رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات خود بر انقلابی بودن دانشجویان تأکید فراوانی دارند. در این یادداشت به چند معیار انقلابی بودن دانشجو در بیان رهبری میپردازیم.
"اهل تحصیل، تهذیب و ورزش باشد"
به نظر من دانشجوی موفّق کسی است که خوب درس بخواند، خوب تهذیب اخلاق کند و خوب به ورزش بپردازد. من برای دانشجوی موفّق، سه شاخص دارم... دانشجوی موفّق، به حیث دانشجویی، این است: باید خوب درس بخواند، به اخلاق و تهذیب نفس بپردازد، ورزش هم بکند. ۲۲/۲/۷۷
همانطور که رهبر فرزانه انقلاب سالیان قبل فرمودهاند: «فقه، ستون فقرات حوزههای علمیه است». در این میان، دروس «خارج فقه» که نمایشگر عالیترین و جدیدترین دیدگاهها، رویکردها، نقدها و بررسیها در موضوعات فقهی توسط قویترین و برجستهترین استادان حوزههای علمیه است «آیینه تمامنمای هویت، ظرفیت و استعدادهای بالفعل شده علمی حوزویان است». «دروس خارج فقه حوزه علمیه قم به مثابه جامی است که میتوان در آن توش و توان علمی و حتی آینده علمی حوزههای علمیه را مشاهده کرد».
️امام راحل فرمودند: آنقدر صدمهای که اسلام از یک آخوند فاسد میخورد، از محمدرضا نمیخورد! در روایات هست که آخوند فاسد و ملاّی فاسد، در جهنم از بوی تعفنش اهل جهنم در عذاب هستند. در این دنیا هم از بوی تعفن بعضی از آخوندهای فاسد، دنیا در عذاب است. ما طرفداری از عمامه نمیکنیم. ما طرفداری از اسلام میکنیم. این اسلام پیش شما باشد، معظم هستید. پیش هر کس باشد، معظم است. عمل نکردن به اسلام و خیانت کردن به اسلام [از] معمم باشد بدتر است از آن کسی که غیرمعمم باشد. برای اینکه ضررش به اسلام بیشتر از دیگران است. (صحیفه نور - ج ۱۰)
یکی از ویژگیهای برجسته ولیفقیه، حضرت آیت الله امام خامنهای (حفظهالله)، عامل بودن به گفتههایشان است؛ سنت حسنهای که هم قرآن کریم به آن سفارش فرموده است و هم سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در امر حکمرانی بدان منوال بوده است. ایشان هم پایبند به این سنت الهی بوده است و البته بهرههای بیشمار آن را هم بردهاند .
«حوزه علمیه» در تاریخ اسلام و مذهب تشیع از جایگاه والایی برخوردار است که نقش اساسی آنها در عرف، تولید و ترویج علوم اسلامی و پاسداری از حریم دین اسلام و اعتقادات، معرفی شده است. اما باید توجه داشت که وظیفه و تکلیف حوزههای علمیه، تنها محدود به تولید و ترویج علوم و معارف اسلامی نیست؛ بلکه رسالت اصلی آنها، به استقرار این علوم در جامعه بازمیگردد.
[یک]. یکی از مهمترین نارساییهای نهادی در مدیریت اجرایی کشور ما، مسئله انباشت طرحها، سندها، قوانین بالادستی، مصوبات و مقرراتی است که بعضاً هزاران ساعت برای طراحی و تدوین و تصویب آنها وقت صرف شده است. اما در همان مقام سند و مصوبه و قانون باقی ماندهاند. برای اثبات این مدعا میتوان دهها و بلکه صدها نمونه در سطح کلان مدیریتی کشور ذکر کرد.
از نظر عقلایی، اصل حق قانونگذاری و الزامهای حکومتی، امری نیست که نیاز به اثبات داشته باشد؛ زیرا بدون آن، حق حکومت و مشروعیت حکومت بیمعناست؛ چرا که در ذات معنای حکومت (با هر شکل و قالبی که از گذشته تا کنون داشته) مطاع بودن و صدور دستورات الزامی و قوانین لازمالاجرا، نهفته است.