وصی امام حسین (علیهالسلام)، کدام بزرگوار بوده است؟
6 تير, 1405 - 15:57dehghani
بر اساس دلایل متعددی که در مباحث کلامی و اعتقادی شیعه در بحث امامت خاصه آمده، وصیّ حقیقی امام حسین (علیهالسلام) حضرت زین العابدین بوده است. امام حسین (علیهالسلام) قبل از حرکت به سوی عراق، به فرزندشان زینالعابدین وصیت کرده بودند و در روز عاشورا نیز در ساعت پایانی عمر شریفشان، آن وصیت را یشدآوری و تجدید فرمودند.
اما با توجه به اینکه اعلام علنی و عمومی این وصایت، میتوانست به قیمت جان امام سجاد (علیهالسلام) تمام شود، به حسب ظاهر، تدبیری دیگر در کار افتاد. نخست اینکه امانات مخصوصی را که باید به امام بعدی میرسید، هنگام خروج از مدینه، به جناب امسلمه سپردند و او بعد از واقعه عاشورا آن امانتها را به امام سجاد تحویل داد. در روز عاشورا نیز وصیتی را که در کتابی پیچیده بودند، در حضور مردم به فاطمه دختر خویش سپردند و او بعداً آن را به برادرش علی بن الحسین (علیهالسلام) تحویل داد.
افزون بر این دو اقدام ـ که در منابع مختلف به آنها اشاره شده ـ بنا به نقلی از جناب حکیمه، دختر امام جواد (علیهالسلام)، حضرت زینب (سلاماللهعلیها) نیز وصیّ ظاهری برادرش امام حسین (علیهالسلام) بوده است. در این نقل آمده است: امام حسین (علیهالسلام) در ظاهر، حضرت زینب را وصیّ خود قرار دادند و اینگونه بود که هر مطلبی را که از ناحیه امام سجاد (علیهالسلام) صادر میشد، به عمهشان حضرت زینب نسبت میدادند تا کار امام سجاد پوشیده بماند. این کار برای حفظ جان امام بوده است.
گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که در همان روز عاشورا، در حالی که امام سجاد (علیهالسلام)، در بستر بیماری بودند، میخواستند ایشان را بکشند. ابتدا شمر قصد کشتن ایشان را کرد؛ ولی حمید بن مسلم با این بهانه که سن او کم است، مانع شد. بعد هم بالای سر امام ایستاد و هر کسی را که میخواست متعرّض امام شود، دور میکرد و این کار، تشکر امام را در پی داشت. در کوفه نیز عبیدالله بن زیاد قصد کرد ایشان را به شهادت برساند؛ ولی با شنیدن سخن امام که به او گفت: «اگر مدعی قرابت با این زنان [از خاندان پیامبر] هستی، میباید مردی را به همراهی این زنان تا مدینه بفرستی»، در شرایطی قرار گرفت که از این تصمیم منصرف شد. به نقلی دیگر، حضرت زینب مانع کشته شدن امام سجاد شد و فرمود: «اگر قصد کشتن او را دارید، اول باید مرا بکشید». بعد از آن نیز هرچند به حسب ظاهر، کسی قصد کشتن امام را نداشت؛ ولی جنایتکارانی که از کشتن طفل شیرخوار نیز ابا نداشتند، اگر میدانستند که امام سجاد مدعی امامت است، مطمئناً دست از سر او بر نمیداشتند. درک این مطلب، در گرو آشنایی با شرایط سیاسی اجتماعی جامعه اسلامی در دوران بعد از حادثه عاشورا است. در دوران فرمانروایی عبدالله بن زبیر در مکه و مدینه نیز وضع بهتر از این نبود. عبدالله بن زبیر که یکبار قصد کرده بود محمد بن حنفیه (عموی امام سجاد) را زنده زنده بسوزاند، اگر از ناحیه امام نیز احساس خطر میکرد، هیچ ابایی از کشتن او نداشت. در چنین شرایطی، رعایت تقیه و پنهان داشتن امر امامت برای حفظ جان او لازم بود. یکی از روشهایی که برای این هدف به کار رفت، تعیین وصیّ ظاهری برای منحرف کردن اذهان از وصیّ حقیقی بود. در همین راستا، این احتمال وجود دارد که محمد بن حنفیه نیز برای دور نگاه داشتن امام سجاد (علیهالسلام)، ادعای امامت کرده؛ در حالی که واقعاً خود را امام نمیدانسته و پیرو امام سجاد بوده است.
خلاصه اینکه امسلمه و سپس فاطمه بنت الحسین و زینب کبری (علیهاالسلام) هر کدام سهمی در فرآیند انتقال میراث امامت به امام سجاد (علیهالسلام) داشتند و هدف از این کار، پوشیدن جایگاه حقیقی امام سجاد (علیهالسلام) در پیش چشم مردم بود تا مبادا بنیامیه نسبت به آن حضرت حساس شوند و در صدد آسیب رساندن یا حذف ایشان برآیند.