رئیس سیمافیلم از احتمال پخش «سلمان فارسی» و «موسی» در سال آینده و ساخت یک سریال ماورایی سیروس مقدم خبر داد.
مهدی نقویان، رئیس مرکز سیمافیلم، از آخرین وضعیت تولید و پخش مجموعههای الفویژه و فاخر تلویزیون خبر داد و گفت: «سلمان فارسی» و «موسی» میتوانند برای نخستینبار در یک بازه زمانی نزدیک به یکدیگر به آنتن برسند. وی همچنین از تلاش سیمافیلم برای احیای ژانر ماورایی با سریالی به کارگردانی سیروس مقدم خبر داد.
برخلاف بسیاری از سلبریتیها که زندگیشان را برای نمایش در رسانهها بازسازی میکنند، او همیشه «خودش» بود. او هرگز برای جلب توجه، از سفرهی خانهاش عکس نمیگرفت؛ او همان مردی بود که با افتخار میگفت: «من بچه نازیآبادم». اکبر عبدی اعتبارش را از جشنوارهها نمیگرفت.
اکبر عبدی به تعبیر محسن مخملباف، فراتر از یک بازیگر بود. شاید اگر در برخی فیلمها حضور نداشت، سطح آن آثار بهمراتب پایینتر میآمد. او به فیلمها اعتبار میبخشید، نه اینکه اعتبارش را از جوایز و فیلمها بگیرد.
باید اذعان کرد هنوز بخش قابل توجهی از زندگی پربرکت رهبر شهید انقلاب، برای مخاطبان ایرانی و خارجی روایت نشده است. بسیاری از جلسات، خاطرات، تصمیمات، دیدارها و روایتهای نزدیکان و همراهان ایشان همچنان در حافظه افراد باقی مانده و فرصت تبدیل شدن به آثار مستند را پیدا نکردهاند.
خوشبختانه تجربه سالهای گذشته نشان داده است که مخاطبان از مستندهای مرتبط با رهبر شهید انقلاب استقبال کردهاند؛ بهویژه آثاری که بر پایه روایتهای دست اول، تصاویر کمتر دیدهشده و حضور در موقعیتهای خاص ساخته شدهاند.
یکی از تصمیمهای مهم و تعیین کننده در موفقیت «مختارنامه»، انتخاب هوشمندانه شخصیت محوری داستان است. در میان تعداد زیادی از شخصیتهای حاضر در حوادث پس از واقعه عاشورا، میرباقری شخصیتی را برگزید که ظرفیت بالایی برای شکلگیری یک روایت دراماتیک و پرتعلیق داشت. مختار ثقفی نه تنها یک چهره تاریخی؛ بلکه قهرمانی کاریزماتیک است که داستان او با مفاهیمی چون عدالتخواهی، انتقام و مبارزه گره خورده و همین ویژگیها زمینه علاقه مخاطب را فراهم میآورد.
وقتی سالهای عمرت را در مسیری خرج کنی، نامت به نام آن مسیر گره میخورد و با همان راه شناخته میشوی. مثلاً نام «علی دایی» به فوتبال، «محمد اصفهانی» به موسیقی، «خسرو شکیبایی» به فیلم، «سهراب سپهری» به شعر نو و نام «غلامرضا تختی» به کُشتی گره خورده است. نام «محمود کریمی» هم به «هیئت اهلبیت علیهم السلام» پیوند خورده است.
نکته متمایزکننده «کوچ»، نگرش هوشمندانه آن به مفهوم «قهرمان» است. فیلمسازان بهجای نمایش صحنههای نظامی یا سیاسی شناختهشده، دوربین را به دهه ۱۳۴۰ و روستای «قنات ملک» کرمان میبرند. پرسش محوری فیلم این است: «چه عواملی در بستر خانواده، جامعه و فرهنگ محلی، نوجوانی مانند قاسم را برای مواجهه با چالشهای سهمگین آینده آماده کرد؟
در حالی که «من و تو» و «اینترنشنال» با ارایهی روایتی کاملا تحریفشده، یکسویه و تبلیغاتی تصویر پررنگ و لعاب و پر از «دریغ و افسوس» از عملکرد پهلویها عرضه می کردند، دنبالههای داخلی به اسم ساختن فکاهه و کمدی و زیر پوشش «سینمای تجاری»، همان خط را پیش برده و می برند.
«پولهای کثیف» در موسیقی به سرمایههایی گفته میشود که منشأ شفاف و سالم ندارند و ورودشان به چرخه کنسرتها و تولید آثار هنری، پیامدهای جدی فرهنگی و اقتصادی بهجا میگذارد. این سرمایهها معمولاً از مسیرهای غیررسمی و شبکههای سوداگرانه وارد میشوند و هدف اصلیشان نه ارتقای کیفیت هنری، بلکه سودآوری سریع و گردش مالی کلان است.
معمولاً در سنت ادبیات فارسی، کتب مثنوی که یا همچون شاهنامه فردوسی بزرگ به بیان افسانهها و داستانها اختصاص داشته، یا بیان اخلاقیات و حکایات پندآموز و... با طریقی مشخص آغاز شدهاند که معمولاً با حمد و ستایش خداوند و سپس در نعت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و... بوده است.