در روزهای اخیر فرصتی دست داد تا نوشتههای دو ماه گذشته پارهای از مدعیان بزرگ روشنفکری در کشور را مرور کنم. خلاصه مهمترین مسائل و ایدههای مورد بحث آنها عبارت است از:
رشد و پیشرفت، امری همهجانبه است. پیشرفتِ تکساحتی یا توسعهی تکبعدی، تصویری کاریکاتوری از پیشرفت است که نه تنها هیچ انسجام و توازنی در اعضا و اجزای آن وجود ندارد؛ بلکه نشانهای از به هم ریختگی سیستمی و عدم توازن اجتماعی است. پیشرفتِ مفید، پیشرفتی متوازن، متعادل و عادلانه است؛ یعنی به صورت همزمان و هماهنگ در همه ابعاد زیست انسانی و اجتماعی صورت میگیرد.
طلبه تراز انقلاب به عنوان نسل آگاه و مسئول، باید در جهاد تبیین، تقویت هویت ملی و ایجاد امید، نقش رهبری کنند. این جهاد نه تنها برای تغییر وضعیت امروزی؛ بلکه برای تضمین آیندهای آزاد، عادلانه و مستقل است. خبرگزاری حوزه | این وظیفه (وظیفه طلبه تراز انقلاب در جهاد تبیین و ایجاد امید) نه تنها برای اصلاح وضعیت؛ بلکه برای حفظ هویت، عدالت و آینده ملت ایران ضروری است.
«انتشار» علم و «نمایهزنی» و «نمایانسازی» آن و تسهیل دسترسی جستجوگران دانش به آن، در نظام ارزشی اسلام و در روایات معصومان علیهم السلام نه تنها به عنوان کاری واجب و ضروری؛ بلکه به مثابهی ابزار و معیاری برای سنجش درستی و علمیت علم معرفی شده است.
رهبر فرزانه انقلاب در پیام تسلیتی که به مناسبت رحلت علامه مصباح یزدی صادر کردند «حضور انقلابی در همهی میدانهایی که احساس نیاز به حضور ایشان میشد» را به عنوان یکی از ویژگیهای برجسته و «کمنظیر» علامه مصباح برشمردند. رهبر معظم انقلاب در جای دیگری در توصیف ایشان میفرماید: «آیتالله مصباح یک فقیه، متکلم، فیلسوف، مفسر و زمانشناس بصیر است.
زمانشناسی و حضور انقلابی و جهادی و حکیمانه در همانجایی که به او نیاز بود، از ویژگیهای کمنظیر علامه مصباح بود.
یکی را دیدم که در مصاحبهای گفته بود «برای اجرای عدالت ضرورتی ندارد که حکومت اسلامی شکل گیرد. همه باید عادل باشند.» و سپس با استفاده از ادبیاتی عرفانی افزوده بود «ما وابسته به وجود حق تعالی هستیم و باید مظهر صفات خداوند باشیم. اولین صفت خداوند عدل است «و ما هو بالظلام للعبید». خدا بهترین صفتش این است که ظلم به بندگانش نمیکند و ما هم باید به بندگان خدا ظلم نکنیم.» و در پایان مجدداً همان مدعای نخستین را تکرار کرده بود که «عدالت نیاز به حاکمیت حکومت اسلامی ندارد. همه انسانها مظهر عدل پروردگار باید باشند».
مدتی است که برخی از نویسندگان سکولار و لائیک، دائماً از گسترش بیدینی و خداناباوری و شکاکیت دینی در کشورهای مسلماننشین، از جمله ایران، میگویند و مینویسند! و معالاسف این القائات غیر واقعی در ذهن و ضمیر عدهای از مدیران و مسئولان کشور و برخی از گروههای سیاسی فعال در کشور هم کارگر افتاده است و آنان در رفتار و گفتار و گاهی در سیاستورزی خود بهگونهای عمل میکنند که فضا و فرصت بیشتری به رفتارهای دینستیزانه و هنجارشکنانه میدهند!