یک. بر اساس ماده ۹۳ فصل ۲۰ برنامه هفتم پیشرفت، نهاد علم در ایران باید به گونهای برنامهریزی کند که در پایان برنامه (سال ۱۴۰۸) باید ۲۰ دانشگاه ایران، در یکی از نظامهای رتبهبندی معتبر بینالمللی با رتبه زیر ۵۰۰ قرار گیرند.
دو. یکی از معتبرترین نظامهای رتبهبندی دانشگاهها در جهان، نظام رتبهبندی شانگهای است که با توجه به دادههای موجود در پایگاههای علمی جهان، هر ساله بر اساس پنج مؤلفه، دانشگاههای جهان را بررسی و رتبهبندی میکند:
مدتی است افراد و جریانهای غربگرا و لیبرالهای لانهکرده در بدنه نظام به اَشکال مختلف دنبال محدود کردن اختیارات ولی فقیه در مسائل کلان کشوری هستند! مشخصاً درباره واگذاری مسئولیتهای رهبری در مسائلی مثل جنگ و صلح، مذاکره و سیاست خارجی به بخشهای دیگری مثل شعام و امثال آن هستند!
این اقدامات قطعاً ادامه همان خط سیری است که رهبر لیبرالهای ایرانی؛ یعنی مهندس بازرگان، و شاگردان و دلدادگان لیبرال او، از ابتدای انقلاب تاکنون دنبال کردهاند.
در دوران اخیر برخی از روشنفکرنمایان، علیه شعائر و مناسک دینی به شدت موضعگیری کردهاند. آنان همه تلاش خود را در جهت «تبلیغ دیانت بدون مناسک»، از یک طرف، و «تخریب وجهه شعائری دین»، از طرف دیگر، به کار گرفتهاند؛ اما موفقیت چندانی نداشتهاند. علیرغم هجمههای بیسابقه، دین و دینداری با قوت در همه لایههای معرفتی و شعائری خود در حال پیشرفت است.
حقیقت آن است که دین منهای شعائر و مناسک نمیتواند ماندگار شود. به همین دلیل، «مناسکستیزی»، چهره دیگری از «دینستیزی» است.
حفظ مصالح کشور، حفظ استقلال کشور و بلکه ارتقای جایگاه ایران اسلامی از مهمترین وظایف و شئون ولی فقیه است. تاریخ انقلاب نشان داده است که علیرغم وجود دولتهای واداده و غربگرا، تنها عامل و حافظ شرافت و عزت ملت، ولی فقیه بوده است. علیرغم وجود دولتهای بیاعتقاد به تواناییهای داخلی و وجود مدیرانی که به بهانه تأمین امنیت کشور حتی تهیة غذا قطارها را هم به شرکتهای خارجی واگذار میکردند، تنها کسی که از صمیم قلب به «ما میتوانیم» باور داشت و همین روحیه را به ملت القاء کرد و در جان آنان نهادینه کرد، ولی فقیه بود. تنها کسی که دغدغه «ملتسازی» و «امتسازی» و «ایران قوی» را داشت، امام شهیدمان بود.
کسی، نامهای به امام حسین (علیهالسلام) نوشت. درخواست موعظهای کوتاه داشت؛ موعظهای که مسیر سعادت دنیا و آخرت را برای او ترسیم کند.
امام (علیهالسلام) هم اجابت کردند. در پاسخ، یک قاعده کلی را بیان کردند:
«مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِيءِ مَا يَحْذَرُ؛ هر کس چیزی را با نافرمانیِ خدا طلب کند، هم از امیدش دورتر میشود و هم به آنچه میترسد، سریعتر میرسد».
«هیچگونه عوارضی در تنگه هرمز در طول دوره ۶۰ روزه آتشبس وجود نخواهد داشت و پس از پایان این دوره ۶۰ روزه نیز هیچ عوارضی دریافت نخواهد شد، مگر اینکه توسط و برای ایالات متحده آمریکا وضع شود؛ این امر در صورتی خواهد بود که توافق نهایی حاصل نگردد و این عوارض به عنوان حقالزحمه خدمات ارائهشده توسط ایالات متحده در نقش فرشته نگهبان برای کشورهای خاورمیانه، جهت بازپرداخت هزینههای گذشته، حال و آینده دریافت خواهد شد.»
در روزهای اخیر فرصتی دست داد تا نوشتههای دو ماه گذشته پارهای از مدعیان بزرگ روشنفکری در کشور را مرور کنم. خلاصه مهمترین مسائل و ایدههای مورد بحث آنها عبارت است از: