امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

بین‌الملل 1292

تنها دارایی راهبردی هرمز، نفت نیست

آنچه از بستر تنگه هرمز عبور می‌کند، فقط به نفت و انرژی محدود نمی‌شود؛ بخشی از زیرساخت ارتباطی و جریان داده نیز از این محدوده می‌گذرد و تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد این موقعیت می‌تواند به یک ظرفیت راهبردی در حوزه ارتباطات و داده تبدیل شود.
گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس؛ اهمیت راهبردی تنگه هرمز در عبور و میزبانی زیرساخت‌های ارتباطی، موضوع تازه‌ای نیست و تجربه کشورهای دیگر نشان داده است که قرار گرفتن در مسیر کابل‌های زیردریایی می‌تواند برای کشورهای ساحلی، علاوه بر اهمیت ارتباطی، ارزش اقتصادی، فناورانه و حاکمیتی ایجاد کند. داده امروز فقط اطلاعات نیست؛ یکی از مهم‌ترین دارایی‌های راهبردی دنیاست. بخش بزرگی از اقتصاد، ارتباطات، تصمیم‌گیری و زیرساخت‌های حیاتی کشورها به داده وابسته است. هرجا جریان داده وجود دارد، در واقع بخشی از جریان قدرت، ارتباط و ارزش اقتصادی هم در جریان است. به همین دلیل، مالکیت و دسترسی به داده و زیرساخت‌هایی که این داده را منتقل می‌کنند، اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است. حالا اگر به هرمز نگاه کنیم، موضوع جالب‌تر می‌شود. در این منطقه فقط نفت و انرژی از یک مسیر راهبُردی عبور نمی‌کند؛ کابل‌های زیردریایی ارتباطی و انتقال داده نیز از این محدوده عبور می‌کنند و بخشی از ارتباطات دیجیتال میان منطقه و جهان را برقرار می‌سازند. یعنی در جغرافیایی که سال‌ها به‌خاطر نفت و انرژی اهمیت داشته، یک دارایی راهبُردی دیگر هم وجود دارد؛ داده‌ای که از طریق این کابل‌ها و زیرساخت‌های ارتباطی در حال عبور است. این داده‌ها اکنون در قالب کابل‌های ارتباطی از آب‌های سرزمینی ما عبور می‌کنند و طبیعتاً وقتی این کالای ارزشمند از آب‌های سرزمینی کشور عبور می‌کند، ما نیز باید در این فرایند مشارکت داشته باشیم.
وقتی کابل به ابزار حاکمیت بر داده تبدیل می‌شود
این مشارکت می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد؛ از ایجاد درآمد و دریافت هزینه‌های مرتبط با عبور و حفاظت از کابل‌ها گرفته تا مشارکت در نگهداری، انتقال فناوری و حتی نقش‌آفرینی در زنجیره ارزش این زیرساخت. عسگر سرمست، رئیس اندیشکده اقتصاد دانش‌بنیان، می‌گوید: «تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد که موضوع کابل‌های ارتباطی، صرفاً به دریافت درآمد از عبور آن‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه کشورها برای نظارت و حاکمیت بر جریان داده نیز نقش قائل می‌شوند.» طبق تجربه کشورهای مختلف، کشورهای ساحلی صرفاً میزبان کابل‌های زیردریایی نیستند؛ بلکه می‌توانند در زنجیره ارزش این زیرساخت نیز مشارکت داشته باشند. برای مثال، درباره مصر و کابل‌های عبوری از مسیر کانال سوئز، درآمدهایی در ارتباط با این زیرساخت مطرح شده که می‌تواند در قالب‌هایی مانند مالیات، هزینه‌های مرتبط با حفاظت از محیط زیست، خدمات گارد ساحلی، حفاظت از کابل‌ها و همچنین تعمیر و نگهداری آن‌ها تعریف شود. کشورهای ساحلی برای عبور کابل‌های زیردریایی و خدمات و زیرساخت‌هایی که در ارتباط با آن ارائه می‌کنند، سازوکارهای درآمدی مختلفی در نظر می‌گیرند و به این ترتیب از موقعیت جغرافیایی خود در اقتصاد داده سهم می‌برند.
این رویکرد را می‌توان در تجربه چند کشور مشاهده کرد. در روسیه در مورد کابل‌ها و مسیرهای ارتباطی عبوری از خاک این کشور، موضوع نظارت بر داده‌های عبوری و اعمال الزامات قانونی و حاکمیتی مطرح شده است. این نیز یکی از تجربه‌های بین‌المللی است که نشان می‌دهد اهمیت کابل‌های ارتباطی فقط به بُعد اقتصادی آن‌ها محدود نمی‌شود و می‌تواند به حوزه حاکمیت، امنیت و کنترل جریان داده نیز گسترش پیدا کند. در کشور ترکیه نیز به‌ازای کابل‌های عبوری از تنگه بسفر و تنگه داردانل، سازوکارهای درآمدی و تعامل با شرکت‌های مالک و ذی‌نفع این کابل‌ها وجود دارد. بر اساس برخی برآوردها، درآمد ترکیه از این محل حدود ۵۰ میلیون دلار در سال عنوان شده است؛ درآمدی که در قالب‌های مختلف و از طریق تعامل با شرکت‌های دارنده و بهره‌بردار این کابل‌ها شکل می‌گیرد. در اندونزی به‌جای تمرکز صرف بر ادبیات مالیاتی، موضوع محیط زیست و حفاظت از زیست‌بوم دریایی مطرح شده است. استدلال این است که عبور و نصب کابل‌های زیردریایی می‌تواند بر زیست‌بوم دریایی و فعالیت‌های کشتیرانی اثر بگذارد و برای حفاظت، مدیریت و مراقبت از محدوده عبور کابل‌ها هزینه‌هایی ایجاد کند؛ بنابراین، اندونزی با تعریف این هزینه‌ها و الزامات، سازوکارهایی برای دریافت درآمد از شرکت‌های فعال در این حوزه ایجاد کرده است.
در سنگاپور اما مدل تعامل با شرکت‌های صاحب کابل بیشتر از اینکه بر دریافت درآمد مالی متمرکز باشد، بر انتقال فناوری و توسعه همکاری‌های فناورانه استوار شده است. به این معنا که از شرکت‌هایی که کابل‌های ارتباطی را از سواحل و آب‌های سرزمینی سنگاپور عبور می‌دهند، صرفاً پرداخت مالی مطالبه نمی‌شود؛ بلکه بر مشارکت در فرایند ساخت، انتقال فناوری و ایجاد همکاری‌های مشترک نیز تأکید می‌شود. عبور کابل از قلمرو یک کشور، صرفاً به معنای میزبانی از یک زیرساخت نیست؛ بلکه برای کشور میزبان، یک ظرفیت اقتصادی، فناورانه و حاکمیتی ایجاد می‌کند.
 
نگاهی به گزارش کارشناسان «سلول قرمز» سازمان سیا درباره وضعیت فعلی اسرائیل
فؤاد ایزدی
اسرائیل در معرض خطر جنگ داخلی یا فروپاشی دولت قرار دارد؛ این هشداری است که در یک ارزیابی محرمانه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) مطرح شده است. بر اساس این ارزیابی، چندین سال نسل‌کشی در غزه و جنگ در لبنان و ایران، شکاف‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی درون این کشور را عمیق‌تر کرده است.
به گفته دو منبع آمریکایی که محتوای این گزارش را برای «دراپ‌سایت نیوز» شرح داده‌اند، گزارش ماه اوت با عنوان «شکاف از درون» را کارشناسان «سلول قرمز» سیا تدوین کرده‌اند. سلول قرمز، واحدی است که مسئولیت ارائه «تحلیل‌های بدیل» در این سازمان را بر عهده دارد. این واحد، ارزیابی خود را با ترکیب اطلاعات منابع آشکار و داده‌های اطلاعاتی آمریکا تهیه کرده است.
کارشناسان سیا به مجموعه‌ای بی‌ثبات‌کننده از فشارهایی اشاره کرده‌اند که در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل در حال هم‌گرایی‌اند: بحران اقتصادی و افزایش شدید هزینه‌های نظامی؛ بازگشت نظامیان سابقِ به‌شدت مسلح از دوره‌های طولانی نبرد که بسیاری از آنان با آسیب‌های روانی جدی دست‌به‌گریبان‌اند؛ خشم فزاینده از معافیت مردان یهودی فوق‌ارتدوکس از خدمت نظامی؛ تشدید خشونت شهرک‌نشینان در کرانه باختری اشغالی؛ و تلاش بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، برای حفظ قدرت که به بروز یک بحران قانون اساسی دامن زده است.
وظیفه «تیم‌های قرمز» سیا، ارائه تحلیل‌ها و ایده‌هایی است که مفروضات رایج را به چالش بکشند و گروه‌اندیشی یا نقاط کوری را آشکار سازند که ممکن است در دستگاه اطلاعاتی شکل گرفته باشند. یکی از منابع جامعه اطلاعاتی گفت: «نویسندگان این گزارش، کارشناسان مسائل اسرائیل‌اند. این یک فرض خیالی و دور از ذهن نیست. با توجه به انتخابات پیش‌رو و شکاف‌های موجود در اسرائیل، باید نتیجه‌گیری آنان را جدی بگیریم که اسرائیل تنها با یک جرقه تا آغاز یک منازعه داخلی واقعی، فاصله دارد.»
بااین‌حال، بخش بزرگی از مخالفت‌ها با نتانیاهو نه مخالفت با خشونت و قساوت اسرائیل علیه فلسطینیان؛ بلکه ناشی از خشم نسبت به شیوه مدیریت آن از سوی اوست. احزاب اصلی صهیونیستی مخالف نتانیاهو نیز بر سر رهبری و راهبرد تشکیل ائتلاف دچار اختلاف‌اند؛ درحالی‌که یکی از محورهای اصلی حملات به نتانیاهو، مسئولیت او در شکست امنیتی هفتم اکتبر بوده است. نظرسنجی‌های اخیر نشان داده‌اند که هم اردوگاه نتانیاهو و هم مخالفان او برای دستیابی به ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت با مشکل روبه‌رو هستند.
اسرائیل همچنین با انزوای فزاینده در خارج از کشور، از جمله فرسایش حمایت‌ها در ایالات متحده، مواجه است؛ تحولی که خود مقامات اسرائیلی در محافل خصوصی، آن را تهدیدی بلندمدت تلقی کرده‌اند. گزارش ماه اوت، تبدیل‌شدن روزافزون اسرائیل به یک دولت مطرود را یکی از عواملی دانسته است که می‌تواند به فروپاشی دولت بینجامد.
مقامات اسرائیلی معتقدند اجماع سیاسی آمریکا که زیربنای این اتحاد است، در حال فروپاشی است و تداوم اتکای اسرائیل به میلیاردها دلار کمک نظامی مستقیم آمریکا ممکن است در نهایت از نظر سیاسی ناممکن شود. واکنش آنان تلاش برای ادغام عمیق‌تر در ساختارهای نظامی، اطلاعاتی و دفاعی آمریکا بوده است؛ پیوندهایی که گسستن آن‌ها برای دولت‌های آینده دشوارتر خواهد بود. بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو، تا بهار امسال ۶۰ درصد آمریکایی‌ها دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل داشتند؛ رقمی که یک سال قبل ۵۳ درصد بود.
این فرسایش حمایت، در درون ساختار امنیت ملی آمریکا نیز بیش‌ازپیش مشهود است. این منبع گفت: «جامعه اطلاعاتی - مانند خود آمریکا، ارتش و همه‌جی - به‌طور فزاینده‌ای از سرمایه واقعی و سیاسی‌ای که صرف سرپا نگه‌داشتن اسرائیل می‌شود، به ستوه آمده است. درحالی‌که در مسیر ادغام بیشتر ظرفیت نظامی - صنعتی خود با آنان پیش می‌رویم، نارضایتی عمیقی وجود دارد از اینکه این کار را برای کشوری انجام می‌دهیم که ما را به جنگی کشانده است که در حال باختن آن هستیم؛ کشوری که از ما جاسوسی می‌کند.»
گزارش سیا همچنین کوشیده است سناریوهای احتمالی تعامل این فشارها را در صورت تعمیق بحران داخلی اسرائیل بررسی کند: اینکه چگونه یک جرقه می‌تواند شکاف سیاسی را به درگیری آشکار داخلی تبدیل کند و پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد. از جمله سناریوهای مطرح‌شده، خروج سرمایه یا کارکنان شرکت‌های خارجی فعال در حوزه فناوری و هوش مصنوعی از اسرائیل - که موجب فرسایش بیشتر اقتصادی خواهد شد که هم‌اکنون نیز تحت فشار - بازنگری دولت‌های منطقه در ارزش سیاسی و راهبردی تعمیق روند عادی‌سازی روابط با اسرائیل، و بهره‌برداری حماس یا حزب‌الله از یک دوره ضعف داخلی بوده است.