آفتهایی که ممکن است به این انقلاب ضربه بزند، یا به بخش دانستهها و معلومات و شناختها و آگاهیهای ما برمیگردد، یا به آن چیزی که به خواست و انگیزه رفتارمان ضرر میزند، مربوط میشود.
اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلا خلاصهای از یکی دیگر از سخنرانیهای مرحوم علامه مصباح(ره) تقدیم شده است.
موضوع «انقلاب» که مدتی است مقام معظم رهبری، به صورتهای مختلف روی آن تأکید میفرمایند و شاید برای بعضیها یا خیلیها جای سؤال باشد که در این موقعیت، به چه مناسبتی، ایشان اینقدر روی این عنوان تکیه میکنند. در دیدار با حوزویان، علما و فضلا و اینها، به مناسبتهایی تأکید میکنند که حوزه باید انقلابی بماند. در دیدار با دانشجویان و اساتید و طبقات مختلف بهخصوص نخبگانی که در حرکت جامعه مؤثر هستند، باز روی همین عنوان تکیه میکنند. سرّش چیست؟ و وظیفه ما چیست؟
برای اطاعت این امر مطاع ایشان، به نظرم تابهحال در دو جلسهای که عزیزان فارغالتحصیلان داشتهاند، درباره همین موضوع بحث شده است. این سومین جلسهای است که عنوان کار و نشست را همین قرار دادهاند. اگر فرصتی میبود، بد نبود یک جمعبندی از بحثهای گذشته و طرح سؤالات باقیمانده و مکمل بحثهای گذشته، بهصورت یک مجموعه سؤالاتی که تیترهای یک کتابی را بتواند تشکیل بدهد، انجام میگرفت.
بنده به یکی از موضوعاتی که اطراف این عنوان کلی مطرح میشود، اشاره میکنم. یکی از موضوعات فرعی که در اطراف این عنوان و این بحث مطرح میشود، «آفتهای آینده برای انقلاب» است. خب این انقلاب، قریب به 40 سال پیش اتفاق افتاد و مراحلی را طی کرد. تا زمانی که حضرت امامرضواناللهعلیه در این عالم تشریف داشتند، همواره نهال انقلاب را تغذیه و آبیاری کردند، بعد هم جانشین شایستهشان، بهخوبی در مقام انجام وظیفه و ادامه کار امام برآمدند؛ شکرالله سعیهم؛ اما میبینیم و بیش ازآنچه میبینیم، میشود حدس زد که احتمالاً در برخی از ابعاد، ضعفهایی پدید آمده و خدایی نکرده این نگرانی وجود دارد که این منحنی انقلاب نزولی بشود. انشاءالله چنین چیزی نخواهد شد و خدا به برکت خونهای شهدا و فداکاریهای انقلابیون مخلص، نمیگذارد که در این انقلاب، ضعف اساسی پدید بیاید و خودش انقلاب را حفظ خواهد کرد؛ اما بههرحال وظیفه ما این است که در حدی که فهممان میرسد، با استفاده از تجربیات گذشته و معاصر، سعی کنیم از ضعفهایی که ممکن است در این انقلاب پدید بیاید یا خدایی نکرده آسیبهایی که به انقلاب بخورد، پیشگیری بشود و اگر خدایی نکرده باز در یکگوشههایی چنین چیزهایی رخ داده باشد، زودتر به فکر ترمیم آن باشیم.
آسیبهای انقلاب
به نظر میرسد آسیبهایی که محتمل است برای انقلاب پیش بیاید را، بتوان به دو دسته تقسیم کرد. به خاطر اینکه این آسیبها هر چه باشد، عامل قریب آن، رفتارهای ماست؛ إِنَّ اللّهَ لاَيُغَيِّرُمَابِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ. اگر این نعمتی که خدا به ما داده، یکوقت ضعیف بشود، نشانه این است که ما ضعف پیدا کرده و به وظایفمان درست عمل نکردهایم.
کار انسانی هم دو رکن دارد؛ یک رکن آن، مربوط به شناخت و آگاهی و رکن دیگر مربوط به نیت و انگیزه انسان میشود. هر کار اختیاری را حساب بکنیم، این دو رکن اساسی را دارد؛ هم انسان باید بداند و هم بخواهد و به دنبال آن تلاش کند.
آفتهایی که ممکن است به این انقلاب ضربه بزند، یا به بخش دانستهها و معلومات و شناختها و آگاهیهای ما برمیگردد، یا به آن چیزی که به خواست و انگیزه رفتارمان ضرر میزند، مربوط میشود. آنچه مربوط به شناختها میشود، اولش این است که از چیزهایی که شناختیم، باور کردیم، تصدیق کردیم و چهبسا مدتها بر طبق آن عمل کردیم، کمکم غافل بشویم، فراموش کنیم و توجه نکنیم که این عوامل برای ادامه کار انقلابی و حفظ دستاوردهای انقلاب وجود دارد و باید به این مسائل توجه کرد و دغدغهاش را داشت.
روزمرگی؛ عامل غفلت
اولین چیزی که موجب غفلت میشود، روزمرگی زندگی است. خیلیها را ما سراغ داریم؛ در یک برههای از زمان، انسان احساس میکند یک وظیفهای هست، برای حرکتی انگیزهای پیدا میکند، حاضر میشود فداکاری کند، وقت بگذارد، سرمایهگذاری کند، از خواستههایش صرفنظر کند، از پست و مقام و پول و شهرت و محبوبیت و زنده باد و مرده باد و این حرفها بگذرد، برای اینکه یک کار مهمی که وظیفهاش میداند را انجام بدهد. یکچندی هم مشغول میشود، بعد کمکم خسته میشود؛ مسائل زندگی به انسان هجوم میآورد؛ زن و بچه؛ بالاخره خرجها زیاد میشود، گرانی و تورم هست، بچهها بزرگ میشوند، پسرها را باید زن داد، دخترها را باید شوهر داد، خرج دارد، باید زندگی را فراهم کرد و سایر مشکلات دیگر. این روزمرگی باعث میشود که انسان از آن وظیفهای که میدانست، غافل بشود. حالا هم اگر از او بپرسند، جواب میدهد: بله! بله! تردیدی پیدا نکرده؛ یادش رفته، غافل است. این چیزی است که همه آدمیزادها در معرضش هستند. اگر یک کسی بگوید: من از اینکه غفلت عارضم بشود مصون هستم، خود همین، دلیل بر این است که غافل شده است. همه ما، در معرض این آفت هستیم.
برای جلوگیری از این آفت، اول سعی کنیم دانستهها و باورهای خودمان را به مناسبتهایی بازگو کنیم، با دیگران بحث کنیم، یادمان بیاوریم، اخبارش را بخوانیم، برای دیگران بگوییم، اگر تجربههایی داریم به دیگران منتقل کنیم.