امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

بحثی روایی درباره نمایه‌زنی و نمایان‌سازی علم

احمدحسین شریفی

 

«انتشار» علم و «نمایه‌زنی» و «نمایان‌سازی» آن و تسهیل دسترسی جستجوگران دانش به آن، در نظام ارزشی اسلام و در روایات معصومان علیهم السلام نه تنها به عنوان کاری واجب و ضروری؛ بلکه به مثابه‌ی ابزار و معیاری برای سنجش درستی و علمیت علم معرفی شده است.

در جوامع روایی اسلامی، روایات فراوانی یافت می‌شود که بر نشر و نمایه‌زنی و نمایان‌سازی علم تأکید می‌کنند.
به عنوان نمونه، به سه دسته از روایات این موضوع در کلام امیرمؤمنان علی علیه‌السلام اشاره می‌کنم:
دسته اول: روایاتی است که «عرضه علم» به جستجوگران را به عنوان «زیبایی علم» می‌ستایند:
«جَمَالُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ»
دسته دوم: روایاتی است که «نشر علم» را نه صرفاً یک «فضیلت»؛ بلکه یک «وظیفه واجب» معرفی می‌کنند:
«زَکَاةُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ»
«مِنَ الْمَفْرُوضِ عَلَى كُلِّ عَالِمٍ... أَنْ یَبْذُلَ عِلْمَهُ لِطَالِبِهِ؛ بر هر دانشمندی واجب است که علم خود را به جستجوگران علم عرضه کند»
دسته سوم: روایاتی است که جایگاه علم‌شناسانه نشر و نمایان‌سازی (رؤیت‌پذیری) علم را مورد تنبّه و توجه قرار می‌دهند و آن را به عنوان شاخصی برای «علمیت علم» و ابزاری برای استقرار آن و نشانه‌ای از اطمینان به درستی آن بیان می‌کنند:
«الْکَاتِمُ لِلْعِلْمِ غَیْرُ وَاثِقٍ بِالْإِصَابَةِ فِيهِ؛ کسی که دانش را پنهان می‌کند، به دانسته خود اعتماد ندارد.» 
یعنی کسی که دانش را فردی، قومی و یا منطقه‌ای می‌کند، نشان از آن است که به دانش خود اطمینان ندارد. به تعبیر دیگر، یکی از راه‌های سنجش قوت و ضعف نظریه‌ها و تولیدات علمی، عرضه آنها به «جامعه جهانی عالمان» است.
«مِلَاكُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ؛ معیار علم، نشر آن است.» همان‌طور که ملاحظه می‌شود، امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در این حکمت کم‌نظیر، ملاک و معیار علمیت علم را نشر و انتشار آن یا «نمایه‌زنی» و «نمایان‌سازی» آن می‌داند.
معتقدم این حدیث سه کلمه‌ای، ظرفیت تحلیل بسیار گسترده و عمیق علم‌شناسانه را دارد. ارزش معرفتی این حدیث را هرگز کمتر از حدیث سه کلمه‌ای «لَا یَنْقُضُ الْیَقِينَ بِالشَّك» نمی‌دانم. در حالی که درباره دومی به میزان هزاران صفحه و صدها کتاب، تولید علم شده است؛ اما درباره اولی، حتی به میزان یک صفحه، تحلیل یافت نمی‌شود!