امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

تیتر یک 1279

از مطالبه عمومی برای انتقام تا منطق بازدارندگی
محمد ملک‌زاده
از منظر حقوق بین‌الملل، ترور یک مقام عالی‌رتبه سیاسی یا دینی، حذف فیزیکی یک فرد عادی نیست؛ بلکه اقدامی است که می‌تواند ساختار تصمیم‌گیری، امنیت ملی، افکار عمومی، روابط خارجی و حتی نظم منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار دهد. 
شهادت رهبر مجاهد ایران و ولی‌امر مسلمانان جهان، زخمی است بر حافظه تاریخ یک ملت. وقتی دست جنایت جانیان زمان، رهبری را از میان برمی‌دارد که برای مردمش نماد ایستادگی، عزت، اقتدار و پیشرفت بوده، طبیعی است که جامعه در آتش خشم بسوزد و خواهان پاسخی درخور باشد. این خشم، خشمِ فراموشی‌ناپذیر یک ملت است؛ خشمی که از عشق به شهید و نفرت از جنایت‌کار سرچشمه می‌گیرد. قاتلان شهید باید بدانند که جنایت آنان نه در غبار زمان گم می‌شود و نه با هیاهوی سیاسی تطهیر. خون قائد شهید، مطالبه می‌آفریند؛ مطالبه‌ای برای عدالت، برای پاسخ قاطع، و برای آنکه هیچ دشمنی گمان نکند می‌تواند با حذف فیزیکی چهره‌های اثرگذار، اراده یک ملت را در هم بشکند. اگر جنایت بی‌هزینه بماند، جنایت تکرار می‌شود. این حقیقت ساده منطق هر پاسخ مسئولانه است. جامعه ایران حق دارد فریاد انتقام سر دهد، حق دارد پاسخ بخواهد و این پاسخ باید چنان روشن، مؤثر و بازدارنده باشد که طراحان و عاملان جنایت بفهمند هزینه تعرض، سنگین‌تر از آن است که در محاسباتشان می‌گنجید. 
هدف اصلی منطق بازدارندگی، تغییر محاسبات راهبردی طرف مقابل و افزایش هزینه تکرار رفتار خصمانه است. در ادبیات بازدارندگی، ارزش یک اقدام بازدارنده به میزان تأثیرش بر کاهش احتمال وقوع تهدیدهای بعدی وابسته است. به بیان دیگر، پاسخ بازدارنده در پی آن است که این پیام را منتقل کند که استمرار رفتارهای مشابه، هزینه‌ای فراتر از منافع مورد انتظار برای طرف مقابل به همراه خواهد داشت.
نکته دیگر آنکه در چارچوب بازدارندگی، زمان واکنش، شیوه اجرا، سطح تنش، پیامدهای سیاسی و حتی نحوه انتقال پیام، همگی بخشی از محاسبات راهبردی محسوب می‌شوند؛ بنابراین، تأخیر در واکنش یا اصرار بر انتخاب ابزارهای صرفاً غیرنظامی و دیپلماتیک، به بازدارندگی مؤثر منجر نمی‌شود. آنچه اهمیت دارد، میزان انطباق اقدام با اهداف کلان امنیت ملی و تأثیر آن بر رفتار آینده طرف مقابل است.
از این پس، افکار عمومی مردم ایران صرفاً تماشاگر این فرایند نخواهد ماند. جامعه می‌خواهد نشانه‌ای روشن از اقتدار و اقدام عملی در مسیر انتقام از جنایتکاران ببیند. جامعه حق دارد امنیت، عزت و پاسخ بخواهد؛ پاسخی که بتواند هم پیام اقتدار را منتقل کند و هم موازنه تهدید را تغییر دهد، در این صورت مطالبه انتقام و تلاش عملی برای تحقق آن بازدارندگی واقعی، افزایش امنیت و تثبیت اقتدار را در پی خواهد داشت.
تشییع چند ده میلیونی نشان داد که اگر امروز رهبر شهید به ظاهر در میان ما نیست؛ اما راهش در وجدان مردم ایران زنده و پایدار مانده و دشمن هرگز به هدف خود نرسیده است. شکست واقعی دشمن آنجاست که به‌جای عقب‌نشینی و ترس‌افکنی در میان مردم ایران، با اقدام مذبوحانه خود عزم ملی را تقویت کرد؛ و به‌جای خاموش کردن صدا، فریاد عدالت را بلندتر ساخت. از همین رو، مطالبه عمومی برای انتقام از قاتلان رهبر شهید فقط برای سوگواری و تشفی قلوب داغدار نیست؛ بلکه ادامه مقاومت و ایستادگی است. مطالبه انتقام حق مسلم مردم ایران و تأکید بر این عهد است که این خون فراموش نمی‌شود و این جنایت بی‌پاسخ نمی‌ماند.
 
انتقام؛ پایانی بر خون‌ریزیِ دشمن
محمد نخعی
شهادت، در مکتبِ حیات‌بخشِ اسلام، نه یک پایانِ تراژیک؛ بلکه یک «بعثتِ دوباره» است. وقتی پیکرِ پاکِ امام خامنه‌ای شهید در آغوشِ بارگاه حضرت سلطان علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) آرام می‌گیرد، این آغازِ یک «طوفانِ بی‌بازگشت» است. پیام امام سید مجتبی خامنه‌ای به مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران، نه‌فقط مروری بر یک حادثه؛ بلکه تبیینِ «منطقِ انتقام» در برابر جنایتکارانی است که گمان می‌کنند با ترور، می‌توانند نورِ حقیقت را خاموش کنند:
۱. پیوندِ ناگسستنیِ خونِ شهید با «بعثتِ حسینی»
انقلابِ ما، یک انقلابِ معمولی نبود؛ یک قیامِ حسینی بود که با خونِ بهترین فرزندانِ این خاک، آبیاری شد. شهادتِ آقای شهید، تکرارِ تاریخ در لحظه‌ای حساس است. وقتی خونِ مظلومِ او بر زمین ریخت، ایران و عراق و تمامِ جغرافیای مقاومت، به کربلا متصل شد. این «اتصالِ معنوی»، همان «زلزله‌ای» است که خوابِ راحت را از چشمانِ باطل‌پرستان می‌رباید. آن ندای «هل من ناصر» که امام حسین (علیه‌السلام) در صحرای کربلا سر دادند، امروز در تمامِ شهرهای ما طنین‌انداز است و ملتِ ما، لبیک‌گویِ حقیقیِ این نداست.
۲. حضورِ میلیونی؛ رژه‌ی اقتدارِ امت
آن حضورِ ده‌ها میلیونی در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، چیزی فراتر از یک سوگواریِ صرف بود. این، یک «رژه‌ی نظامیِ اعتقادی» بود. دشمنی که با محاسباتِ غلطِ پوشالیِ خود، گمان می‌کرد با حذفِ فیزیکیِ قائد شهید، ملت را مرعوب می‌کند، با دیدنِ این امواجِ خروشانِ انسانی، بار دیگر طعمِ تلخِ «شکستِ راهبُردی» را چشید. این حضور، پیامِ روشنی به جهان داشت: «ما ملتِ شهادتیم و هر قطره خونِ شهید، هزاران نهالِ مقاومت در زمینِ این انقلاب می‌رویاند.»
۳. قصاص؛ مطالبه‌ی لایزال و حتمیِ امت
اما جان‌مایه‌ی پیام امام سید مجتبی، آنجاست که سخن از «انتقام» به میان می‌آید. خطاب به قاتلانِ جنایتکار و آن‌هایی که پشتِ پرده‌ی این جنایتِ بی‌شرمانه ایستاده‌اند، باید با صراحتِ تمام گفت: «شما راهِ رستگاری را بر خود بسته‌اید.»
قصاص، در این منطق، نه یک احساسِ زودگذر؛ بلکه یک «تکلیفِ شرعی» و «ضرورتِ حکومتی» است. ما با امام شهیدمان عهد بسته‌ایم که از خونِ او نمی‌گذریم. این عهد، یک پیمانِ سیاسیِ معمولی نیست؛ پیمانی است که در محضرِ تاریخ و شهدا امضا شده است.
جنایتکاران و قاتلین امام شهید  فکر نکنند گذرِ زمان، غبارِ فراموشی بر این جنایت خواهد نشاند. خیر! این پرونده باز است و تا زمانی که آخرین قطره‌ی خونِ شهید، قصاص نشود، بسته نخواهد شد. فهرستِ جنایتکاران، از طراحانِ اصلی تا مباشرانِ حقیر، نزدِ ما و نزدِ آحادِ آزادگانِ جهان محفوظ است. 
مرگِ آرام، سهمِ جنایتکاران در این پرونده نیست؛ آن‌ها باید با کابوسِ «انتقامِ سخت» زندگی کنند. آرزوی مرگی آرام در بستر، برای آن‌ها یک سرابِ دست‌نیافتنی است. عدالتِ الهی و خشمِ انقلابیِ ملت، همچون سایه‌ای سنگین بر سرِ آن‌ها سنگینی خواهد کرد. 
جنایتکاران بدانند که این انتقام، فراتر از مسئولین وقت انقلاب اسلامی است. این یک «مأموریتِ الهی» است که در خونِ هر آزاده‌ای در سراسرِ گیتی جاری شده است. «انتقام» خواستِ عمومیِ ملت است و «باید» صورت بگیرد. این وعده‌ی الهی است که «خونِ مظلوم، پایمال‌شدنی نیست.»
4. کلامِ آخر پیام امام: فتحِ قریب
ما چشم‌انتظارِ آن روزی هستیم که خورشیدِ عالم‌تاب، حضرت بقیه‌الله (عج)، با ظهوری نورانی، بساطِ ظلم و جنایت را برچینند. در آن روز، شهیدانِ ما در رکابِ آن حضرت بازخواهند گشت تا صحنه‌هایی ناب از مجاهدت و وفای به عهد را به نمایش بگذارند. 
اما تا آن روز، ما همچنان بر سرِ عهدِ خود ایستاده‌ایم. انتقامِ خونِ شهید، قطعی است. این جنایتکارانِ بی‌آبرو، باید بدانند که با این ترور، فقط «تاریخِ انقضایِ» خود را جلو انداختند. ملتِ مظلومِ ایران، دست از دادخواهی برنخواهد داشت. قصاص حتمی است؛ ان‌شاءالله!