مدتی است افراد و جریانهای غربگرا و لیبرالهای لانهکرده در بدنه نظام به اَشکال مختلف دنبال محدود کردن اختیارات ولی فقیه در مسائل کلان کشوری هستند! مشخصاً درباره واگذاری مسئولیتهای رهبری در مسائلی مثل جنگ و صلح، مذاکره و سیاست خارجی به بخشهای دیگری مثل شعام و امثال آن هستند!
این اقدامات قطعاً ادامه همان خط سیری است که رهبر لیبرالهای ایرانی؛ یعنی مهندس بازرگان، و شاگردان و دلدادگان لیبرال او، از ابتدای انقلاب تاکنون دنبال کردهاند.
صرفنظر از اینکه این سخنان و اقدامات، خلاف صریح اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی است؛ هدف اصلی چنین سخنان و ایدههایی، سکولاریزاسیون یا سکولارسازی جامعه و سیاست و مدیریت کشور است. اینها میخواهند مهمترین نقطه قوت حکمرانی کشور؛ یعنی مشروعیت الهی و حجیت شرعی تصمیمات کلان را از آن بگیرند؛ یعنی نقش دین و ایمان و باورهای دینی در کنشها و رفتارهای سیاسی مردم را از بین ببرند و دستگاه نظامی و دفاعی کشور را به یک دستگاه سکولار و بدون پشتوانه حجت دینی تبدیل کنند.
باید بدانیم که مردم ما از ابتدای انقلاب تاکنون فقط به دلیل دستور و خواست نائب المهدی بوده است که حاضر شدهاند عزیزترین فرزندان خود را با افتخار، فدای انقلاب و اسلام و ایران اسلامی کنند. دستور یا مصوبه شعام و غیرشعام یا رئیس جمهور (صرفنظر از اینکه چه کسی عهدهدار این منصب باشد) شرعاً هیچ حجیتی برای جانفشانی ندارند.