دکتر فرشته روح افزا
از خانه کوچک ایشان، مفاهیمی چون دانشطلبی زنان، حق سخن گفتن در جامعه و اخلاق در خانواده به جهان اسلام عرضه شد. بانویی که شاگردانی همچون فضّه، زن خدمتکار با فضیلت و دانشور را تربیت کردند.
در منظومه معارف اسلام، فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) صرفاً یک شخصیت تاریخی نیستند؛ ایشان تجسمی از حقیقت انسان کامل هستند که در سیمای زنانه، پیام جاوید توحید و کرامت را بازخوانی کردهاند. همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودهاند: «حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) الگوی زن مسلمانِ مؤمن و پیشرو در همه عرصههاست»؛ عقلانیتی سرشار، عاطفهای جوشان، و جهادی خالصانه در دفاع از حق. شناخت سیره فاطمی، نه تنها شناختی تاریخی؛ بلکه بازخوانی هندسه توحید و عدالت در بستر زندگی خانوادگی، اجتماعی و الهی است. نوشته پیشرو بر پایه مستندات تاریخی و سیرهپژوهی، به بازشناسی ابعاد زندگی آن بانوی بیمثال میپردازد.
۱. تولد در تاریکی و آغاز روشنایی در سال پنجم بعثت، در حالی که جاهلیت عرب دختران را با شرم و زندهبهگوری پاسخ میداد، خداوند دختری به پیامبر اسلام عطا فرمود تا با وجود خود، معنای «رحمةٌ للعالمین» را عینیت بخشد. آیه شریفه «وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ» تصویری از همان دوران است. حضرت فاطمه در کودکی دوران تحریم شعب ابیطالب را تجربه کردند. در پنجسالگی مادرش خدیجه را از دست دادند و از همان روزها پناه پدر شدند؛ تا آنجا که پیامبر، ایشان را «اُمّأبیها» – مادرِ پدرش – خواندند. در آن روزگار سخت، دختری خردسال، زخم پیشانی پدر را میشستند، آزار مشرکان را تاب میآوردند و با لبخندشان جان پیامبر را آرام میکردند.
۲. منزلت زن در نگاه فاطمی در روزگاری که زن در عرب جاهلی جنس فرودست بود. پیامبر با الهام از تعالیم الهی و تربیت فاطمه (سلام الله علیها) نشان دادند که کرامت زن برخاسته از ایمان، دانش و عفاف است، نه از نَسَب یا ظاهر.
وقتی پیامبر، فاطمه را میدیدند، برمیخاستند و دست او را میبوسیدند و میفرمودند: «اَشمُّ ریحَ الجَنّة مِن فاطِمَة»؛ من بوی بهشت را از فاطمه استشمام میکنم. از خانه کوچک ایشان، مفاهیمی چون دانشطلبی زنان، حق سخن گفتن در جامعه و اخلاق در خانواده به جهان اسلام عرضه شد. بانویی که شاگردانی همچون فضّه، زن خدمتکار با فضیلت و دانشور را تربیت کردند.
۳. سادگیِ پادشاهان بهشت فاطمه (سلاماللهعلیها) در عین دارایی، در اوج قناعت و ایثار زیست. فدک – باغ حاصلخیزی که پیامبر به ایشان بخشیده بودند – درآمدی چشمگیر داشت؛ اما ایشان و خانوادهشان شبها گرسنه میخوابیدند تا فقیران شهر سیر باشند. همین روحیه سبب نزول آیات ۸ و ۹ سوره دهر شد: که ایشان سه شب متوالی غذای افطار خود را به مسکین، یتیم و اسیر بخشیدند و خود با آب افطار کردند. لباس عروسیشان را در شب ازدواج به نیازمندی هدیه دادند. خانهشان ساده بود؛ اما روشن از ایمان و محبت. از دنیا بریدگی ایشان نه از فقر؛ بلکه از معرفت به بیقیمتی دنیا بود. خود فرمودند: «دنیای دنیاپرستان را دوست ندارم.»
۴. همسرداریِ عاشقانه در مدار معنویت ازدواج فاطمه (سلام الله علیها) و علی (علیهالسلام) سرآغاز تجسم کامل عشق الهی در زمین بود. در وصف رفتارشان، حضرت علی فرمودند: «به خدا سوگند، هرگز فاطمه را به کاری وادار نکردم و او نیز مرا خشمگین نساخت.»
گفتوگوی نخستینشان در شب عروسی، از لطافت ایمان حکایت دارد؛ فاطمه گفتند: «از خانه پدرم به خانه تو آمدم و روزی از این خانه به دیدار پروردگار میروم.» پیامی جاودان از وفاداری و همراهی تا آخرین دم. هنگام بیماری، وصیت کردند که علی شبانه غسلشان دهد تا اندوهشان دوچندان نشود.
همین دقایق پایانی، اشک علی که بر چهره زهرا چکید و دست ناتوان ایشان که اشکها را پاک کرد، به زیباترین صحنه عشق و معرفت بدل شد.
۵. تربیت فرزندان بر اساس محبت و عدالت در خانه فاطمه، تربیت بر مدار مهر و تعادل بود. در روایت «حدیث کسا»، آن بانوی بزرگ فرزندان خود را با تعبیراتی چون «ای میوه دل من» و «ای نور دیدهام» خطاب میکرد. امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) در سایه این تربیت، عدالت در محبت را آموختند. ایشان مسابقات کوچک علمی برای فرزندانشان برگزار میکردند تا روح رقابت سالم در آنان شکوفا شود. در شب قدر، برای آنکه شبزندهداری بر کودکان سخت نباشد، ایشان را پیش از غروب به استراحت وامیداشتند. الگوی بخشندگیشان نیز چنان اثرگذار بود که امام حسن (علیهالسلام) سه بار در طول عمر، دارایی خود را با فقیران نصف کردند؛ میراثی از مادر فاطمی.
۶. ایستادگی در برابر ظلم؛ خطبه فدکیه فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) در عین لطافت روح، قهرمانی بزرگ در میدان دفاع از حق بودند. هنگامی که حق ولایت علی (علیهالسلام) نادیده گرفته شد، ایشان با آگاهی و ایمان، قدم به مسجد نهاد و خطبهای خواندند که تا همیشه آبروی معرفت و شجاعت زن مسلمان است.
در فراز آغازین خطبه، جهانبینی توحیدی خود را چنین تبیین میکنند؛ آفرینش انسان را یاد میکنند و فلسفه بعثت پیامبر را روشنیبخش دلها در ظلمات جاهلیت میخوانند. سپس میفرمایند: علم، نوری است که خدا در دل انسانهای پرهیزگار میتاباند: «واتقوا الله و یعلّمکم الله». در ادامه، رسالت پیامبر را در زدودن تیرگی کفر و آشکار ساختن نور تقوا بیان میکنند؛ سپس حافظان دین را قرآن و عترت میشمرند و یادآور میشوند که امانتداران حقیقی دین، همانهاییاند که در غدیر مورد تأکید پیامبر بودند.
آنگاه فلسفه احکام و عبادات را توضیح میدهند و نشان میدهند عبادات، مدرسه انسانسازی است؛ از نماز که انسان را از کبر بازمیدارد تا زکات که تزکیه مال و قلب است. در نهایت، با استدلال و حکمت، حق غصب شده ولایت علی را باز میطلبند. این خطبه سندی است بر بصیرت، شجاعت و قدرت استنتاج بانویی که عقل و ایمان در ایشان به کاملترین وجه جمع شده بود.
۷. الگویی برای همه عصرها؛ رهبر انقلاب در توصیف این مکتب زنده میفرمایند: «خانم زهرا (س) نه یک الگوی زن سنتی منزوی است و نه زن غربی بیقید و مصرفزده؛ او انسان مؤمنِ مسئولِ خلاق است. جامعه اسلامی اگر بخواهد تمدن نوین اسلامی بنا کند، باید از سیره فاطمی آغاز کند.» آیتالله جوادی آملی نیز در تفسیر معرفتی خویش آوردهاند: «فاطمه، مظهر جامع اسماءِ الهی است؛ عقل در مدار عشق و عشق در مدار عقل. اگر نبوت در صورت مردانه ظهور کرد، ولایت کلیه الهیه در صورت زنانه در فاطمه تجلی یافت.» این دو نگاه، فاطمه را نه فقط مادر حسن و حسین؛ بلکه ریشه شجره ولایت و تراز انسان الهی معرفی میکند.