امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

انتقام؛ پایانی بر خون‌ریزیِ دشمن

محمد نخعی

 

شهادت، در مکتبِ حیات‌بخشِ اسلام، نه یک پایانِ تراژیک؛ بلکه یک «بعثتِ دوباره» است. وقتی پیکرِ پاکِ امام خامنه‌ای شهید در آغوشِ بارگاه حضرت سلطان علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) آرام می‌گیرد، این آغازِ یک «طوفانِ بی‌بازگشت» است. پیام امام سید مجتبی خامنه‌ای به مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران، نه‌فقط مروری بر یک حادثه؛ بلکه تبیینِ «منطقِ انتقام» در برابر جنایتکارانی است که گمان می‌کنند با ترور، می‌توانند نورِ حقیقت را خاموش کنند:
۱. پیوندِ ناگسستنیِ خونِ شهید با «بعثتِ حسینی»
انقلابِ ما، یک انقلابِ معمولی نبود؛ یک قیامِ حسینی بود که با خونِ بهترین فرزندانِ این خاک، آبیاری شد. شهادتِ آقای شهید، تکرارِ تاریخ در لحظه‌ای حساس است. وقتی خونِ مظلومِ او بر زمین ریخت، ایران و عراق و تمامِ جغرافیای مقاومت، به کربلا متصل شد. این «اتصالِ معنوی»، همان «زلزله‌ای» است که خوابِ راحت را از چشمانِ باطل‌پرستان می‌رباید. آن ندای «هل من ناصر» که امام حسین (علیه‌السلام) در صحرای کربلا سر دادند، امروز در تمامِ شهرهای ما طنین‌انداز است و ملتِ ما، لبیک‌گویِ حقیقیِ این نداست.
۲. حضورِ میلیونی؛ رژه‌ی اقتدارِ امت
آن حضورِ ده‌ها میلیونی در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، چیزی فراتر از یک سوگواریِ صرف بود. این، یک «رژه‌ی نظامیِ اعتقادی» بود. دشمنی که با محاسباتِ غلطِ پوشالیِ خود، گمان می‌کرد با حذفِ فیزیکیِ قائد شهید، ملت را مرعوب می‌کند، با دیدنِ این امواجِ خروشانِ انسانی، بار دیگر طعمِ تلخِ «شکستِ راهبُردی» را چشید. این حضور، پیامِ روشنی به جهان داشت: «ما ملتِ شهادتیم و هر قطره خونِ شهید، هزاران نهالِ مقاومت در زمینِ این انقلاب می‌رویاند.»
۳. قصاص؛ مطالبه‌ی لایزال و حتمیِ امت
اما جان‌مایه‌ی پیام امام سید مجتبی، آنجاست که سخن از «انتقام» به میان می‌آید. خطاب به قاتلانِ جنایتکار و آن‌هایی که پشتِ پرده‌ی این جنایتِ بی‌شرمانه ایستاده‌اند، باید با صراحتِ تمام گفت: «شما راهِ رستگاری را بر خود بسته‌اید.»
قصاص، در این منطق، نه یک احساسِ زودگذر؛ بلکه یک «تکلیفِ شرعی» و «ضرورتِ حکومتی» است. ما با امام شهیدمان عهد بسته‌ایم که از خونِ او نمی‌گذریم. این عهد، یک پیمانِ سیاسیِ معمولی نیست؛ پیمانی است که در محضرِ تاریخ و شهدا امضا شده است.
جنایتکاران و قاتلین امام شهید  فکر نکنند گذرِ زمان، غبارِ فراموشی بر این جنایت خواهد نشاند. خیر! این پرونده باز است و تا زمانی که آخرین قطره‌ی خونِ شهید، قصاص نشود، بسته نخواهد شد. فهرستِ جنایتکاران، از طراحانِ اصلی تا مباشرانِ حقیر، نزدِ ما و نزدِ آحادِ آزادگانِ جهان محفوظ است. 
مرگِ آرام، سهمِ جنایتکاران در این پرونده نیست؛ آن‌ها باید با کابوسِ «انتقامِ سخت» زندگی کنند. آرزوی مرگی آرام در بستر، برای آن‌ها یک سرابِ دست‌نیافتنی است. عدالتِ الهی و خشمِ انقلابیِ ملت، همچون سایه‌ای سنگین بر سرِ آن‌ها سنگینی خواهد کرد. 
جنایتکاران بدانند که این انتقام، فراتر از مسئولین وقت انقلاب اسلامی است. این یک «مأموریتِ الهی» است که در خونِ هر آزاده‌ای در سراسرِ گیتی جاری شده است. «انتقام» خواستِ عمومیِ ملت است و «باید» صورت بگیرد. این وعده‌ی الهی است که «خونِ مظلوم، پایمال‌شدنی نیست.»
4. کلامِ آخر پیام امام: فتحِ قریب
ما چشم‌انتظارِ آن روزی هستیم که خورشیدِ عالم‌تاب، حضرت بقیه‌الله (عج)، با ظهوری نورانی، بساطِ ظلم و جنایت را برچینند. در آن روز، شهیدانِ ما در رکابِ آن حضرت بازخواهند گشت تا صحنه‌هایی ناب از مجاهدت و وفای به عهد را به نمایش بگذارند. 
اما تا آن روز، ما همچنان بر سرِ عهدِ خود ایستاده‌ایم. انتقامِ خونِ شهید، قطعی است. این جنایتکارانِ بی‌آبرو، باید بدانند که با این ترور، فقط «تاریخِ انقضایِ» خود را جلو انداختند. ملتِ مظلومِ ایران، دست از دادخواهی برنخواهد داشت. قصاص حتمی است؛ ان‌شاءالله!
نویسنده: 
دسته بندی مطالب: