پس از دستیابی کلمب به هائیتی (کشوری در آمریکای لاتین و حوزه کارائیب)، استعمارگران در ناحیهای که تصور میکردند طلا زیاد باشد، دستور دادند هر فردی که بالای سیزده سال سن دارد برایشان طلا جمع کند. بومیانی که حاضر نمیشدند برای اسپانیاییها طلا بیاورند، کشته میشدند.
ماموریت غیرممکنی بر دوش بومیان نهاده شده بود. تنها طلای آن منطقه، تکههای خاک طلای رودخانهها بود. آنها چارهای جز فرار نیافتند. اسپانیاییها با سگ به دنبالشان گشتند و آنها را کشتند؛ زندانیان را اعدام کردند و یا سوزاندند.
هنگام شروع تهاجمات کریستف کلمب به منطقه دریای کارائیب در قرن پانزدهم میلادی، جمعیت بومیان این منطقه تقریباً بین یک و نیم تا ۳ میلیون نفر تخمین زده میشد.
از جمله نکات مهم مورد توجه پس از این حملات، پاکسازی نژادی مهاجران اسپانیایی در این جزیره است.
در سال ۱۴۹۶ میلادی و براساس سرشماری صورت گرفته از سوی برادر کلمب، جمعیت بومیان ۱/۱ میلیون نفر بوده است. اما در سال ۱۵۱۶ میلادی، بومیان سرخپوست تنها ۱۲هزار نفر بودهاند. در سال ۱۵۴۲ میلادی، تعداد آنان به کمتر از ۲۰۰ نفر و سرانجام در سال ۱۵۵۵ میلادی هیچ اثری از بومیان سرخپوست در این منطقه یافت نمیشد.
حمله کریستف کلمب به منطقه هیسپانیولا در دریای کارائیب، باعث شد تا مردم این منطقه زمینها و فرزندانشان را از دست بدهند؛ لذا مردان آنها تصمیم گرفتند با متجاوزان بجنگند.
با آغاز این رویارویی، کلمب به سختی به مقابله پرداخت.
در این اتفاق برای حتی یک اعتراض کوچک، گوش و یا دماغ بومیان بریده میشد تا بقیه سرخپوستان از این اتفاقات درس عبرت بگیرند!
یاران کلمب در راه مقابله، با سگهایشان به مردان بومی حمله میکردند، آنان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار میدادند و حتی نیزههایشان را در بدن بومیان فرو میکردند.
تا سال ۱۹۱۹ استفاده از کودکان سیاهپوست جهت طعمه قراردادن برای تمساح توسط شکارچیان اروپایی و آمریکایی در ایالتهای ساحلی آمریکا رایج بود. طعمههای ۲ دلاری!
بچههای سیاهپوست را به زور از مادرشان جدا کرده و به عنوان طعمه زنده جهت شکار در حوالی محل زندگی تمساحها قرار میدادند و ... سپس اگر بچه را زنده به مادرش برمیگرداندند، در ازای این کار ۲ دلار انعام میدادند! متن مجله تایمز در سال 1908 که پرده از این جنایت برداشت:
جمعیت آمریکای لاتین در لحظه هجوم اروپاییها بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون نفر تخمین زده شده است. انهدام سریع این نفوس در اثر بیرحمی زیاده از حد سودجویان شبه جزیره ایبری، چنان بود که در سال ۱۸۰۰ میلادی با آنکه تعداد کثیری اروپایی بدانجا مهاجرت نموده و جمع بیشماری از بردگان سیاه را بدانجا برده بودند، بیش از پانزده میلیون نفر در آن سرزمین نمیزیست.
در واقع فتح اسپانیاییها موجب از بین رفتن دو سوم تا سه چهارم سرخپوستان شده بودند.
اعمال شاقه در کشتزارها و معادن و شیوع بیماریهای واگیردار اروپائیان، عامل این جنایت منهدم کننده شناخته شده است.
برجستهترین لکه ننگ استعمارگران در مستعمرات، کشتار عظیمی است که در طول حضور خود در سرزمینهای اشغالی به جای گذاشتند.
اسپانیاییها به عنوان پیشگامان استعمارگری در این زمینه پیشگام بودند.
به نوشته ارنست ماندل: وحشیگری هولناک "فاتحان" اسپانیایی را در آمریکا همه میدانند. اینان در یک فاصله زمانی پنجاه ساله، ۱۵ میلیون سرخپوست را نابود کردند و این رقم بنا به عقیده مورخین "محافظهکار" بر ۱۲ میلیون نفر بالغ میشد.
مناطقی مانند هائیتی، کوبا، نیکاراگوئه و سواحل ونزوئلا که تراکم جمعیت بسیار داشت، کاملاً از جمعیت خالی شد.
بنابر تاکید بسیاری از مورخین غربی، سرمایههای انباشته اروپا که عامل اصلی توسعه تمدن غرب بود، حاصل غارت دنیا خصوصاً تمدنهای آمریکای جنوبی و سرخپوستان بوده است. غارتگریهایی که بسیار خشونتبار و وحشیانه گزارش شده است.
اسپانیاییها با روشهای مختلفی به کشتار مردم بومی آمریکای جنوبی میپرداختند.
کتاب چندجلدی تاریخ سرخپوستان، نوشته کشیش بارتولومه دلاکاساس است که به بررسی منطقهای پرداخت که کریستف کلمب فرماندار آن بود.
اسپانیاییها اولین استعمارگرانی بودند که پای بر سرزمین سرخپوستان در قاره آمریکا گذاشتند. آن قسمت از قاره آمریکا که به دست اسپانیا افتاد، دچار صدمات جبرانناپذیری شد.
شهر مکزیکو در سال ۱۵۱۵ میلادی به تصرف اسپانیا در آمد و بدین ترتیب امپراطوری قوم مایا منقرض شد.
همچنین امپراطوری اینکا که در محل کنونی پرو در آمریکای جنوبی قرار داشت، در سال ۱۵۳۰ تحت سلطه اسپانیا در آمد. با تصرف این مناطق توسط اسپانیاییها، غارت و چپاول ثروتهای آنها با بیرحمی و شقاوت شروع شد و سیل طلا و نقره از پرو و مکزیک به اسپانیا سرازیر شد.
شیوه معمول مجازات بردگان در آمریکا، هم ظالمانه و هم وحشیانه بوده است. اربابان به ندرت سعی میکنند با نفوذ اخلاقی بر بردگان خود حکومت کنند؛ اما با شلاق، لگد زدن، ضرب و شتم، گرسنگی کشیدن، علامت زدن، بار کردن آهن، زندانی کردن، یا سایر شیوههای ظالمانه شکنجه بر بردگان حکومت میکردند. آنها اغلب به اختراع شیوه جدیدی از شکنجه میبالند! بسیاری از اربابان تازیانه میزنند تا خسته شوند یا تا زمانی که پشت سر بردگان لختهی از خون ایجاد شود.
مائوریسیو فونس، رئیس جمهور السالوادور در بیستمین سالگرد پیمان صلح سال 1992، در مورد کشتار حدود یک هزار غیر نظامی در عملیات سرکوب شورشهای این کشور توسط ارتش در شهر 'ال موزوته' السالوادور در سال 1981 میلادی عذرخواهی کرد!
به گزارش ایرنا، واقعه کشتار غیر نظامیان موسوم به ال موزوته، در حد فاصل 11 تا 13 دسامبر سال 1981 میلادی (1360 خورشیدی) اتفاق افتاد که به گفته رئیس جمهور این کشور، بزرگترین کشتار غیر نظامیان در تاریخ معاصر امریکای لاتین بوده و دولت، مسئول این کشتار بوده است.