[1]. در پی بحران همهگیری بیماری کرونا در نقاط مختلف جهان، بروز این بیماری در بهمنماه ۱۳۹۸ در ایران نیز تایید شد. ناشناخته بودن بیماری و راههای انتقال آن، ترس مواجهشدن با بیماری را دو چندان میکرد. شنیدن اخبارِ مرگومیر جهانی و عدم کنترل بیماری در کشورهای پیشرفته، بر این وحشت میافزود. ترس نه فقط به دلیل مبتلا شدنِ خود، بلکه ترس از انتقال بیماری به عزیزان کهنسال و خردسال که به گفتهی پزشکان آسیبپذیرترند. باوجود تمام این ترسها و دلهرهها، این بیماری به دلیل عوامل گوناگون در ایران کنترل شد که مهمترین آن، رعایت «تقوای اجتماعی» یعنی تکلیف محوریِ مسئولین و مردم و اقدام بهنگام بود.
[2]. به دلیل اهمیت سلامت جسمانی برای عموم مردم، عینی و ملموس بودن بیماری و خطر جانی آن، دیدن یا شنیدن خبر مرگ افرادی از اعضای خانواده، فامیل یا دوستان، موجب اعتماد بیشتر مردم به دولت و افزایش میزان همکاری آنان با مسئولین گردید. اطلاعرسانی لحظه به لحظه از طریق رسانهی ملی و دعوت مکرر از متخصصین پزشکی در تمامی شبکهها، تبیین و توضیحِ مهم بودن رعایت نکات بهداشتی به اَشکال گوناگون برای سنین مختلف در ساعات بسیار زیاد، در ذهن مردم مهم بودنِ رعایت این آموزشها را تداعی میکرد. همچنین رهبر معظم انقلاب توصیه کردند: «تدابیر ستاد ملی و وزارت بهداشت برای جلوگیری از گسترش بیماری برای همه لازمالاجرا است.» (۲۵ اسفند ۱۳۹۸) و خود نیز کاملاً این شیوهنامهها را رعایت میکردند.
[3]. اجرای طرح مواسات، بسیج همگانی و به صحنه آمدن نیروهای مردمی، بسیجی و جهادگر بدون هیچ چشم داشت مادی برای کمکرسانی به بیماران، ضدعفونی معابر، دوختن ماسک، توزیع مواد گندزدا در محلات مختلفِ شهرها و روستاها، تغسیل و تدفین جانباختگان و کمک در تزریق واکسن، از عوامل تأثیرگذار دیگر در مهار کرونا بود. از طرفی در جایجای شهر، بنرهایی با عنوان توصیههای بهداشتی مشاهده میشد. برای دسترسی راحتتر مردم به ماسک، دوختن ماسکهای پارچهای در منزل، در شبکههای تلویزیونی و اجتماعی آموزش داده میشد. همچنین کارخانهها و کارگاهها با حمایت دولت به سرعت شروع به تولید مواد ضدعفونی و ماسک با قیمت مناسب نمودند تا قیمت بالای این مواد، مانع رعایت نکات بهداشتی نشود. کار زیبایی که در ایام کرونا صورت گرفت، قدردانی و ارج نهادن به خدمتکنندگان به بیماران کرونایی و «شهیدِ خدمت» خطاب کردن درگذشتگان آنها توسط رهبر انقلاب بود.
[4]. گروهی از مردم به دلیل اعتقاد به حقالناس و لزوم رعایت حقوق اجتماعی، شیوهنامههای بهداشتی را موبهمو اجرا میکردند. اما عدهای به دلیل ترسی که از طریق رسانه القا میشد، مانند پخش شدن تصویرِ کرونا ویروس، همراه با جلوههای ترسناک از شبکه خبر که از کشته شدن یک نفر در هر سه دقیقه خبر میداد، مقررات بهداشتی را با وسواس تمام انجام میدادند. بخشی دیگر هم که به اختیار، حاضر به گردن نهادن به قانون نبودند، با اجبار ملزم به رعایت این مقررات بهداشتی میشدند. گاهی برای منفعتی بالاتر و متعالیتر، اجبار کردن یا اقدامات سلبی نیز ضروری به نظر میرسید.
[5]. با شیوع کرونا کشور به تعطیلی کشیده شد. با تعطیلی ادارات، مدارس، دانشگاهها، مراکز تجاری، بازارچهها، اماکن ورزشی، زیارتگاهها، نماز جماعت و جمعه، پیادهروی اربعین، دسته عزاداری امام حسین (علیهالسلام)، مراسم شبهای قدر و سفرهای نوروزی، مردم بیشازپیش خطر را باور کردند. در کنار این تعطیلیها، رنگبندی شهرها به قرمز و نارنجی و آبی، خود ابتکاری بود که علاوه بر «هوشیارسازی»، «هشدار» هم میداد. با تعطیلی مدارس و دانشگاهها امکان تحصیل و تدریس مجازی فراهم شده و برای کارمندان نیز «دورکاری» در نظر گرفته شد، قوانینی برای تسهیل کارهای مردم؛ مانند تمدید دفترچهی بیمه، تمدید کارتبانکی تصویب گردید.
[6]. بعد از کنترل نسبی بیماری و واردات تعدادِ محدودی واکسن و به میدان آمدن دانشبنیانها برای تولید واکسن و کیت تشخیص بیماری توسط جوانان نخبه، آرامآرام بازگشاییها آغاز شد؛ اما اجبار به زدن واکسن و خدمات ندادن به کسی که کارت واکسن نداشت، همچنان وجود داشت. فروشندگان و اصناف باید آگهی «بدون ماسک وارد نشوید» را در محل کسب خود نصب میکردند. کسی که ماسک نزده بود، اجازه تردد در اماکن عمومی مانند بانک و مترو و داروخانه و... را نداشت و در صورت ورود بدون ماسک علاوه بر خدمات ندادن به وی، با تذکر اطرافیان و مسئول مربوطه نیز روبرو میشد؛ چون هنوز ترس از مبتلا شدن به بیماری کشندهی کرونا با هزینههای درمانی بالا وجود داشت. قانون منع تردد شبانه و فاصلهگذاری اجتماعی نیز وضع گردید.
[7]. از تجربهی مهار کرونا بهعنوان «تقوای اجتماعی» میتوان در دیگر مسائل الگوبرداری نمود. درک خطر و اهمیت پیامدهای ملموس بیماری، جدیگرفتن و عزم قوی مسئولین و مردم برای کنترل بیماری، اقدامات توأمانِ ایجابی و سلبی، فرهنگی و حاکمیتی، مهار بیماری را به همراه داشت. این اقدامات موجب به میدان آمدن یکپارچهی مردم و همکاری آنان با مسئولین و «اتحاد ملی» گردید، بهگونهای که از تمامی امکانات موجود بهره گرفته شده و به توانمندیهای خود و نخبگان اعتماد شد و عدم اتکاء به بیگانگان برای واردات واکسن و تجهیزات پزشکی، نقطه قوت دیگر این موفقیت بود. عامل مهم دیگر، حرفشنوی همگانی از یک مرجع واحد و فصلالخطاب قرار داشتن مصوبات ستاد ملی کرونا بود. در تجربه کرونا، مردم و مسئولین دست در دست هم با یکدلی به کمک هم آمده، خطر را باور کردند و متخصصین تمام جوانب فرهنگی، اجتماعی، روانشناختی، اقتصادی، پزشکی و درمانی را در کنار هم در نظر گرفته و بیپرده و شفاف با مردم سخن گفته و بهخوبی تبیینگری کردند.
[8]. اگر در مسائلی مانند بیحجابی و دیگر معضلات اجتماعی، خطر و پیامدهای آن به درستی درک شده و جدی گرفته شود و با تبیین درست، توان مردم به طور کامل به میدان آمده و از تمامی امکانات موجود، حولِ محوریت واحد، با در نظر گرفتن تمامی جوانب فرهنگی، اجتماعی، روانشناختی، سیاسی و اقتصادی، استفاده شده و از اقدامات ایجابی و سلبی، فرهنگی و حاکمیتی (انتظامی/ امنیتی) در کنار هم بهره گرفته شود، بسیاری از مشکلات و معضلات اجتماعی با «تکلیفمداریِ» مردم و مسئولین یا همان «تقوای اجتماعی» حل خواهد شد. تجربه نشان داد که گرچه توصیه و تبیین در داناییبخشی بسیار ضروری است؛ اما بازدارندگی قانون در مواردی موثرتر واقع میشود و هر وقت مردم و مسئولین با تمام قوا به میدان آمدند، پیروز شدیم.