آمریکا همزمان با دویستوپنجاهمین سال تأسیس خود، همچنان خود را بزرگترین قدرت نظامی جهان میداند؛ کشوری که بیش از ۸۰۰ پایگاه نظامی در نقاط مختلف جهان در اختیار دارد، بزرگترین بودجه نظامی دنیا را به خود اختصاص داده و حضور نظامی آن از شرق آسیا تا غرب آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکای لاتین گسترده است. با این حال، آنچه بیش از هر چیز در بررسی تاریخ آمریکا جلب توجه میکند، نه صرفاً قدرت نظامی، بلکه استمرار استفاده از جنگ به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای سیاست خارجی این کشور است.
تحلیلگر برجسته آمریکایی با بیان اینکه «من چندان خوشبین نیستم که آمریکا هرگز توافقی را امضا یا به آن پایبند بماند»، گفت که برای آمریکا «هر چیزی که روی کاغذ نوشته شود و محدودیت قدرت را نشان دهد، غیرقابلقبول خواهد بود.»
در اقدامی که رسانهها آن را «شورش ژنرالها» نامیدهاند، گروه بزرگی از افسران ارشد آمریکایی – شامل فرماندهان فرماندهی اروپا، اقیانوس آرام، جنوب و فرمانده کل نیروی دریایی – نامهای رسمی به پیت هگست نوشته و خواستار توقف فوری جنگ با ایران شدند.
یوئیل گازونسکی در یادداشتی که در پایگاه اطلاعی شبکه 12 تلویزیون رژیم صهیونیستی منتشر شد، تأکید کرد: چه رئیسجمهور ترامپ (تروریست) این موضوع را درک کند و چه نکند، راهبُرد او مبنی بر فرسایش، کار را برای متحدانش در منطقه دشوار میکند. عربستان سعودی ممکن است تحت فشارهای رو به افزایش اقتصادی و امنیتی، به دنبال دستیابی به توافقی با تهران باشد.
به نوشته این تحلیلگر چه ترامپ این موضوع را درک کند و چه نکند، راهبُرد او مبنی بر فشار فرسایشی، کار را برای متحدانش در منطقه دشوار میکند.
ارلاینگر به صراحت میپذیرد که آمریکا توان تبدیل برتری نظامی به تغییرات سیاسی پایدار در ایران را ندارد. اهداف ترامپ همچنان محققنشده باقی ماندهاند؛ برنامه هستهای و موشکی ایران تضعیف نشده و جمهوری اسلامی همچنان از توان ضربه متقابل برخوردار است.
مجله آمریکایی Fortune در گزارشی به قلم جردن بلوم، دبیر بخش انرژی این مجله، وضعیت کنونی ایالات متحده در قبال ایران را بهمثابه یک دو راهی بیخروج توصیف کرده است. بر اساس این گزارش، نزدیک به پنج ماه از درگیری میان دو کشور میگذرد و این جنگ اکنون وارد «دور دوم» خود شده؛ دورانی که پس از فروپاشی آتشبس موقت، بمبها بار دیگر در سراسر خاورمیانه فرود آمدهاند و تنگه هرمز، این شریان حیاتی انرژی جهان، به کانون اصلی تقابل تبدیل شده است.
آمارها نشان میدهد که این قاره با سرعتی بیش از دو برابر میانگین جهانی در حال گرم شدن است و این روند دیگر یک استثنای فصلی نیست، بلکه به بحرانی دائمی برای سلامت عمومی، اقتصاد، انرژی و زیرساختهای شهری بدل شده است.