کتاب جدید نیویورک تایمز، روایت رسمی کاخ سفید از جنگ با ایران را به چالش کشیده و نشان میدهد که «تغییر رژیم» واقعی، نه در تهران، که در خود واشنگتن رخ داده است. این کتاب نوشته مگی هابرمن و جاناتان سوان، روزنامهنگاران نیویورک تایمز، بر اساس بیش از ۱۰۰۰ مصاحبه با نزدیکان ترامپ (از جمله یک مصاحبه با خود او) روایتگر ۱۴ ماه نخست دور دوم ریاستجمهوری اوست. خلاصهای از محتوای این کتاب را با هم میخوانیم:
۱. جنگ با ایران؛ تصمیمگیری بر اساس «حس خوب»
کتاب فاش میکند که ترامپ هفتهها پیش از حمله، تصمیم خود را برای جنگ با ایران گرفته بود؛ فارغ از ارزیابیهای اطلاعاتی. جان رتکلیف، رئیس سیا، طرح نتانیاهو برای «تغییر رژیم» در ایران را با یک کلمه توصیف کرد: «فارسیکال» (مضحک) و مارکو روبیو آن را «بیمعنی» خواند.
با این حال، ترامپ بر اساس «یک حس خوب» و با حمایت مشاورانی که «امتناع سرسختانهاش از پذیرش واقعیت» را نوعی «اختلال روانی» میدانستند، به جنگ رفت.
۲. تحقیر پنهان و تسلیم آشکار در برابر نتانیاهو
کتاب روایتی دوگانه را افشا میکند: ترامپ در خلوت، نتانیاهو را «کلاهبردار» و «بیعقل» خطاب میکند که «همه از دستش خسته شدهاند». اما در عمل، هر آنچه نتانیاهو خواستار شد (از جمله حمله به ایران) را تأمین کرد.
در صحنهای نمادین، نتانیاهو یک «پیجر طلایی» به ترامپ هدیه میدهد تا حملهای را جشن بگیرد که هزاران لبنانی را کشته و مجروح کرده است. ترامپ پیجر را به مهمانان نشان میدهد و شوخی میکند: «دکمه را نزنید.» ایلان ماسک نیز «مجذوب دستگاه میشود و آن را مانند مکعب روبیک بین انگشتانش میچرخاند».
۳. «قدرتمندترین مرد تاریخ» و مقایسه با جلادان
در مصاحبهای با نویسندگان، ترامپ سندی را به آنها نشان میدهد که او را «بیشک، قدرتمندترین مردی که کره خاکی تاکنون به خود دیده» معرفی میکند. این سند که در اصل توسط کارگر باشگاه گلف گری پلیر نوشته شده، ترامپ را با آتیلا، چنگیز، اسکندر، ناپلئون، استالین، مائو و هیتلر مقایسه میکند.
ترامپ هیچ «ملاحظه اخلاقی» درباره این فهرست نداشت و خود را در جایگاه «قدرتمندترین» آنها میدید.
۴. بازتعریف قواعد بازی؛ «به قوانین بینالمللی نیازی ندارم»
کتاب نشان میدهد که ترامپ با یک جمله، هنجارهای جهانی را کنار گذاشت: «به قوانین بینالمللی نیازی ندارم». او که از دور اول ریاستجمهوری خود درس گرفته، این بار خود را با مشاورانی احاطه کرده که «نه» گفتن را بلد نیستند و وکلایی که دعوا را مدیریت میکنند، نه اصول را.
پیوند تاریخی و آیندهپژوهی
این کتاب، روایت رسمی واشنگتن از جنگ با ایران را مبتنی بر «احساسات» و نه «راهبُرد» نشان میدهد. درست همان الگویی که در تحلیلهای پیشین شامات درباره «بازتعریف ادراک پس از جنگ» بررسی کردیم.
پیشبینی میشود با فروش بیش از ۳۰۰,۰۰۰ نسخه در هفته اول و ورود به چاپ سوم، این کتاب به بخشی از پروژه بازنویسی تاریخ تبدیل خواهد شد. اما نکته مهم، تغییر روایت از «جنگ ضروری» به «جنگ شخصی» است؛ روایتی که ممکن است در بلندمدت به کاهش هزینههای سیاسی جنگ برای کاخ سفید کمک کند؛ اما چهره تصمیمگیری در واشنگتن را برای همیشه تغییر داده است. این کتاب تصویر میکند که جنگ با ایران نه بر اساس یک راهبُرد منسجم، که بر پایه «احساس شخصی» و «جاذبه نتانیاهو» شکل گرفت. عنوان کتاب اشارهای هوشمندانه به این واقعیت دارد که «رژیمی که واقعاً تغییر کرده، واشنگتن است، نه تهران». این روایت، سه پیامد راهبردی دارد:
1. افول نقش نهادهای اطلاعاتی در تصمیمگیری: سیا و وزارت خارجه هشدار دادند؛ اما نادیده گرفته شدند.
2. نقش محوری نتانیاهو در شکلدهی به سیاست آمریکا: او با وجود تحقیر پنهان، موفق شد برنامه خود را پیش ببرد.
3. تحول در مفهوم «رژیمچنج»: این اصطلاح دیگر نه به ایران، که به تغییر ماهیت قدرت در خود آمریکا اشاره دارد.