هادی قطبی
به نظر می رسد مهمترین ابزار به قدرت رسیدن این جماعت(از اصلاح طلبان تا اعتدالیون و طرفداران وفاق) شعار آزادی بوده و هست و خواهد بود و اینان هیچگاه حاضر نمی شوند این ابزار رسیدن به قدرت را (چه در دولت، مجلس و یا شوراها) از دست بدهند و منافع و مصالح واقعی مردم جامعه اسلامی را مد نظر قرار دهند.
توصیه پایانی به جوانان است که دنبال حقیقت و آگاهی باشید و نگذارید افراد سودجو و منفعت طلب، برایتان نیازسازی کاذب کنند و از شما نردبانی برای رسیدن به خواسته های خود بسازند. به روی نیازها واقعی تان (تحصیل، اشتغال، ازدواج، مسکن، محیط زیست، امنیت و...) تمرکز کنید و مسئولینی انتخاب کنید که کرامت و عزت انسانی را در شما تقویت کنند.
چندی پیش پیامکی از سوی معاون زنان رئیس جمهور مبنی بر صدور گواهینامه موتورسواری زنان از سوی ایرانیان دریافت شد. لابد برای شما نیز این سوال پیشآمده که در میان اینهمه مشکلات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و امنیتی، غربگرایان بر روی خبر موتورسواری بانوان، تمرکز کردهاند؟
به نظر میرسد مهمترین ابزار به قدرت رسیدن این جماعت (از اصلاحطلبان تا اعتدالیون و طرفداران وفاق) شعار آزادی بوده و هست و خواهد بود و اینان هیچگاه حاضر نمیشوند این ابزار رسیدن به قدرت را (چه در دولت، مجلس و یا شوراها) از دست بدهند و منافع و مصالح واقعی مردم جامعه اسلامی را مد نظر قرار دهند.
هدف و ثمره اول اینکه، با شعار آزادی، مخالفان گفتمان انقلاب اسلامی، میتوانند بین مذهبی و غیر مذهبی اختلاف بیندازند و در موعد خودش (یعنی انتخابات) فایدهاش را ببرند. مهم این است که موضوع آزادی برای مذهبیها حساسیتبرانگیز باشد! آزادی در حجاب باشد، موسیقی باشد، فیلترینگ باشد، حضور زنان در ورزشگاه باشد، یا موتورسواری بانوان و یا حتی برهنگی؛ فقط هر چه که حس آزادی را تقویت کند و به مردم تلقین کند (ولو به ضررشان باشد) برای آنها فرصت کسب رأی است.
دست گذاشتن روی موضوعات حساس دینی، جامعه ناخودآگاه به دو بخش موافق و مخالف تقسیم میشود و حاصل آن چیزی جز افزایش فاصله و کینه بین مذهبیها و غیر مذهبیها نیست. خود این امر انسجام ملی را به خطر میاندازد (ثمره سوم که توضیح خواهیم داد). نتیجه این کینه و اختلاف مذهبی و غیرمذهبی را در همین اغتشاشات دیماه دیدیم که چگونه یک جوان بلکه نوجوان، با کینه به سمت مأمور انتظامی و زن چادری و روحانی حمله میکند و با هر وسیلهای که دم دستش باشد، به او حمله میبرد! این رفتار، نتیجه سالها برنامهریزی دشمنان خارجی و همفکران و فریبخوردگان داخلی است که توسط اصلاحطلبان رادیکال در مردم به طور نامحسوس ترویج شد.
تکیه زیادی بر روی مقوله آزادی (ابتدا در قالب یک شعار کلی و بدون شفافیت، و اکنون با مصداق معین و مشخص)، نیروهای حزباللهی و مومن و انقلابی را، تندرو، افراطی، خشن، سختگیر، طالبانیسم و... معرفی میکند. همچنان که درباره متفکری چون آیت الله مصباح یزدی (ره) در سالها به قدرت رسیدن اصلاحطلبان (1376 تا 1384) القاب و صفات ناشایسته نثار کردند و تا میتوانستند ترور شخصیت کردند تا حرفش شنونده و کتابش خواننده نداشته باشد. متأسفانه باید گفت این اختلافات افکنیهای اندک و دو قطبیسازیها ناشی از شیطنتهای برخی مسئولین است تا در آستانه انتخابات توپخانه تخریبشان شروع شده و نیروهای انقلابی را طالبان بنامند که: «اگر اینها بیایند به زور چادر سرتان میکنند»، «اگر اینها بیایند بین زن و مرد دیوار میکشند»، «اگر اینها بیایند اینترنت را قطع میکنند»، «اگر اینها بیایند کنسرتهای موسیقی لغو میشود» و «ایران زندان میشود» و... هنوز یادمان نرفته که در تبلیغات انتخاباتی چقدر به روی پیامک حجاب و سایه جنگ و ربنای شجریان و لغو فیلتر تلگرام و... مانور میدادند؟ هنوز هم همینطور است و خواهد بود. چون تکیه و مانور به روی آزادی، یک تاکتیک رأیآوری است.
واقعیت آن است که دقیقاً با همین فضاسازی، خیلی از کسانی که اصلاً اهل رأی دادن هم نیستند به میدان میآیند و برای خواسته دلشان هم که شده و از البته از روی لجبازی، رأی میدهند! تا مبادا انقلابیها سر کار بیایند و بیچاره شویم! کاری که در انتخابات ریاست جمهوری بعد از شهید رئیسی تجربه کردیم. رأی دادند با انگیزه لجبازی! ریشهاش همین شعار آزادی بود. همین کسانی که امروز هم پیامک میدهند گواهینامه موتورسواری زنان را بعد از یکسال پیگیری به نتیجه رساندند! (هزینه هر پیامک 9 الی 11 تومان× 50 میلیون نفر! ×2(تکرار پیامک). لااقل چهار تا وام ازدواج و فرزندآوری میدادید!)
مطمئن باشیم که دلشان برای جماعت زنان نسوخته! بلکه میخواهند بین مذهبی و غیرمذهبی (که اتفاقاً هر دو انقلاب را قبول دارند و امام و رهبری و کشور و دینشان را دوست دارند) اختلاف بیندازند.
هدف و فایده دیگر اینکه هر قدر این اختلاف بیشتر باشد و شدیدتر، زمینه آشوب و درگیری و حمله دشمن را مساعد میکند. یکی از آرزوهای غربپرستان همین است که کشور را تحویل آمریکا بدهند تا به خیال خودشان راحت زندگی کنند و مشکل آب و برق و آلودگی هوا و نفت و... حل شود! دیگر به اینجایشان رسیده و بهتر است حالا که آزادی شده، باید تلاش کنند اینطور پیامکها را بیشتر منتشر کنند تا چشم رقیبشان کور شود و کینه مذهبیان نسبت به هموطنشان بیشتر!
حال چه باید کرد؟
روشن است که دیگر نباید بگذاریم این جماعت به این راحتی بر دوش ملت سوار شوند و انقلابیون (مذهبی و غیر مذهبی) وظیفه دارند اولاً روز به روز با هم برادرتر و صمیمیتر شوند تا اختلاف بر سر موضوعات جزئی آب به آسیاب دشمن نریزد.
ثانیاً شبانهروز تلاش کنند ارتباط با قشر جوان را بیشتر کنند. تکنیکهای مهارت ارتباطی را بیاموزند و عمل کنند. در دعوت به خوبیها و دعوت به دینداری (چه در تربیت خانوادگی و چه در عرصه تبلیغ و منبر و مسجد و هیئت) از جذابسازی غفلت نشود. چون برای یک جوان، آزادی بیشتر از اقتصاد ارزش دارد. همین امروز میتوان امتحان کرد: «شما به یک رأی اولی یا دانشجو بگویید من اقتصاد را درست میکنم، دیگری بگوید من آزادی (ولو غلط) را تضمین میکنم!» قطعاً کسی که از آزادی و اباحهگری را وعده میدهد، رأی میآورد! حتی در غیر از این قشر، آزادی از نان شب برایش مهمتر است! هرچند چنین آزادیهایی مطلوب و معقول نیست و در واقع اسارت نفس است؛ اما در هر صورت برای مردم جهان بهخصوص جوانها، آزادی شعار جذابی است.
ثالثاً برای تربیت صحیح، خود نیازمند آگاهی هستیم. باید در تبیین مبانی فکری و اسلامی مانند خداشناسی، هستیشناسی و انسانشناسی، هم آموخت و هم به دیگران یاد داد. مطالعه روشمند و سیر صحیح مطالعاتی آثار رهبر معظم انقلاب، شهید مطهری و مصباح یزدی را باید در دستور قرار داد و با آنها انس گرفت. در دورههای آموزشی که به مبانی دینی میپردازند شرکت کرد و خود را در برابر شبهات و هجمههای اعتقادی و سیاسی مجهز نمود؛ تا بتوان هم خود و هم دیگران را نجات داد.
توصیه پایانی به جوانان است که دنبال حقیقت و آگاهی باشید و نگذارید افراد سودجو و منفعتطلب، برایتان نیازسازی کاذب کنند و از شما نردبانی برای رسیدن به خواستههای خود بسازند. به روی نیازها واقعیتان (تحصیل، اشتغال، ازدواج، مسکن، محیط زیست، امنیت و...) تمرکز کنید و مسئولینی انتخاب کنید که کرامت و عزت انسانی را در شما تقویت کنند. آرمانهای بلند و الگوهای راستین (مانند شهدای انقلابی) را همیشه مد نظر قرار دهید و با تفکر و تعقل، در همه عرصهها بهخصوص انتخابات بهترینها را انتخاب کنید. سخنی هم با مسئولین غافل یا مشاوران مغرض و به ویژه رئیس جمهور محترم! سیاست حواسپرتی دیگر نخنما شده است. لطفاً نظام مسائل خود را اولویتبندی کنید و به جای پرداختن به چنین موضوعاتی، مسائل مبناییتر مربوط به آموزش و هنر و نهادها را برطرف سازید. به نظر میرسد مشکلات معیشتی، کنترل ارز و طلا، ورزش، فضای مجازی، افزایش جمعیت، مسکن، اشتغال، آلودگی هوا، کم آبی، امنیت، مبارزه با انواع قاچاق و... اولویت بیشتری دارند تا صدور گواهینامه برای زنان!
شما می توانستید به جای چنین پیامک هایی که موجب تنش و دوقطبی در جامعه می شود و دشمن را شاد می کند، پیامک های هفتگی دستاوردهای انقلاب را بفرستید که موج امید و افتخار بیافریند.