امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

خطر ارتداد و بازگشت از دين

خطر ارتداد وبازگشت از دين  
آنان که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، بار دیگر ایمان آوردند و دوباره کفر ورزیدند، سپس بر کفر خود افزودند، قطعاً امیدی به آن نیست که خداوند آنان را ببخشد و به راه حقّ هدایتشان کند. (سوره نساء آیه 137)
نکته‌ها
در صدر اسلام گروهی از اهل کتاب در حضور مسلمانان اظهار ایمان می‌کردند و برای القای شبهه، دوباره کافر می‌شدند و دلیل کفر خود را نادرستی اسلام قلمداد می‌کردند؛ چنان‌که قوم یهود ابتدا به موسی ایمان آوردند، سپس گوساله‌پرست شدند، سپس توبه کرده و خداپرست گشتند، باز بر عیسی علیه السلام کفر ورزیدند و سپس با کفر خود به پیامبر اسلام، بر کفر خود افزودند. مشابه این آیه قبلاً نیز گذشت که چنین کسانی توبه‌شان پذیرفته نیست و گمراهان واقعی می‌باشند. «إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ» (آل‌عمران، 90 )
هر روز به رنگی درآمدن؛ یا به خاطر عدم تحقیق در پذیرش دین است، یا از روی توطئه و نقشه برای متزلزل کردن عقیده‌ی مؤمنان. در آیه‌ی 72 آل‌عمران نیز از این نقشه، پرده برداشته که آنان، طرف صبح ایمان می‌آورند و آخر روز کافر می‌شوند تا مسلمانان را متزلزل کنند. از مصادیق بارز این آیه، کسانی همچون «شَبَث بن ربعی» هستند که در تاریخ آورده‌اند: او در زمان پیامبر مسلمان شد، پس از پیامبر مرتد شد، سپس توبه کرد و یار حضرت علی گشت. امّا بعد فرمانده خوارج شد و  جنگ نهروان را به راه انداخت. باز توبه کرد و یار امام حسن و امام حسین علیهماالسلام شد و از کسانی بود که به امام دعوت‌نامه نوشت؛ امّا در کوفه با مسلم بی‌وفایی کرد. در کربلا جزء لشکر یزید شد و به شکرانه قتل امام حسین علیه‌السلام مسجدی در کوفه ساخت! 
پیام‌ها
1- خطر ارتداد و بازگشت از دین، هر مؤمنی را تهدید می‌کند. «آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا»
2- بی‌ثباتی در عقیده، به گمراهی نهایی و عدم آمرزش الهی می‌انجامد. آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا... لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِيَهُمْ‌
‌ 
  شکایت امیرالمومنین به خدا از مردمی که یاریش نکردند  
از خدا می‌خواهم به زودی مرا از دست این مردم نجات دهد، به خدا سوگند اگر در پیکار با دشمن، آرزوی من شهادت نبود، و خود را برای مرگ آماده نکرده بودم، دوست می‌داشتم حتّی یکی روز با این مردم نباشم، و هرگز آنان را دیدار نکنم. (نامه 35 نهج‌البلاغه)