امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

اعتراف نظریه‌پرداز آمریکایی به ناکامی طرح فروپاشی اقتصاد ایران

اظهارات اخیر فرانسیس فوکویاما، نظریه‌پرداز آمریکایی، پرده از ابعاد پنهان پروژه‌ای برمی‌دارد که آمریکا و رژیم صهیونیستی با هدف فروپاشی ایران طراحی کرده بودند؛ پروژه‌ای که از فشار اقتصادی و دستکاری بازار ارز آغاز شد، به جنگ ترکیبی و حمایت از گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب رسید و در نهایت، در برابر هوشمندی راهبردی و اقتصاد مقاومتی ایران، به بن‌بست خورد. اما با وجود این همه دشمنی، چرا آمریکا هرگز جرئت حمله نظامی مستقیم به ایران را پیدا نکرده است؟
فوکویاما اکنون استاد و رئیس گروه توسعه اقتصادی بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز در واشینگتن دی‌سی است. وی اندیشمند و نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی– ژاپنی‌تبار است که به‌واسطه طرح نظریه مشهور «پایان تاریخ» پس از فروپاشی شوروی به شهرت جهانی رسید. 
فوکویاما چه می‌گوید؟ اعتراف از قلب اردوگاه دشمن
وی در تحلیلی قابل تأمل درباره اغتشاشات اخیر ایران، به صراحت اذعان می‌کند که آمریکا و اسرائیل از اواخر دسامبر، کارزار فروپاشی اقتصادی ایران را با تمرکز بر کاهش ارزش پول ملی کلید زدند. هدف، ایجاد نارضایتی عمومی و کشاندن جامعه به آشوب‌های خیابانی بود؛ سناریویی تکراری که پیش‌تر نیز در کشورهای مختلف آزموده شده بود.
کارزار اقتصادی؛ ضربه‌ای که به دیوار خورد
بر اساس این تحلیل، اگرچه فشار بر بازار ارز و تلاش برای بی‌ثبات‌سازی اقتصادی تا حدی اثرگذار بود؛ اما انعطاف‌پذیری، درون‌زایی و تجربه انباشته‌شده اقتصاد ایران در سال‌های طولانی تحریم، مانع از تحقق رؤیای فروپاشی شد. اقتصادی که با منطق «اقتصاد مقاومتی» بازآرایی شده، نه‌تنها از پا نیفتاد؛ بلکه توانست شوک‌های طراحی‌شده از سوی اتاق‌های فکر غربی را هضم کند.
عبور دشمن به مرحله «جنگ ترکیبی»
ناکامی در میدان اقتصاد، آمریکا و رژیم صهیونیستی را به سمت گزینه‌ای خطرناک‌تر سوق داد: جنگ ترکیبی یا هیبریدی. فوکویاما تصریح می‌کند که در این مرحله، حمایت و تجهیز گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب از برخی عناصر مسلح کرد و بلوچ گرفته تا فرقه تروریستی رجوی (منافقین) در دستور کار قرار گرفت.
این شبکه آشوب، با پشتیبانی اطلاعاتی و ارتباطی ماهواره‌های استارلینک هدایت می‌شد؛ ابزاری که قرار بود نقش «ستاد فرماندهی اغتشاشات» را ایفا کند و امنیت ملی ایران را هدف بگیرد.
پاسخ مقتدرانه ایران؛ از خنثی‌سازی استارلینک تا مهار آشوب
جمهوری اسلامی ایران اما در برابر این جنگ ترکیبی، دست بسته نبود. بهره‌گیری از تجهیزات و فناوری‌های حاصل از همکاری دفاعی با روسیه، همراه با حمایت‌های فنی چین، امکان استفاده غیرقانونی از استارلینک را تا حد زیادی خنثی کرد. در کنار آن، تجربه گران‌سنگ نهادهای امنیتی و انتظامی کشور در مواجهه با تحریم‌ها و فتنه‌های پیشین، نقشه دشمن را نقش بر آب ساخت و بار دیگر نشان داد که امنیت ایران، محصول آزمون و خطا نیست.
چرا آمریکا جرئت حمله نظامی به ایران را ندارد؟
فوکویاما در بخش مهمی از تحلیل خود، به دلایل پرشماری اشاره می‌کند که نشان می‌دهد هیاهوی نظامی واشنگتن، بیش از آنکه واقعی باشد، مصرف رسانه‌ای دارد.
۱. تنگه هرمز؛ گلوگاه حیاتی انرژی جهان
حدود ۴۵ درصد از ترانزیت نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، این شاهراه حیاتی را به کانون بحران تبدیل می‌کند؛ بحرانی که اقتصاد جهانی و به‌ویژه غرب را زمین‌گیر خواهد کرد.
۲. ائتلاف انرژی علیه غرب
روسیه با تولید روزانه ۱۰.۴ میلیون بشکه و عربستان سعودی با ۱۰.۳ میلیون بشکه نفت، در کنار ایران می‌توانند بازار انرژی را به کابوسی برای اروپا و آمریکا بدل کنند. این واقعیت، شمشیر داموکلس همیشگی بالای سر سیاست‌مداران غربی است.
۳. «نه» قاطع هم‌پیمانان عرب
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به‌روشنی اعلام کرده‌اند که اجازه استفاده از آسمان خود برای حمله به ایران را نخواهند داد. این موضع، انزوای راهبردی آمریکا در منطقه را عیان می‌کند.
۴. کارنامه سیاه آمریکا در جنگ‌های زمینی
از افغانستان و عراق تا ناکامی‌های اخیر در دریای سرخ و مواجهه با انصارالله یمن، همگی گواه آن است که ارتش آمریکا در نبردهای واقعی، آن هیبت رسانه‌ای را ندارد.
۵. افشای ضعف تسلیحات غرب در اوکراین
جنگ اوکراین نشان داد که تجهیزات آمریکایی و ناتو، برخلاف تبلیغات، تضمینی برای پیروزی سریع و قطعی نیستند؛ مسئله‌ای که محاسبات پنتاگون را به‌هم ریخته است.
۶. باتلاق‌های سیاسی و اختلاف با اروپا
پرونده‌هایی مانند گرینلند و اختلافات فزاینده با اروپا، آمریکا را درگیر چالش‌های سیاسی عمیق کرده و تمرکز راهبردی این کشور را کاهش داده است.
۷. بدهی ۳۸ تریلیون دلاری؛ پاشنه آشیل شیطان بزرگ
بدهی سرسام‌آور ۳۸ تریلیون دلاری آمریکا، توان مالی این کشور برای آغاز یک جنگ جدید و پرهزینه را به‌شدت محدود کرده است؛ واقعیتی که حتی در محافل اقتصادی غرب نیز زنگ خطر را به صدا درآورده است.
شکست جنگ ترکیبی و تثبیت بازدارندگی ایران
آنچه امروز حتی از زبان نظریه‌پردازان آمریکایی شنیده می‌شود، اعترافی ناخواسته به شکست پروژه جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران است. کشوری که با اتکا به اقتدار نظامی، عقلانیت سیاسی و اقتصاد مقاومتی، نه‌تنها از فشارها عبور کرده؛ بلکه موازنه بازدارندگی را به زیان استکبار جهانی تثبیت کرده است.
پیام این واقعیت برای دشمنان روشن است: ایرانِ امروز، نه میدان آزمون توطئه‌هاست و نه قربانی بلوف‌های نظامی و هرگونه خطای محاسباتی، هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر از تصور برای طراحان آن خواهد داشت.