جمهوری آذربایجان تنها جمهوری بود که مایل به استقلال نبود. چون میدانست که ارتش ارمنستان مجهزتر است و روسها طرف آنها هستند. وقتی استقلال رخ داد، اگر ایران کمک نمیکرد، این کشور هیچ حمایتی نداشت و در مقابل ارمنستان به راحتی پیش روی میکرد.
محمدامین رسولزاده، بنیانگذار جمهوری باکو (نخستین جمهوری دموکراتیک در شرق) در پاسخ به اعتراضهای مکرر اندیشمندان ایرانی همچون ملکالشعرای بهار و دهخدا به تشکیل کشوری مستقل با نام آذربایجان در کنار استان آذربایجان ایران در سال ۱۹۱۸ میلادی، در مقالهای با عنوان «مختاریت آذربایجان» در نشریه آچیقسوز نوشته است: «لازم است به تمام ایرانیها خاطرنشان نماییم که ما وقتی که آذربایجان میگوییم، مقصود ما آذربایجانی است که در قلمرو دولت روسیه است، نه دولت ایران و به مقدرات آذربایجان ایران حق و حد دخالت نداریم.»
رسولزاده همچنین در مقالهی آذربایجان و ایران میگوید: «از ما چرا ظنین هستید؟ باید تصور کنیم که چنین گمان کردهاند که از گرفتن نام آذربایجان که اسم یک ولایت ایران است به مسمای آن نیز چشم داریم. جمهوری ما قبل از جمهوریت، مکرر و به دفعات، این معنی را اعلام کرد که دعوی مختاریت آذربایجان به هیچوجه به جنوب ارس راجع نیست. باز بالفعل هم این را اثبات میکنیم».
وی در اعترافی تاریخی به ایرانی بودن مشاهیر و میراثفرهنگی شمال ارس، خطاب به همکاران ایرانی خود در روزنامهها و جراید ایران مینویسد: «ادبیات ما، ادباء ما، شعراء ما و بالخاصه متاخرین از مکاتب قدیمه با فیض و برکت ایران پرورش یافتهاند. فردوسی، سعدی، حافظ، عمر خیام، ملای روم و سایر ایرانیان سخنگو و سرآمد سخن عادتاً از طرف ما پیشوا و مقتدا محسوب گشته و در میانه ما اصول و عادات ایران اساس تربیت اتخاذ شده و آشنایان ما به زبان فارسی و دوستداران آن، در میانه ما کم نیستند و ما میتوانیم به شعرای نامدار دوره اخیر ایران از قبیل نظامی، خاقانی و مهستی افتخار کنیم … آذربایجان قفقاز حتیالامکان باید صبر کند قرضی را که از ایران گرفته، اعاده کند. موسیقیدانهای ما اگر چه خصوصیت خود را محفوظ داشتهاند، ولی اساس اعتبار آنها موسیقی ایران است که ما به توسط اپرا و اپرادانهای خودمان تا حدی قرض خویش را به ایران اداء مینماییم»
با این حال «بارتولد» با دوراندیشی نوشته است: «نام آذربایجان برای جمهوری آذربایجان از آن جهت انتخاب شد که گمان میرفت با برقراری جمهوری آذربایجان، آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یکی شوند.»
رویدادهای ۱۰۳ سال پس از این نامگذاری و بهویژه ۳۰ سال گذشتهی پس از استقلال از شوروی، اثبات کرده که نامگذاری جمهوری شمال ارس، با هدف تهدید مستقیم علیه تمامیت سرزمینی ایران در آذربایجان واقعی انجام شده است.
در سال ۱۹۹۱ دولت رفسنجانی در اقدامی شتابزده و غیر آیندهنگرانه، با تصور تشویق گسترش ایدئولوژیک مذهبی در کشور همسایه به ظاهر مسلمان، استقلال کشوری را با نام آذربایجان در کنار آذربایجان ایران و بدون کمترین الزام به تغییر نام، به رسمیت شناخت، در حالی که این جمهوری، با تکیه به همین نام، امروز به تهدید مستقیم تمامیت سرزمینی ایران تبدیل شده و در همهی تبلیغات رسمی خود و در کتابهای درسی مدارس، به طور علنی، آذربایجان راستین تاریخی و تبریز را با نام جعلی آذربایجان ج ن و ب ی متعلق به باکو و اشغال شده توسط ایران معرفی و تبلیغ میکند! باشیم.
در نگاه شهروندان شستشوی مغزی داده شده جمهوری باکو، ایران یک کشور اشغالگر است! که این نگاه از طریق کتابهای درسی، غیردرسی، رسانههای باکو و… به شدت ترویج میشود.
در همین راستا محتوای کتابهای درسی جمهوری باکو از تحریفهای شگفتآور ضد تاریخی که نمونههای زیر، قابل تأملاند پر شده است:
روی جلد کتاب آتا یوردو (سرزمین پدری)، کتابدرسی تاریخ کلاس پنجم دبستان جمهوری باکو، نقشه باکو بهعلاوه شمال غرب ایران چاپ شده است!
جمهوری باکو، در کتابدرسی آتایوردو (سرزمین پدری)، آذربایجان واقعی به مرکزیت تبریز را به طور رسمی، بخشی از خاک باکو که توسط ایران اشغال شده است معرفی و تبلیغ میکند!
محتویات این کتاب هم پر است از نفرتپراکنی علیه ایران:
دربارهی عهدنامههای گلستان و ترکمانچای که هرگز متن کامل آنها در کتابهای درسی جمهوری باکو منتشر نمیشود، با تحریف و جعلیات، ادعا میشود که این قراردادها به این دلیل منعقد شدند که ایران و روسیه برای تصاحب آذربایجان با یکدیگر جنگ کردند؟!
«تمامی خاک آذربایجان در شمال ارس در امپراتوری روسیه ادغام شد و خاک وطن ما در جنوب ارس به دست ایرانیها افتاد. در گلستان و سپس ترکمانچای به دارایی سلطنت آذربایجان قدرتمند خاتمه داده شد… در آذربایجان، دولت مستقل نماند.
دولت و ملت آذربایجان با زور، به دو قسمت تقسیم شد. دو برادر یکی آنسوی ارس، دیگری اینسوی ارس ماند» (صص: ۱۴۴-۱۴۶).
«اشغالگران ایرانی در خونریزی از جلادان تزار عقب نمیماندند» (ص: ۱۴۴).
«بین ظلم تزار روسیه درآذربایجان شمالی باظلم ایران درآذربایجان جنوبی چه شباهتهایی وجود دارد» (ص: ۱۹۱).
«پس از نبرد سهمگین و نابرابر، فرزندان خلق قهرمان آذربایجان از سوی قاتلان ایرانی، روس و ارمنی خلع شدند» (ص: ۱۹۳).
«پس از این که جنوب کشور ما، آذربایجان ج ن و ب ی به زیر ظلم ایران افتاد» (ص: ۲۱۴).
همچنین در این کتاب ادعا میشود که ستارخان و شیخ محمدخیابانی [که برای مقابله با خطر تهدید تمامیت سرزمینی ایران به دلیل دزدیدن نام آذربایجان توسط باکو، پیشنهاد تغییر نام آذربایجان ایران به آزادیستان را داد]، برای رهایی از ستم حکومت ایران و تشکیل حکومت آذربایجان جنگ میکردند و شهریار هم در فراق آنسوی ارس شعر میسرود.
آذربایجان لطف ایران را فراموش نکند / ایروان میتوانست تا باکو پیشروی کند
موضوع این یادداشت را میخواهم از نوزده و بیست ژانویه ۱۹۹۰ شروع کنم که به ژانویه سیاه باکو معروف است. در آن زمان رئیسجمهور ترکیه که در بلوک غرب است در مورد وقایع باکو میگوید: مردمان باکو ترکیشان از جنس ترکی ما نیست. ترکیشان متفاوت است. به ترکی ایرانیها نزدیک است. باکو از نظر تاریخی، حوزه تمدنی ایران است و ارتباطی به ما ندارد و موضوعی است که ایرانیها میبایست از باکو حمایت کنند.
جمهوری آذربایجان تنها جمهوری بود که مایل به استقلال نبود. چون میدانست که ارتش ارمنستان مجهزتر است و روسها طرف آنها هستند. وقتی استقلال رخ داد، اگر ایران کمک نمیکرد، این کشور هیچ حمایتی نداشت و در مقابل ارمنستان به راحتی پیش روی میکرد. اما بعد از آن اتفاقاتی افتاد که سیاستهای ایران را تغییر داد. در دوره اخیر الهام علیاف زمانی که خودش را به بخشی از رؤیای توران تبدیل میکند، سیاست دوری از ایران را در پیش میگیرد. تا سال ۲۰۲۰ که هم ایران و هم روسیه از دست او غافلگیر میشوند. توازن قوا در قفقاز جنوبی تغییر میکند. این چهل کیلومتر برای ما بسیار مهم است. این راه به میزان شش کیلومتر به داخل آذربایجان میرود. چون ارمنستان و آذربایجان در وضعیت جنگی به استقلال رسیدهاند، هیچگاه ریلگذاری نشده که این راه مربوط به کدام است. اساساً کریدور شوشا و منطقه خانکندی، به صورت مستقل پذیرفته شده و ادارهاش به روسیه سپرده شده. آذربایجان در کمربندی شوشا رانندگان ایرانی را دستگیری کرده و مشخص است که باجگیری به حساب میآید. حسن همجواری این است که آذربایجان فراموش نکند که اگر ایران نبود، ارمنیها میتوانستند تا باکو پیش بیایند.
ایران چون احساس خطر میکند رزمایش انجام میدهد. در زمان حضور ارمنیها در منطقه، ما حضور اسرائیلها و ایستهای بازرسیاش را شاهد نبودیم. اگر ما دست روی دست بگذاریم و با گفتارهایی که توجیهگر منافع دیگران به جای ایران است، دچار خفگی ژئوپلیتیکی خواهیم شد که خطر بعدیاش میتواند باعث تجزیه این سرزمین شود.