محمدمحسن طبسی
او انسانی روشنبین و دوراندیش بود. با گذشت، علاقهمند به معنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به اخبار آسمانی بود. همین شرافت برای او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت.
سخن از خدیجه، سخن از یک دنیا عظمت و پایداری و استقامت در راه هدف است. به حق قلمفرسایی در باره کسی که خداوند بر او سلام و درود فرستاد، بسی مشکل است. اما به مصداق «مالا یدرککله لا یترک کله،» به بررسی گوشههایی از شخصیت و زندگی این بزرگ بانو میپردازیم:
ولادت و خانواده
خدیجه (س) 68 سال قبل از هجرت بدنیا آمد. خانوادهای که خدیجه را پرورش داد، از نظر شرافتخانوادگی و نسبتهایخویشاوندی، در شمار بزرگترین قبیلههای عرب جای داشت. اینخاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگی و نجابت و شرافت ازکردار و گفتار خدیجه پدیدار بود.
خدیجه از قبیله هاشم بود و پدر و اقوامش از ثروتمندان قریش بودند. پدرش خویلد بن اسد قریشی نام داشت. مادرش فاطمه دختر زائد بن اصم بود.
اخلاق خدیجه (س)
خدیجه در بین اقوام خود یگانه و ممتاز و میان اقران کمنظیر بود. او به فضیلت اخلاقی و پذیراییهای شایان بسیار معروف بود و بدین جهت زنان مکه به وی حسد میورزیدند.
دخترت خویلد در سجایا و کمالات اخلاقی زبانزد و نمونه بود و بهحق ایشان کفو خوبی برای پیامبر (ص) بود. بیتردید میتوان گفت که این سجایا و فضایل اخلاقی سبب شد تا خدیجه برای همسری پیامبر اکرم (ص) شایسته شمرده شود. طبق روایات، او برای پیامبر اکرم (ص) یاوری صادق بود.
آشنایی با حضرت محمد (ص)
فضایل اخلاقی خدیجه، بسیاری از بزرگان و صاحبمنصبان عرب را به فکر ازدواج با وی میانداخت. ولی خاطرات همسر پیشین به وی اجازه نمیداد شوهری دیگر انتخاب کند. تا اینکه با مقامات معنوی حضرت محمد (ص) آشنا شد و آن دو غلامی که برای تجارت همراه پیامبر (ص) فرستاده بود، مطالب و معجزاتی که از وی دیده بودند، برای خدیجه نقل کردند. خدیجه فریفته اخلاق و کمال و مقامات معنوی پیامبر (ص) شد. البته او از یکی از دانشمندان یهود و نیز ورقه بن نوفل که از علمای بزرگ عرب و خویشان نزدیک خدیجه به شمار میرفت، درباره ظهور پیغمبر آخرالزمان و خاتمالانبیا (ص) مطالبی شنیده بود. همه این عوامل موجب شد تا خدیجه حضرت محمد (ص) را به همسری خود انتخاب کند.
خصال خدیجه (س)
خدیجه از بزرگترین بانوان اسلام به شمار میرود. او اولین زنی بود که به اسلام گروید؛ چنان که علی بن ابیطالب (ع) اولین مردی بود که اسلام آورد. اولین زنی که نماز خواند، خدیجه بود. او انسانی روشنبین و دوراندیش بود. با گذشت، علاقهمند به معنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به اخبار آسمانی بود. همین شرافت برای او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت.
خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحاء» میگفتند. از نظر عقل و زیرکی نیز برتری فوقالعادهای داشت و مهمتر اینکه حتی قبل از اسلام وی را «طاهره» و «مبارکه» و «سیده زنان» میخواندند.
جالب این است او از کسانی بود که انتظار ظهور پیامبر اکرم (ص) میکشید و همیشه از ورقه بن نوفل و دیگر علما جویای نشانههای نبوت میشد. اشعار فصیح و پر معنای وی در شأن پیامبر اکرم (ص) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت میکند.
درود خدا بر خدیجه
خدیجه کبری چنان مقام والایی داشت که خداوند عزوجل بارها بر او درود و سلام فرستاد. طبق روایتی از حضرت امام محمد باقر (ص): پیامبر اکرم (ص) هنگام بازگشت از معراج، به جبرئیل فرمودند: «آیا حاجتی داری؟»
جبرئیل عرض کرد: خواستهام این است که از طرف خدا و من به خدیجه سلام برسانی.
در روایتی دیگر میخوانیم: روزی خدیجه به طلب رسول خدا (ص) بیرون آمد. جبرئیل بهصورت مردی با وی روبهرو شد و از خدیجه احوال رسول خدا (ص) را پرسید. خدیجه نمیتوانست بگوید رسول خدا (ص) در کجا به سرمیبرد. او میترسید این مرد از کسانی باشد که قصد کشتن پیغمبر (ص) را دارد. وقتی که خدمت آن حضرت رسید و قصه باز گفت، حضرت محمد (ص) فرمودند: «آن جبرئیل بود و امر کرد که از خدا تو را سلام برسانم».
نقش خدیجه در پیشبرد اسلام
وقتی حضرت خدیجه دریافت که سعادتمند شده، هرچه داشت در راه پیشرفت و موقعیت پیغمبر اسلام (ص) انفاق کرد. او تمام اموال خویش را به پیامبر (ص) بخشید و در راه نشر اسلام به مصرف رساند. تا جایی که هنگام ارتحال، پارچهای برای کفن نداشت.
ابن اسحاق جملهای در شان خدیجه دارد که گویای همکاری و صداقت او در پیشبرد اسلام است. او میگوید: «خدیجه یاور صادق و با وفایی برای پیامبر (ص) بود و مصیبتها در پی رحلت خدیجهو ابوطالب بر پیامبر (ص) سرازیر شد».
گویا این دو، در برابر هجوم ناملایمات بر پیامبر اکرم (ص)، سدی بلند و مستحکم بودند.
این جمله معروف که اسلام رهین اخلاق پیامبر (ص)، شمشیر علی (ع)، و اموال خدیجه است، از نهایت همکاری و صداقتخدیجهپرده بر میدارد.
وفات خدیجه (س)
خدیجه در سن 65 سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب، جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیغمبر خدا (ص) شخصاً خدیجه را غسل دادند، حنوط کردند و با همان پارچهای که جبرئیل از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود، کفن کردند. رسول خدا (ص) شخصاً درون قبر رفتند، سپس خدیجه را در خاک نهادند وآنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساختند. ایشان بر خدیجه اشک میریختند، دعا میکردند و برایشان آمرزش میطلبیدند. آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در «حجون» واقع است.
رحلت خدیجه برای پیغمبر (ص) مصیبتی بزرگ بود؛ زیرا خدیجه یاور پیغمبر خدا (ص) بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد (ص) احترام میگذاشتند و از آزار وی خودداری میکردند.
یاد خدیجه
رسول خدا (ص) با اینکه بعد از رحلت حضرت خدیجه (س) با زنانی چند ازدواج کردند؛ ولی هرگز خدیجه را از یاد نبردند. عایشه میگوید: هر وقت پیغمبر خدا (ص) یاد خدیجه میافتاد، ملول و گرفته میشد و برای او آمرزش میطلبید. روزی من رشک ورزیدم و گفتم: یا رسولالله، خداوند به جای آن پیرزن، زنی جوان و زیبا به تو داد.
پیغمبر (ص) ناگهان برآشفت و خشمگینانه دست بر دست من زد و فرمود: خدا شاهد است خدیجه زنی بود که چون همه از من رو میگردانیدند، او به من روی میکرد؛ و چون همه از من میگریختند، به من محبت و مهربانی میکرد؛ و چون همه دعوت مرا تکذیب میکردند، به من ایمان میآورد و مرا تصدیق میکرد. در مشکلات زندگی مرا یاری میداد و با مال خود کمک میکرد و غم از دلم میزدود.
حضرت امام صادق (ع) فرمودند: «وقتی خدیجه از دنیا رفت، فاطمه کودکی خردسال بود، نزد پدر آمد و گفت: «یا رسولاللهامی» مادرم کجاست؟
پیامبر (ص) سکوت کردند. جبرئیل نازل شد و گفت: خدایت سلام میرساند و میفرماید: به زهرا بفرما، مادرت در بهشت و در کاخطلایی که ستونش از یاقوت سرخ است و اطرافش آسیه و مریم هستند، جای دارد.
منبع: فرهنگ کوثر، شماره 34