امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

آیا وزارت ارشاد ظرفیت نظارت بر نمایش خانگی را دارد؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طبق قانون اهداف و وظایف خود، مسئول سیاست‌گذاری فرهنگی عمومی، شناساندن مبانی انقلاب، هدایت فعالیت‌های فرهنگی و هنری، صدور مجوز برای مؤسسات فیلم‌سازی، سینماها، مراکز نمایش فیلم و تولیدکنندگان نوار سمعی‌بصری، توسعه کتابخانه‌ها و تأسیسات فرهنگی، و نظارت بر طیف گسترده‌ای از حوزه‌ها از جمله کتاب، مطبوعات، موسیقی، تئاتر، هنرهای تجسمی و سینماست.

برای توسعه صنعت نمایش خانگی، باید به عملکرد این نهاد و برخوردهای مصلحانه این نهاد توجه کرد، نه اینکه بر اساس ایده اختلاف‌های گذشته چند تهیه‌کننده با مدیریت این مجموعه اقدام به چنین بیانیه‌نویسی و نامه‌نگاری‌هایی کرد نه اینکه آن را با نهادی جایگزین کرد که ظرفیت و اراده لازم برای فضای دیجیتال را ندارد. نظارت باید تخصصی، شفاف و پیش‌بینی‌پذیر باشد؛ نه اینکه بار سنگین مأموریت‌های فرهنگی سنتی را بر دوش حوزه‌ای بگذاریم که نیازمند چابکی است.

نامه اخیر هیئت‌مدیره انجمن صنفی شرکت‌های نمایش ویدئویی برخط (امضاشده توسط مدیران فیلم‌نت، فیلیمو، نماوا، چارخونه و دیگران) خطاب به رئیس‌جمهور، بار دیگر مناقشه قدیمی تنظیم‌گری شبکه نمایش خانگی را به سطح ملی کشاند.
پلتفرم‌ها از «بلاتکلیفی، تأخیر و غلبه رویکرد سلبی و قضایی» در ساترا گلایه کرده‌اند و خواستار نظارت ضابطه‌مند، شفاف و قابل‌پیش‌بینی شده‌اند. این نامه، هرچند به‌ظاهر اعتراضی به ساترا است؛ اما در لایه‌های عمیق‌تر، نشان‌دهنده تمایل برخی بازیگران (حلقه خاص اسپرسو) به بازگشت یا تقویت نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
چنین تمایلی نه‌تنها نادرست؛ بلکه خطرناک است. حوزه نظارت آنلاین و فراگیر صوت و تصویر، به‌ویژه شبکه نمایش خانگی، نمی‌تواند و نباید در قلمرو وزارت ارشاد و سازمان سینمایی قرار گیرد.
مأموریت‌های این وزارتخانه بیش از آن است که بتواند به شکل مؤثر در فضای آنلاین فعالیت کند. عملکرد تاریخی و جاری آن نشان می‌دهد که ساترا، با همه نقص‌هایش، فضای بازتر و انعطاف‌پذیرتری برای تولید محتوا ایجاد کرده است. این گزارش با تکیه بر شواهد رسانه‌ای، نمونه‌های عینی و تحلیل ساختاری، نقص‌های وزارت ارشاد را برجسته و نقاط قوت نسبی ساترا را روشن می‌کند.
مأموریت‌های سنگین وزارت ارشاد: چرا حوزه آنلاین از ظرفیت آن خارج است؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طبق قانون اهداف و وظایف خود، مسئول سیاست‌گذاری فرهنگی عمومی، شناساندن مبانی انقلاب، هدایت فعالیت‌های فرهنگی و هنری، صدور مجوز برای مؤسسات فیلم‌سازی، سینماها، مراکز نمایش فیلم و تولیدکنندگان نوار سمعی‌بصری، توسعه کتابخانه‌ها و تأسیسات فرهنگی، و نظارت بر طیف گسترده‌ای از حوزه‌ها از جمله کتاب، مطبوعات، موسیقی، تئاتر، هنرهای تجسمی و سینماست. سازمان سینمایی به‌عنوان بازوی تخصصی آن، مسئولیت تولید، ارزشیابی، نظارت بر عرضه و نمایش فیلم‌های سینمایی، حمایت از بنیاد فارابی، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، انجمن سینمای جوانان و تجهیز سالن‌های سینما را بر عهده دارد. این مجموعه وظایف، حتی در حوزه سنتی سینما و رسانه، با تأخیرهای ساختاری، صف‌های طولانی مجوز، سلیقه‌گرایی شوراهای بازبینی و محافظه‌کاری شدید همراه بوده است.
افزودن نظارت بر پلتفرم‌های آنلاین، سریال‌های نمایش خانگی، محتوای کاربرمحور و صوت‌وتصویر فراگیر به این بار سنگین، نه‌تنها غیرعملی، بلکه مخرب است. فضای آنلاین ماهیتی پویا، مقیاس‌پذیر و رقابتی دارد که نیازمند تنظیم‌گری تخصصی، سریع و مبتنی بر فناوری است؛ چیزی که ساختار بوروکراتیک و چندلایه ارشاد فاقد آن است.
مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و تقسیم کار میان ارشاد و صداوسیما نیز به‌صراحت حوزه سریال‌ها و برنامه‌های شبکه نمایش خانگی را به ساترا (زیرمجموعه صداوسیما) سپرده و نقش ارشاد را عمدتاً در حوزه فیلم سینمایی و برخی رسانه‌های سنتی محدود کرده است. اصرار بر گسترش نقش ارشاد در این حوزه، نادیده گرفتن این تقسیم کار و بازگشت به وضعیت پیش از تثبیت ساتراست؛ وضعیتی که خود باعث بلاتکلیفی بیشتر می‌شد.
اگر وزارت ارشاد قرار بود نسبت به کارکرد نظارتی ساترا با پلتفرم‌ها تعامل بیشتری داشته باشد، چرا در صدور مجوزهای سینمایی و حتی اکران آنلاین این‌قدر محافظه‌کارانه عمل می‌کند؟ عملکرد این وزارتخانه در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که سعه‌صدر آن در حوزه نظارت بسیار محدودتر از ساترا است. پلتفرم‌ها با نوشتن این نامه در واقع می‌خواهند ذیل پرچمی تعریف شوند که محدودیت‌هایش سخت‌گیرانه‌تر و پیش‌بینی‌ناپذیرتر است. این پارادوکس را نمی‌توان نادیده گرفت.
ساترا بازتر عمل کرده است: نمونه‌های بدنام و سووشون
عملکرد ساترا و وزارت ارشاد در برخورد با محصولات نمایش خانگی نشان می‌دهد که ساترا خیلی بازتر و آزادتر با محتوا برخورد می‌کند. دو نمونه برجسته، سریال‌های «بدنام» و «سووشون» هستند که نشان می‌دهد حوزه نمایش خانگی تحت ساترا، ممیزی‌های سخت‌گیرانه‌ای شبیه وزارت ارشاد و سازمان سینمایی ندارد. رئیس سابق ساترا نیز صراحتاً اعلام کرده بود که در شبکه نمایش خانگی آزادی‌هایی در پوشش، دکور، محتوا و دیالوگ‌نویسی وجود دارد که در مقایسه با صداوسیما (و به‌تبع آن استانداردهای سنتی ارشاد) متفاوت است. این تفاوت ناشی از آیین‌نامه‌ها و ماهیت مخاطب خصوصی پلتفرم‌هاست.
نقص‌های ساختاری وزارت ارشاد در مقابل نقاط قوت نسبی ساترا
وزارت ارشاد و سازمان سینمایی با مشکلات ساختاری عمیقی روبه‌رو هستند که آن‌ها را برای نظارت آنلاین نامناسب می‌سازد:
- محافظه‌کاری مزمن و سلیقه‌گرایی: شوراهای پروانه ساخت و نمایش تاریخاً با تأخیرهای طولانی، حذف‌های گسترده و تصمیم‌های غیرشفاف شناخته می‌شوند. فیلم‌هایی مانند «پیرپسر» سال‌ها در توقیف ماندند و حتی پس از اکران موفق، حمایت بین‌المللی (اسکار) دریافت نکردند. این الگو در صورت تسری به آنلاین، سرمایه‌گذاری را خشک می‌کند.
- تعارض مأموریتی و کمبود تخصص دیجیتال: ارشاد برای سینمای سالنی و رسانه‌های سنتی طراحی شده است. فضای پلتفرمی نیازمند مانیتورینگ ۲۴ ساعته، تحلیل داده و تنظیم‌گری پویاست که ساترا (با تیم‌های مانیتورینگ) حداقل ساختار اولیه آن را دارد.
تاریخچه بلاتکلیفی: پیش از تثبیت نقش ساترا، رفت‌وبرگشت مجوزها میان ارشاد و صداوسیما خود باعث اختلال می‌شد. بازگشت به آن وضعیت، همان چیزی است که پلتفرم‌ها از آن فرار می‌کنند.
در مقابل، ساترا نقاط قوتی دارد که نباید نادیده گرفته شود:
- انعطاف بیشتر در محتوا: آزادی نسبی در پوشش، گفتگو و مضامین که خود مقامات ساترا به آن اذعان کرده‌اند.
- سرعت نسبی در برخی مجوزها: بسیاری از سریال‌ها (از جمله طرح‌هایی مانند «بدنام») مجوز تولید گرفته‌اند، در حالی که مسیر سینمایی ارشاد کندتر است.
- تمرکز تخصصی: به‌عنوان نهاد تنظیم‌گر صوت‌وتصویر فراگیر، حداقل چارچوب قانونی (هرچند محل اختلاف) برای این حوزه دارد.
نتیجه‌گیری: حفظ تخصص و جلوگیری از عقب‌گرد
سپردن نظارت آنلاین به وزارت ارشاد، حوزه نمایش خانگی را به باتلاق بوروکراسی سنتی، محافظه‌کاری و مأموریت‌های بیش از حد خواهد کشاند. شواهد نشان می‌دهد ساترا، با همه انتقادی که به آن می‌شود، فضای بازتری برای تولید محتوایی فراهم کرده که در چارچوب ارشاد بعید بود. «پیرپسر» نمونه بارز محدودیت ارشاد است و «شفرونی» نشان می‌دهد ساترا حتی با نزدیکان خود سخت‌گیرانه برخورد می‌کند. پلتفرم‌ها با نامه اخیر، ناخواسته به سمت پرچمی حرکت می‌کنند که سعه‌صدرش محدودتر است.
برای توسعه صنعت نمایش خانگی، باید به عملکرد این نهاد و برخوردهای مصلحانه این نهاد توجه کرد، نه اینکه بر اساس ایده اختلاف‌های گذشته چند تهیه‌کننده با مدیریت این مجموعه اقدام به چنین بیانیه‌نویسی و نامه‌نگاری‌هایی کرد نه اینکه آن را با نهادی جایگزین کرد که ظرفیت و اراده لازم برای فضای دیجیتال را ندارد. نظارت باید تخصصی، شفاف و پیش‌بینی‌پذیر باشد؛ نه اینکه بار سنگین مأموریت‌های فرهنگی سنتی را بر دوش حوزه‌ای بگذاریم که نیازمند چابکی است.