نگاهی به تاریخ علمی آمریکا نشان میدهد وجود نگرشهای نژادپرستانه و تبعیضآمیز نسبت به انسان در جامعه آمریکا باعث شده، دانشمندان و محققان این کشور از انسانها، به خصوص سیاهپوستان و اقشار ضعیف به عنوان موشهای آزمایشگاهی استفاده کنند!
بیرحمی، اعدام، دزدی، تجاوز و سوزاندن روستاها یک اتفاق روزمره بود و ایتالیاییها ثابت کردند که مانند آلمانها و بلغارها بیرحم و شرور بودند؛ زیرا یونان تحت اشغال سهگانه آلمان، ایتالیا و بلغارستان بود.
حقیقت تاریخی این است که ایتالیاییها یک سری جنایات انجام دادند که با هر معیاری جنایت جنگی محسوب میشوند.
آنها اردوگاههایی را برای «یونانیان نافرمان» ایجاد کردند، جایی که تقریباً ۳۵۰۰ یونانی تحت شرایط سخت زندانی، شکنجه و اعدام شدند!
روبرت جرارد بابی ساندز، یکی از اعضای داوطلب ارتش مشروط جمهوری ایرلند و عضو پارلمان بریتانیا، نماد آزادیخواهی و مبارزه مردم ایرلند علیه استعمار انگلستان بود که در زندان "اچام پریون میز" در پی اعتصاب غذای طولانیمدت درگذشت. وی رهبر جنبش اعتصاب غذا در سال 1981 بود و پس از مرگ وی، موج جدیدی در میان جوانان ایرلندی برای کسب استقلال از بریتانیا آغاز گردید.
در شمال ایرلند شواهد معتبری در رابطه با تعداد موارد کشتار شهروندان غیرنظامی از سوی سربازان انگلیسی موجود است. بین سالهای 1970 و 2000 پرسنل نظامی انگلیس بیش از 300 شهروند مرد، زن و کودک را به قتل رسانیدهاند. تمامی قربانیان غیرمسلح بودند و هیچ یک خطر جانی برای سربازان انگلیسی به شمار نمیرفتند. در میان کشتهشدگان، کشیشان کاتولیک، زنان مسن، کودکان و حتی دختران نوجوانی همچون آنت مکگویگان، 14 ساله که از فاصلهای نزدیک به پشت سرش شلیک شده است، به چشم میخورند.
قفس لندن دارای فضای کافی برای 60 زندانی، و 5 اتاق بازجویی بود. در آرشیوهای ملی، اسنادی از روشهای شکنجه به کار رفته در قفس است. یکی از این روشها این بود نگهبانان وظیفه داشتند هر 15 دقیقه یکبار با پا به در سلول زندانیان بکوبند تا نتوانند بخوابند!
بین ژوئیه 1940 و سپتامبر 1948 سه عمارت باشکوه در قلب لندن، پایگاه یکی از محرمانهترین تشکیلات نظامی انگلیس بود: دفتر مرکز بازجویی مشروح در لندن، معروف به قفس لندن.
قفس لندن را MI19 بخشی از دفتر جنگ که مسئول گردآوری اطلاعات از اسرای جنگی دشمن بود، اداره میکرد.
قتلعام «سربرنیتسا» یکی از بزرگترین جنایتها علیه مسلمانان در قاره اروپا از زمان پایان جنگ جهانی دوم محسوب میشود. بر اساس آمار رسمی، در این کشتار بیش از 8 هزار و 372 بوسنیایی کشته و بسیاری از زنان و کودکان از خانههایشان آواره شدند. به رغم حجم گسترده این جنایت، دولتها یا سازمانهای حقوق بشری غربی هیچ اقدام عملی مفیدی در مواجهه با این جنایت انجام ندادند و برخی تنها به واکنشهای سطحی و محکومیتهای ظاهری بسنده کردند!