کسی، نامهای به امام حسین (علیهالسلام) نوشت. درخواست موعظهای کوتاه داشت؛ موعظهای که مسیر سعادت دنیا و آخرت را برای او ترسیم کند.
امام (علیهالسلام) هم اجابت کردند. در پاسخ، یک قاعده کلی را بیان کردند:
«مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِيءِ مَا يَحْذَرُ؛ هر کس چیزی را با نافرمانیِ خدا طلب کند، هم از امیدش دورتر میشود و هم به آنچه میترسد، سریعتر میرسد».
این قاعده اختصاصی به گناهان فردی و نافرمانیهای شخصی ندارد؛ بلکه بیش از زیست فردی، در گناهان مربوط به زیست سیاسی و کنشهای اجتماعی نمود دارد. هر سیاستمداری که بخواهد از راه نافرمانی و نادیده گرفتن احکام و ارزشهای الهی، اهداف خود را محقق کند، قطعاً نتیجه مطلوب او حاصل نخواهد شد. حتی اگر هدف یک هدف مقدس باشد: هدفی مثل «گرهگشایی از مشکلات مردم»! یا «خدمت بیشتر به مردم»!
باید دانست که هرگز نمیتوان با نافرمانی خدا و نافرمانی پیامبر خدا و نادیده گرفتن خواستههای ولیّامر جامعه اسلامی، حتی به اهداف مقدس هم رسید. نتیجه قطعی نافرمانی خدا و نافرمانی پیامبر و نافرمانی ولیّامر، نه تنها رسوایی دنیوی و سقوط اخلاقی و معنوی در زندگی شخصی؛ بلکه ناکامی در زیست سیاسی و اجتماعی است.
خدا رحمت کند حاج قاسم سلیمانی، آن اسطورهی جهاد و مقاومت که همین حقیقت را چقدر زیبا بیان کردند:
«والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید، مهمترین محور محاسبه این است»
ما، هم بر اساس باورهای دینی و هم مستند به شواهد و تجربیات تاریخ انقلاب اسلامی، تردیدی نداریم که سرنوشت محتوم کسانی که برخلاف خواستههای ولیفقیه حرکت کردهاند، تقابل با آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی خواهد بود. فراوان دیدهایم که کوچکترین زاویهها با امامین پیشین انقلاب اسلامی، موجب طمع دشمنان اسلام و قرآن و در نهایت گرفتار افتادن در دامهای تو در تو و درهم تنیده شیاطین شده است.
بدعاقبتی و رسوایی و ناکامی سیاسی در همین دنیا، کمترین نتیجه زاویه عمدی با ولی فقیه خواهد بود؛ زیرا نافرمانی نسبت به خواستههای امام جامعه، بزرگترین نافرمانی و معصیت سیاسی و اجتماعی است.