امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

جهان آینده و نبرد در سایه‌ها

محمدجواد نجفی

 

اشاره: امنیت، همواره یکی از بنیادی‌ترین نیازهای جوامع بوده است. اما امنیت در قرن بیست‌ویکم معنایی تازه یافته است. دیگر نه مرزهای فیزیکی، نه دیوارهای بلند، و نه ارتش‌های پرشمار به‌تنهائی ضامن امنیت‌اند. آینده نظامی و امنیتی، عرصه‌ای است که در آن قدرت سایبری، نبرد اطلاعاتی، عملیات شناختی و فناوری‌های هوشمند نقشی تعیین‌کننده خواهند داشت. به همین دلیل از آن به «نبرد در سایه‌ها» تعبیر می‌شود؛ جنگ‌هایی که کمتر دیده می‌شوند؛ اما سرنوشت ملت‌ها را تغییر می‌دهند.
تغییر چهره جنگ
جنگ‌های کلاسیک قرن بیستم بر پایه ارتش‌های بزرگ، توپخانه‌های سنگین، ناوهای هواپیمابر و تانک‌های غول‌پیکر استوار بود؛ جنگ‌هایی که خطوط مقدم مشخص داشتند و پیروزی در آن‌ها با تسخیر خاک و نابودی نیروی دشمن سنجیده می‌شد. اما اکنون، با دگرگونی ساختار قدرت و پیشرفت فناوری‌های نوین، جنگ‌ها چهره‌ای کاملاً متفاوت یافته‌اند. نبردهای امروز و فردا دیگر صرفاً نظامی نیستند؛ بلکه ترکیبی و هیبریدی‌اند؛ آمیزه‌ای از عملیات سایبری، رسانه‌ای، فناورانه و روانی که درهم‌تنیده و چندلایه پیش می‌روند.
در این الگوی جدید، حملات سایبری علیه زیرساخت‌های حیاتی همچون بانک‌ها، نیروگاه‌ها، شبکه‌های ارتباطی و حتی بیمارستان‌ها، می‌تواند بدون شلیک حتی یک گلوله، یک کشور را از درون فلج کند. از سوی دیگر، استفاده از پهپادهای کوچک؛ اما هوشمند که با هزینه‌ای اندک قادرند میلیاردها دلار خسارت وارد کنند، ماهیت قدرت نظامی را به چالش کشیده است. دیگر نیازی به لشکرکشی‌های پرهزینه نیست؛ چند ریز پهپاد می‌توانند کاری کنند که پیش‌تر به چند گردان نیروی ویژه نیاز داشت.
اما شاید خطرناک‌ترین بُعد این نبردها، جنگ شناختی باشد؛ جنگی که نه در میدان نبرد؛ بلکه در ذهن و باور مردم رخ می‌دهد. در این عرصه، دشمن به جای اشغال سرزمین، به تسخیر افکار و قلب‌ها می‌پردازد. با اخبار جعلی، عملیات روانی و روایت‌های فریبنده، انسجام ملی را هدف می‌گیرد و قدرت تصمیم‌سازی را مختل می‌کند.
در نتیجه، آینده امنیت جهانی بیش از هر زمان دیگری به توانایی کشورها در مدیریت نامتقارن تهدیدها بستگی دارد؛ یعنی توانایی درک، پیش‌بینی و پاسخ به تهدیدهایی که نه از مسیرهای سنتی؛ بلکه از حوزه‌های نوظهور و غیرقابل پیش‌بینی سر برمی‌آورند. امنیت آینده، امنیتی چندوجهی است که تنها با ترکیب قدرت سخت، فناوری هوشمند و روایت منسجم به دست خواهد آمد.
امنیت سایبری؛ خط مقدم نامرئی
یکی از مهم‌ترین جبهه‌های نبرد آینده، بی‌تردید فضای مجازی است؛ جایی که دیگر نه صدای انفجار شنیده می‌شود و نه دود و آتش دیده می‌شود؛ اما اثر آن می‌تواند از هر بمب و موشکی ویرانگرتر باشد. در این میدان بی‌مرز، حملات سایبری قادرند بدون شلیک حتی یک گلوله، یک کشور را فلج کنند؛ از خاموش کردن شبکه‌های برق و مختل کردن سامانه‌های مالی گرفته تا از کار انداختن زیرساخت‌های حیاتی و اطلاعاتی.
نمونه‌های اخیر از جمله حمله به شبکه‌های برق اوکراین، هک مراکز حیاتی در ایالات متحده و اروپا، یا اختلال در سامانه‌های نفتی خاورمیانه نشان داده‌اند که جنگ سایبری دیگر یک تهدید حاشیه‌ای یا فنی نیست؛ بلکه به یک مسئله تمام‌عیار ملی، امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. در واقع، کشوری که در فضای مجازی ضعیف باشد، حتی اگر قدرتمندترین زرادخانه نظامی را هم در اختیار داشته باشد، در برابر حمله‌های دیجیتال آسیب‌پذیر خواهد بود.
در آینده نزدیک، ارتش‌ها نه‌تنها از یگان‌های زرهی، هوائی و دریایی تشکیل خواهند شد؛ بلکه «یگان‌های سایبری» و «نیروهای دفاع دیجیتال» نیز بخش جدایی‌ناپذیر از ساختار نظامی خواهند بود. نبردهای آینده نه‌تنها بر سر خاک و منابع؛ بلکه بر سر داده‌ها، اطلاعات و کنترل شبکه‌ها شکل می‌گیرد.
نبرد شناختی و رسانه‌ای؛ جنگی بی‌صدا اما تعیین‌کننده
در دنیای امروز، امنیت تنها به معنای دفاع از مرزهای جغرافیایی و مقابله با تهدیدهای نظامی نیست؛ بلکه به‌طور فزاینده‌ای شامل حفاظت از ذهن‌ها، باورها و روایت‌ها نیز می‌شود. اگر در گذشته، میدان نبرد محل درگیری ارتش‌ها بود، امروز میدان اصلی، ذهن انسان‌ها و افکار عمومی است. در این میدان جدید، گلوله‌ها جای خود را به محتوا داده‌اند و توپخانه‌ها در قالب رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی عمل می‌کنند.
تحولات سال‌های اخیر به‌ویژه در منطقه غرب آسیا، نشان داد که حتی گروه‌های کوچک مقاومت، اگر روایت مؤثر و منسجم داشته باشند، می‌توانند معادلات قدرت را تغییر دهند. توان روایت‌سازی، به اندازه توان تسلیحاتی اهمیت یافته است. جنگ‌های اخیر در غزه، یمن و حتی اوکراین، نمونه‌هایی روشن از این واقعیت‌اند که افکار عمومی جهانی می‌تواند مسیر تصمیم‌گیری دولت‌ها و رفتار بازیگران را تغییر دهد. در عصر دیجیتال، هر تصویر، ویدئو یا خبر می‌تواند به اندازه یک عملیات نظامی واقعی تأثیرگذار باشد.
در آینده، «جنگ شناختی» به‌اندازه جنگ سخت؛ بلکه گاه بیش از آن اهمیت خواهد داشت. این نوع نبردها نه با سلاح؛ بلکه با «ادراک» پیش می‌روند؛ با اخبار جعلی، عملیات روانی، تحریف واقعیت‌ها و دستکاری هوشمندانه احساسات جمعی. دشمن در این میدان به دنبال تصرف خاک نیست؛ بلکه به دنبال تسخیر ذهن است.
در چنین شرایطی، کشوری که بتواند روایت خود را بر افکار عمومی تحمیل کند و ذهن جامعه را در برابر موج‌های تبلیغاتی مصون سازد، در واقع بخش مهمی از نبرد را از پیش برده است. آینده امنیت ملی در گرو توان تولید روایت‌های بومی، هوشمند و الهام‌بخش است؛ روایت‌هایی که نه فقط دفاع؛ بلکه جهت‌گیری ملت را نیز تعیین می‌کنند.
به بیان دیگر، نبرد شناختی جنگی بی‌صداست؛ اما نتایج آن از هر بمب و موشکی سهمگین‌تر است؛ زیرا ذهنی که فتح شود، دیگر نیازی به اشغال ندارد.
هوش مصنوعی و نظامی‌گری نوین؛ نبرد عقل‌های مصنوعی در میدان‌های واقعی
هوش مصنوعی، مرز میان ماشین و انسان، میان دفاع و تهاجم، و میان امنیت و تهدید را دگرگون کرده است. این فناوری نه‌تنها شیوه‌های جنگ را متحول می‌کند؛ بلکه مفهوم قدرت را نیز بازتعریف خواهد کرد. در عصر جدید، کشورهایی که بتوانند الگوریتم‌ها را به‌درستی مهار و مدیریت کنند، برنده رقابت امنیتی آینده خواهند بود.
از یک‌سو، هوش مصنوعی می‌تواند ضامن امنیت باشد. الگوریتم‌های پیشرفته قادرند حملات سایبری را پیش‌بینی و خنثی کنند، عملیات نظامی را با سرعت و دقتی بی‌سابقه سامان دهند و سامانه‌های دفاعی را از تصمیم‌گیری انسانی مستقل سازند. در میدان نبرد نوین، هوش مصنوعی می‌تواند نقش دیده‌بان، تحلیلگر، فرمانده و حتی سرباز را همزمان ایفا کند. موشک‌هایی که هدف را با دقت سانتی‌متری رهگیری می‌کنند، پهپادهایی که با تحلیل داده‌های لحظه‌ای تصمیم می‌گیرند و شبکه‌هایی که تهدید را پیش از وقوع شناسایی می‌کنند، تنها نمونه‌هایی از این انقلاب فناورانه‌اند.
اما روی دیگر این تحول، چهره‌ای نگران‌کننده و حتی هولناک دارد. همان فناوری‌هایی که می‌توانند امنیت ایجاد کنند، در دست دشمن می‌توانند به ابزار نابودی بدل شوند. از سامانه‌های جنگ سایبری خودکار گرفته تا تولید انبوه اخبار جعلی و ویدئوهای قانع‌کننده (Deepfake)، و از هدایت پهپادهای قاتل تا حملات الگوریتمی به زیرساخت‌های حیاتی، همه و همه نشان می‌دهد که مرز میان دفاع و تهاجم به طرز خطرناکی باریک شده است.
در چنین شرایطی، آینده نظامی جهان بیش از هر زمان دیگری به اخلاق، قانون و مسئولیت‌پذیری گره خواهد خورد. کشورها ناگزیر خواهند بود چارچوب‌های بین‌المللی تازه‌ای برای تنظیم و نظارت بر استفاده از فناوری‌های نوین نظامی وضع کنند. در غیر این صورت، جهان ممکن است وارد عصری شود که در آن جنگ‌ها نه با تصمیم انسان‌ها؛ بلکه با خطا یا تصمیم الگوریتم‌ها آغاز شوند.
به بیان دیگر، نبرد آینده نبرد تفنگ‌ها وتانک‌ها نخواهد بود؛ بلکه نبرد عقل‌هاست - عقل‌های مصنوعی که اگر مهار نشوند، می‌توانند از ضامن امنیت به عامل ناامنی بدل گردند.
امنیت منطقه‌ای؛ رقابت یا همکاری در عصر جدید
در جهان در حال تحول امروز، دیگر هیچ کشوری (حتی آن‌هایی که در گذشته با تکیه بر قدرت نظامی یا اتحادهای بزرگ جهانی می‌زیستند) به‌تنهائی قادر به تأمین امنیت خود نخواهد بود. واقعیت این است که تهدیدهای نوین از جنس جنگ‌های سایبری، حملات پهپادی، تروریسم فناورمحور، بحران انرژی و حتی تغییرات اقلیمی، مرز نمی‌شناسند و از کنترل دولت‌ها فراتر رفته‌اند. از این ‌رو، امنیت آینده نه در قالب دیوارهای دفاعی و انباشت سلاح؛ بلکه در چارچوب پیمان‌های منطقه‌ای، شبکه‌های همکاری و اعتماد متقابل میان کشورها تعریف خواهد شد.
در چنین شرایطی، کشورهایی که بتوانند از منطق رقابت صرف عبور کرده و همکاری‌های امنیتی، اقتصادی و فناورانه را در اولویت قرار دهند، به بازیگران تعیین‌کننده نظم جدید منطقه‌ای تبدیل خواهند شد. برعکس، اصرار بر سیاست‌های انزوا، دشمن‌سازی و وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، تنها به تشدید بی‌ثباتی و فرسایش ظرفیت‌های ملی منجر خواهد شد.
برای نمونه، خاورمیانه آینده یا به صحنه‌ای برای رقابت مخرب تسلیحاتی، جنگ‌های نیابتی و تشدید ناامنی تبدیل خواهد شد، یا می‌تواند با اتکا به منافع مشترک، به فضائی برای شکل‌گیری سازوکارهای جمعی امنیتی و دفاعی بدل گردد. انتخاب میان این دو مسیر، در حقیقت انتخاب میان عقب‌ماندگی و پیشرفت، میان وابستگی و استقلال، و میان بی‌ثباتی و توسعه پایدار است. مسیر درست، مسیری است که در آن عقلانیت، گفت‌وگو و همکاری جایگزین سلاح، سوءظن و رقابت کور شود.
از قدرت آتش تا قدرت هوش؛ تحول میدان نبرد در عصر داده و روایت
آینده نظامی و امنیتی جهان را می‌توان چنین ترسیم کرد: جنگ‌ها به‌تدریج از میدان‌های فیزیکی و نبردهای پرهیاهوی نظامی به عرصه‌های نامرئی سایبری و شناختی منتقل می‌شوند؛ جایی که اطلاعات، روایت‌ها و داده‌ها جایگزین گلوله، تانک و موشک خواهند شد. در این دوران جدید، ارتش‌ها بیش از آنکه به تجهیزات سنگین و انباشت سلاح متکی باشند، به فناوری‌های نوین، شبکه‌های هوشمند و مدیریت کلان‌داده‌ها وابسته خواهند بود.
در این چشم‌انداز، مفهوم «امنیت ملی» نیز دچار دگرگونی می‌شود. امنیت دیگر صرفاً در مرزهای جغرافیایی خلاصه نخواهد شد؛ بلکه در توان تاب‌آوری سایبری، درک عمیق از جنگ روایت‌ها و شکل‌دهی به همکاری‌های منطقه‌ای و چندجانبه معنا می‌یابد. کشورهایی که بتوانند نظام دفاعی خود را بر پایه دانش، فناوری و اعتماد ملی بازتعریف کنند، بازیگران اصلی امنیت جهانی آینده خواهند بود.
به بیان دیگر، امنیت آینده نه در «قدرت آتش»؛ بلکه در قدرت هوش، داده و روایت نهفته است؛ جایی که برنده، نه آنکه بیشتر شلیک کند؛ بلکه آنکه بهتر بفهمد، سریع‌تر تحلیل کند و مؤثرتر روایت بسازد، پیروز میدان خواهد بود.