محمد رسولی
به نام او که از آیات او بسیار باید گفت
خدا زندهست، این را اولِ اخبار باید گفت
خدای «انتم الاعلون» وقت نصرت و امداد
خدای وعدههای صادقِ «لا یخلف المیعاد»
خدا از عمر نوح آیینهای همقد ایمان ساخت
همان نوحی که کشتی را به امرش در بیابان ساخت
و ابراهیم در هر امتحان بر او توکل کرد
خدا در آتش نمرود بین شعلهها گل کرد
خداوندی که از نیل خروشان جاده میسازد
و اعجاز از عصایی پیش پا افتاده میسازد
عزیز مصر، روزی یوسفِ در چاه افتادهست
خدای ما خدای لحظههای خارقالعادهست
به خاک ذلّت افتادهست، پیش او تکبّرها
خدای بدر؛ آن پیروزی دور از تصوّرها
به صدها جلوه ما آن روح را در کالبد دیدیم
خدای بدر را در عبرت تلخ اُحد دیدیم
خدا در خط به خطّ وعدههای راستین پیداست
خدا در ضربِ شمشیر امیرالمومنین پیداست
حسینبنعلی در قتلِگاه او را تماشا کرد
جهان راه خودش را از همان گودال پیدا کرد
فراتر از همه تحلیلها، آری خدایی هست!
تماشاچی مباش ای دل! تو را هم کربلایی هست