اگر برای حفاظت از مرزهای یک کشور، هزاران نگهبان و دیدهبان لازم است، از مرزهای ذهن و باور یک ملت چگونه باید محافظت کرد؟ بازنشر بخشی از پیام رهبر انقلاب، بار دیگر این پرسش را به میان آورده است؛ پیامی که «گوشها» را پنجره مغز و قلب معرفی میکند و نسبت به اثرگذاری رسانههای همسو با دشمن، هشدار میدهد. این توصیهها صرفاً ناظر به مصرف اخبار نیست؛ بلکه به مسئلهای عمیقتر یعنی «صیانت از ادراک عمومی» و «حفاظت از ذهن و قلب انسان» اشاره دارد.
در برابر این رسانهها باید از خود مراقبت کرد
یکی از محورهای این توصیه، هشدار درباره رسانههای تحت حمایت دشمن یا همسو با اهداف آنهاست. در جنگهای ترکیبی و شناختی امروز، هدف اصلی تصرف ذهنهاست. رسانه در چنین نبردی، به سلاحی برای جهتدهی افکار عمومی، تغییر محاسبات جامعه و اثرگذاری بر اراده ملی تبدیل میشود. از این منظر، توصیه به مراقبت از مواجهه با چنین رسانههایی، از توجه به ماهیت نبردی سرچشمه میگیرد که بخش مهمی از آن، در عرصه روایتها و ادراکات جریان دارد.
بررسی عملکرد بسیاری از رسانههای فارسیزبان وابسته به دولتها، نهادها یا جریانهای سیاسی خارجی نشان میدهد که رویکرد آنها غالباً تابع منافع حامیان مالی و سیاسیشان است. در بزنگاههای مختلف، از تحریمهای اقتصادی تا اغتشاشات داخلی، از فشارهای بینالمللی تا عملیات روانی علیه انسجام ملی، این رسانهها عمدتاً در چارچوب اهداف راهبردی حامیان خارجی خود عمل کردهاند؛ بنابراین، توصیه به بیاعتمادی به ادعای خیرخواهی چنین رسانههایی، مبتنی بر تجربه تاریخی و بررسی کارنامه آنهاست.
ترک کامل یا برخورد با سوءظن فراوان
راهکار پیشنهادی برای مواجهه با این رسانهها، نکتهای راهگشاست؛ یا اساساً استفاده از آنها ترک شود، یا دستکم مطالبشان با سوءظن فراوان دیده و شنیده شود. مقصود از سوءظن، نگاه انتقادی و هوشیارانه به محتواست؛ همان مهارتی که کارشناسان سواد رسانهای مدام مخاطبان را به آن توصیه میکنند. مخاطب باید همواره از خود بپرسد که یک خبر با چه هدفی منتشر شده، چه بخشی از واقعیت را برجسته کرده و چه بخشهایی را نادیده گرفته است. همچنین باید توجه داشت که در بسیاری از عملیاتهای رسانهای، جهتدهی افکار عمومی نه از طریق دروغهای آشکار، که از طریق انتخاب گزینشی واقعیتها صورت میگیرد.