امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

شهید امام سیدعلی خامنه ای

دِلا! ز معرکه‌ی محنت و بلا مگریز
چو گِردباد به هم پیچ و چون صبا مگریز
تو را است معجزه در کف، ز ساحران مهراس
عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز
تو موج غیرت و عزمی، ز بحر بیم مدار
حذر ز غرش طوفان مکن ز جا مگریز
ز سست عهدی ایام دل‌شکسته مشو
نشانه باش چو پرچم، ز بادها مگریز
چو صخره باش و مکن تکیه جز به دامن کوه
به حق سپار دل خویش و از دعا مگریز
تو از تبار دلیران خیبر و بدری
چو ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا مگریز
ادامه مطلب

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر
فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر
قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر
سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»
همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
ادامه مطلب

چه نزدیک است با تو کربلا، عبدالعظیم

تا نهادی پای خود بر چشم ما، عبدالعظیم
دیده‌ها بینا شد از نور خدا، عبدالعظیم
هر زمانی که گره افتاد در کار کسی
آمد و پیش تو شد حاجت روا، عبدالعظیم
عطر نان خانه‌ی تو می‌دهد بوی حسن
یادگار سفره‌های مجتبی، عبدالعظیم
اسوه‌های علم؛ خاکِ راهِ زوارت شدند
خاک پای زائرانت توتیا، عبدالعظیم
هر کجا رفتم نجف؛ مشهد؛ مدینه؛ کربلا
روی لب دادم سلامی بر شما عبدالعظیم
اهل تهران هر شب و هر روز مهمان تواند
سفره‌دار روضه‌های هل اتی عبدالعظیم
ادامه مطلب

بیایید مردم به سوی خیابان

محمد رسولی
 
***
بیایید مردم به سوی خیابان
بیایید در عرصه میدان به میدان
بیایید خط مقدم شمایید
شما باطل السحر نیرنگ هایید
خیابان برای شما کربلا شد
و الله اکبر سلاح شما شد
خیابان خیابان چنان رود جاری
به دریا رسیدید با بی‌قراری
وجود شما خارِ در چشم دشمن
حضور شما مایه‌ی خشم دشمن
که او را همین عزم مأیوس کرده
شما را خداوند مبعوث کرده
در این روز و شب‌ها چه کردید مردم
ادامه مطلب

ادیبانه 1139

طفل سه ساله اي كه، دگر سالخورده بود
از نیمه شب گذشته و خوابش نبرده بود
طفل سه ساله‌ای که دگر سالخورده بود
در گوشه‌ی خرابه، به جای ستاره‌ها
تا صبح، زخم‌های تنش را، شمرده بود
از ضعف، نای پاشدن از جای خود نداشت
آخر سه روز بود که چیزی نخورده بود
با دست‌های کوچکش، آرام و بی‌صدا
از فرط درد، بازوی خود را فشرده بود
این نیمه جان مانده هم از لطف زینب است
ورنه هزار مرتبه در راه مرده بود
ادامه مطلب

خدا با ماست

***
به نام او
که از آیات او بسیار باید گفت
خدا زنده است. 
این را اول اخبار باید گفت. 
خدای انتم الاعلام
وقت نصرت و امداد
خدای وعده‌های صادق لایخلف المیعاد. 
خدا از عمر نوح آیینه‌ای هم‌قد ایمان ساخت، 
همان نوحی که کشتی را به امرش در بیابان ساخت. 
و ابراهیم در هر امتحان بر او توکل کرد. 
خدا در آتش نمرود بین شعله‌ها گل کرد. 
خداوندی که از نیل خروشان جاده می‌سازد
و اعجاز از عصایی پیش پا افتاده می‌سازد. 
ادامه مطلب

مردم! زمانه واژگون شد، وای بر ما

مردم! زمانه واژگون شد، وای بر ما
سید علی غرق به خون شد، وای بر ما
مردم! سرِ این خون، جهانی زیر دِین است
فریادهامان «یا لثارات الحسین» است
فرصت کم است، اشکی بچینید، آی مردم! 
تابوت آقا را ببینید، آی مردم!
فرصت کم است، ای چشم‌ها! وقت تماشاست
تابوت آقا نیست این! این هستی ماست
ای شیعیان! فرزند زهرا را ببینید
فرصت کم است ای خلق! آقا را ببینید
ما دُرّ اشکیم و چو یاقوت است آقا
ما زنده‌ایم و بین تابوت است آقا
ادامه مطلب

علی‌الاصول...

میلاد عرفان پور
 
***
علی‌الاصول، یکی تنگه را رها کرده است
میان معرکه بر ترس، اقتدا کرده است
علی‌الاصول  یکی برخلاف رأیِ ولی
برای وعده دشمن، حساب وا کرده است
علی‌الاصول، یکی وقت رزم در میدان
به اجتهاد خود این‌گونه پابه‌پا کرده است
علی‌الاصول، یکی پشت پا زده به اصول
یکی به جاده خاکی زده، جفا کرده است
اگرچه از سر دلسوزی است و حسن نظر...
در این نبرد، کم آورده و خطا کرده است
ادامه مطلب

صفحه‌ها