی و حُسن فاعلی» مطرح  می‌شود. از قدیم‌الایام اکثر فیلسوفان و متخصصانی که درباره اخلاق بحث کرده‌اند، توجهی به نیت فاعل نداشته و فقط درباره خودِ فعل صحبت می‌کردند. در اروپا تحت تاثیر تعالیم دینی مسیحیت، جهشی در افکار فیلسوفان پیدا شد و کسانی معتقد شدند که ارزش کار را بدون نیت فاعل نمی‌شود ثابت کرد و باید ببینیم که فاعل، فعل را به چه نیتی انجام داده است. گاهی هم می‌گفتند اصلا اصل ارزش، برای نیت است و کار ازاین‌جهت که مظهر نیت است و به تحقق نیت کمک می‌کند، ارزش دارد. به‌هرحال بحث تأثیر نیت در عصرهای اخیر در مغرب‌زمین مطرح شده است، ولی این مسئله از قدیم در ادیان به‌خصوص اسلام مطرح بوده است. ما در اسلام وقتی درباره ارزش کاری قضاوت می‌کنیم، تنها حسن فعلی را در نظر نمی‌گیریم، بلکه باید به حسن فاعلی نیز توجه داشته باشیم.
 تأثیر نتیجه بر ارزش کار
حال، این پرسش مطرح می‌شود که خوبیِ کار به چیست؟ چگونه یک کار، فی‌حدنفسه خوب یا بد می‌شود؟ در این زمینه نیز فیلسوفان نظرهای مختلفی دارند. ما معتقدیم که ارزش کار، فی‌حدنفسه، در ارتباط با نتیجه‌اش سنجیده می‌شود. به بیان فلسفی، «کار» مجموعه حرکاتی است برای این‌که انسان به مقصدی برسد؛ انسان سخن می‌گوید که مثلا مطلبی را برای کسی اثبات کند، یا اشکالی را دفع کند. کار به‌خودی‌خود، ازآن‌جهت که حرکت است، مقدمه است و خودبه‌خود اصالت ندارد و ارزش آن، تابع ارزش هدف است؛ بنابراین کاری خوب است که برای همه کسانی که با آن ارتباط پیدا می‌کنند، خوب و نافع باشد. برعکس اگر انسان کاری کند که کسانی که با او ارتباط پیدا می‌کنند، ضرر کنند، می‌گویند کار بدی کرده است. براین‌اساس، ما باید کار را با نتیجه‌اش بسنجیم تا ببینیم انجام آن خوب است یا خوب نیست. باید ببینیم منافعی بر آن مترتب می‌شود یا نمی‌شود، و فرضا اگر کاری برای بعضی فایده داشت و برای بعضی ضرر داشت، خوبی و بدی‌اش نسبی می‌شود.
نتیجه‌ این‌که، کار باید فی‌حدنفسه خودش خوب باشد، همچنین نیت صالح نیز به آن تعلق بگیرد تا ارزش اخلاقی پیدا کند. صرف این‌که انسان کاری را برای رسیدن به منفعتی که برای او دارد، انجام دهد، برایش ارزش اخلاقی نمی‌آفریند؛ زیرا ممکن است برای خودنمایی یا ریاکاری بوده است.
 مراتب ارزش؛ نتیجه مراتب نیت
نکته دیگر این‌که، هدفی که برای کار در نظر گرفته می‌شود، ممکن است به‌حسب اشخاص، تفاوت کند. فرد روزه‌داری را فرض کنید که هنگام افطار گرسنه بوده و غذاخورده تا سیر شود. روشن است که کار خوبی کرده است و به نسبت خود، نیت خوبی هم داشته است؛ اما این خوب‌بودن، فقط به همین اندازه بوده که شکم او را پر کرده و او را از رنج گرسنگی نجات داده است. نتیجه دیگری بر این عمل مترتب نمی‌شود. اما ممکن است افرادی درباره این موضوع به‌مراتب بالاتری از اهداف توجه داشته باشند. برای مثال در بین متدینین، کسانی می‌گویند افطار مستحب است و اصلا هنگام افطار به‌وسیله خرما، آب یا چیز دیگری افطار می‌کنند تا به این دستور شرعی عمل کرده باشند. این قصد، خیلی مهم‌تر از سیرشدن شکم است؛ بنابراین اهدافی که انسان برای کارها در نظر می‌گیرد، مراتب بسیار متفاوتی دارد. بعضی‌ها هستند که اصلا به فکر خودشان نیستند و همیشه به فکر خدمت به مردم هستند. این افراد وقتی کاری می‌کنند، می‌خواهند در این مسیر باشد که نفعش به دیگران برسد. اگر نفعی هم برای خودشان داشته باشد، طفیلی است و در اصل، هدفشان خدمت به دیگران است و از آن بیشتر لذت می‌برند. برخی نه‌تنها از خدمت به دیگران، بلکه از این‌که خدا و پیغمبر نیز از آن‌ها راضی هستند، لذت می‌برند. برخی خوفا من العقاب، خداوند را عبادت می‌کنند، برخی طمعا فی الجنه. اما برخی شکرا لله و حبا لله، عبادت می‌کنند.
روشن است که تفاوت در نیت‌ها، در ارزش کار بسیار اثر می‌گذارد و ممکن است انجام یک کار با یک حجم خاص، با یک نیت، نمره یک، با نیتی دیگر،  نمره ده و با نیتی دیگر، نمره صد بگیرد. این تفاوت، ادامه پیدا می‌کند و به جایی می‌رسد که دیگر نمی‌توان ارزش آن را تعیین کرد. ارزش کار اولیای خدا که خودشان را فراموش کرده و فقط همه چیز را برای خدا انجام می‌دهند، از حساب، بیرون است؛ چون کار برای کسی است که از همه جهت بی‌نهایت است و آنجا تعیین حدوحدود برای ارزش، بسیار مشکل است.
(گزیده‌ای از سخنان حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی در دفتر مقام معظم رهبری که در تاریخ ۱۲/۳/۹۶، مطابق با هفتم ماه مبارک رمضان ۱۴۳۸ ایراد فرمودند.)