دشمنِ دشمنِ اسلام
کبری خالقی

۱. حدود صدسال پیش، در چنین ایامی در قضیه مشروطهی مشروعه که شیخ فضلالله در برابر غربزدگان و تزویر انگلیسی مقاومت میکرد، این بهاصطلاح مجاهدان مشروطهخواه، تهران را فتح کردند. در آن هنگام که خطر تنهایی، شیخ فضلالله نوری را در میان هجمهی دشمنان نامرد تهدید میکرد، شخصی از شیخ پرسید: «شما که میدانستید نتیجه نمیگیرید؛ چرا مخالفت کردید؟» گفت: «تا اگر صدسال بعد از این، بعضی از مسلمانان به قعر زیر زمین و داخل سردابها رفتند و در آنجا با کمال ترس، درد دل کردند و گفتند صدسال قبل عدهای دست به دست هم دادند و ریشه اسلام را کندند؛ لااقل یک نفر بگوید که در میان آن عده، یک آخوند طبرسی و یارانش بودند که مخالفت کردند»
۲. در آن زمان که مشروطهخواهان، تهران را گرفته بودند و جرئت نداشتند به سفارت خارجی تعرض کنند، میرزا جواد سعدالدوله به شیخ پیشنهاد کرد که بیرق «هلند» را بر بالای خانهتان بزنید؛ دیگر حتی لازم نیست به سفارت هلند تشریف بیاورید. شیخ در پاسخ به این پیشنهاد، خندید و گفت: «آقای سعدالدوله! باید بیرق ما را بر روی سفارت اجنبی بزنند. چطور ممکن است که صاحب شریعت که من یکی از مبلغین احکام آن هستم، اجازه فرماید به خارج از شریعت آن، پناهنده شوم؟!» آنگاه آیه شریفه ۱۴۱ سوره نساء «وَلَنْ یَجعلَ اللهُ للکافرینَ علیَ المؤمنینَ سبیلاَ» را خواند... سپس ادامه داد: «من حاضرم صد مرتبه زنده شوم و ایرانیان و مسلمین مرا مثله کنند و بسوزانند؛ ولی به اجنبی پناهنده نشوم.». این چنین بود که دشمنان به قدرت روحانیت اصیل پیبردند و درصدد برآمدند تا قدرتمندترین و هوشیارترین روحانی را از میان بردارند، تا کسی نتواند در برابر انحرافات آنها بایستد!
۳. ساعاتی قبل از اعدام در ۹ مرداد ۱۲۸۸ هجری شمسی در حالیکه چوبه دار آماده بود و شیخ را محاکمه میکردند، فردی از طرف مشروطهخواهان به ایشان گفت: «جنابعالی حرمت مشروطه را لغو کنید و بفرمایید منزل». شیخ پاسخ داد: «شب قبل پیامبر (صلیالله علیه و آله وسلم) را در خواب دیدم که امروز مهمان او هستم. حاضر نیستم این فرصت را از دست بدهم، و این مشروطه، ابدالدهر حرام است». یعنی حتی تا آخرین لحظه هم از اعتقاد خود دست نکشید و مشروطه غیرمشروعه را تا ابد حرام اعلام کرد. در تاریخ هست که بعد از پایین آوردن جنازه شیخ از چوبه دار، عدهای از مجاهدان بیدین مشروطه، نسبت به پیکر مطهر شیخ شهید، تعرض و هتک حرمت کردند.
۴. امام خمینی در بیان مقاومت تاریخی شیخ شهید میفرمایند: «تاریخ یک درس عبرت است برای ما، شما وقتی که تاریخ مشروطیت را بخوانید، میبینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دستهایی آمد... تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضلالله نوری در ایران برای خاطر اینکه میگفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطهای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران به دار زدند و مردم هم پای [دار] او رقصیدند یا کف زدند.» (صحیفه امام؛ ج ۱۸، ص ۱۷۰، ۱۷۱). و تاسف آور این که این مجتهد وارسته و شجاع توسط یک فرد منحرفِ روحانینما، محاکمه و به اعدام محکوم شد.
۵. یاد امام عزیز را گرامی میداریم که با آن عزم پیامبرگونه و آن روحیه دشمنستیزی، نظام جمهوری اسلامی ایران را پس از قرنها بر اساس "ولایتفقیه" تاسیس و با اقتدار کامل با ایادی کفر و نفاق اتمام حجت کرد؛ آن زمان که فرمود: «قدرتها و ابرقدرتها و نوکران آنها مطمئن باشند که اگر خمینی یکّه و تنها هم بماند، به راه خود که راه مبارزه با کفر، ظلم، شرک و بتپرستی است، ادامه میدهد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنههای مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار مینمایند سلب خواهد کرد.» (پیام به حجاج بیتالله الحرام ۵ شهریور ۱۳۶۶). روح پرفتوح تمامی علما و فضلا و شهدا در تمام دورانها که در راه اسلام جان فدا کردند تا نظام جمهوری اسلامی برقرار شود، با اعلی عِلّیین محشور باد.
عاشورا؛ الگویی از جنگ ترکیبی به قامت تاریخ بشر
محمدعلی بابایی
امروزه، لفظهایی از جنگ سخت و نرم و ترکیبی، زیاد توسط رسانهها منتشر میشود. ضربهای که دشمن با جنگ نرم «فرهنگی» وارد میکند، بسیار سختتر و با تلفات بیشتر خواهد بود؛ زیرا ذرهذره بدون آنکه متوجه شوید رخ خواهد داد و آنچه به مثابه الگویی برایتان بود، نه به یکباره؛ اما چنان در مرور زمان تغییر خواهد کرد که میشود ضدارزش.
یکی از بهترین مثابه ها، گرم کردن یک موجود خونسرد مثل قورباغه است، اگر قورباغه را یکدفعه درون آب گرم قرار دهید، مسلماً واکنش نشان داده؛ اما اگر به آهستگی آبی که قورباغه درونش قرار گرفته را افزایش دهیم و به نقطهجوش برسانیم، نه تنها عکسالعمل نشان نخواهد داد؛ بلکه بدون اینکه متوجه شود خواهد مرد.
دقیقاً "جنگ فرهنگی" همین است و ذرهذره "باورها و ارزشها" از زیر بنا نابود خواهد شد و خودت با دست خودت، خاکریزها را به دشمن تقدیم خواهی کرد! «بر این اساس رهبر معظم بیان فرمودند که خرمشهرها در پیش داریم»
اما در جنگ ترکیبی دشمن، علاوه بر جنگ فرهنگی، از تمامی ابزارش «سلاح، رسانه، تحریم و...» استفاده خواهد کرد و همواره باید از جلو و پشت سر، از جبهه خود و.. منتظر تک و پاتکها باشی و اینجاست که چقدر مبارزه سخت، و به نیروی قدرتمند و همه جانبه نیازمندی.
اینجاست که اگر به قیام تاریخی امام حسین (علیه السلام) توجه کنیم، میبینیم امام برای آینده اسلام و نابودی طاغوت، یک برنامه دقیق و بلندمدت کشیدند، گرچه اثرات کوتاهمدت نیز داشت؛ یک جنگ ترکیبی تمامعیار متناسب با زمان خودش برای همه دوران.
این جنگ ترکیبی، ترکیبی از تبیین و تبلیغ، الگوسازی، ایثار و فداکاری، خون و شمشیر، برانگیختن احساسات، رسواسازی دشمن و... در یک تاکتیک جنگی نمادینی که چارهای جز رویارویی نبود، گرچه میدانستند در این رویارویی با شمشیر قطعاً شکست خواهد خورد؛ اما این الگوسازی، نیازمند یک زمینی برای پیادهسازی این جنگ ترکیبی تمامعیار برای تمام دوران بود، چرا که صرف تبلیغ و تبیین مسائل ضد طاغوت زمان، برای امام (علیه السلام) میسر نبود و دشمن از عناصر زور و زر و تزویر مانع این کارشده بود. پس امام باید کاری میکردند که دشمن با دست خودش زیربنای مستحکمش را نابود کند! پس امام (علیه السلام) اگر هم اهل کوفه به ایشان نامه نمیدادند، باید این قیام را پیریزی میکردند «به دیگر سخن: دیر و زود داشت؛ اما سوخت وسوز نداشت.»
حال میبینیم طاغوتهای زمان، در برابر آزادیخواهان که خود را اتفاقاً مدیون امام حسین (علیه السلام) میدانند «همانند سخنی که گاندی گفت: من زندگی امام حسین (علیه السلام)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجه کافی به صفحات کربلا نمودهام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین (علیه السلام) پیروی کند.» با تمام ضربات و کارشکنی، کاری از پیش نبرده و آوازه و عشق به امام (علیه السلام) حتی در دیار کفر نیز جاخوش کرده است.
تاریخ در تصویر
به یاد شهید شریعت