1) امیرمؤمنان (علیه السلام) در ضمن سخنانی (که در حکمت ۳۱ در نهج البلاغه آمده است) «صبر» و «یقین» و «عدل» و «جهاد» را به عنوان ارکان و پایههای چهارگانه «ایمان» ذکر میکنند و سپس هر کدام از این چهار پایه را به چهار شاخه تقسیم میکنند. «مرزبندی با فاسقان» و نفرت درونی از آنان و دوری گزیدن عملی از اهل فسق و فجور (شَنَآنِ الْفَاسِقِين) را در کنار «امر به معروف» و «نهی از منکر» و «موضعگیری صادقانه» به عنوان یکی از شاخههای چهارگانه جهاد ذکر میکنند.
یکی از مهمترین و بیسابقهترین خدمات امام باقر (علیه السلام) به جامعه اهل ولایت، این بود که آنان را از «اقلیتی پیرو» به «فرهیختگانی پیشرو» تبدیل کردند.
بهائیت و چگونگی پیدایش و اهداف پلیدی که از شکلگیری و ترویج آن دنبال میشود را میشناسیم و میدانیم. همچنین مواجهه جدی عالمان بصیر شیعی و اسلامی با این فرقه استعماری و صهیونیستی را میدانیم و میتوانیم در آثاری که در این زمینه منتشر شده است دنبال کنیم.
چندی قبل (۶ و ۷ خرداد) در اقدامی بسیار ارزشمند، «پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی»، به ابتکار رئیس فرهیخته این پژوهشگاه، جناب دکتر موسی نجفی و با مشارکت «فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی» همایش بزرگداشتی برای جناب دکتر رضا داوری با عنوان «داوری در ترازوی داوری» برپا شد.
«اگر به هر دلیلی، ولو سوگمندانهْ ناموجه، نهیازمنکر نهتنها پیشگیری نکند، بلکه عوارض دیگری ایجاد کند؛ مثل اینکه عدهای را روی دنده لج بیندازد یا احساس کنند که باید مخالفت کنند، لذا خود این حرکت، باعث ترویج عدم حجاب و برهنگی شود، اینجا جایی است که فقهای ما میفرمایند ما دیگر نهیازمنکر نداریم.»
مدیریت در شرایطی که همه چیز فراهم و جاده و راه هموار باشد، هنر نیست؛ مدیریت به هنگام وجود موانع و در میان بحرانها و از میان پیچ و خمها و در میان مارهایی خوش خط و خال است که مهم است؛ و الا هر فرد عادی هم توانایی و دانش استفاده از «فرصتها» را دارد؛ اما تنها عاقلان و خردمندان و مدیران موفق هستند که میتوانند از «بحرانها» به سلامت عبور کنند، و «تهدیدها» را به «فرصت» تبدیل کنند.
مدیر موفق کسی است که حتی اگر راهی پیش پای او نباشد، راه درست کند، نه آنکه با مشاهده ناهمواری راه، درمانده شود و اظهار عجز و ناتوانی کند.
نگاهی به گفتهها و نوشتههای «مدعیان روشنفکری» در ماههای اخیر نشان میدهد که دینستیزان به صورتی منسجم و آشکار و به شکلی هماهنگ و همافزا، همه خواستهها و داشتههای خود را به میدان مبارزه با اسلام و ارزشهای اسلامی آوردهاند. با اینکه هیچ سخن جدیدی ندارند؛ اما همان مدعیات کهنه و قدیمی، اسلامستیزانِ دههای اخیر را با بیانهای مختلف و به مناسبتهای گوناگون مطرح میکنند: