پرونده جفری اپستین، با افشای شبکهای سازمانیافته از سوءاستفاده جنسی، قاچاق انسان، و باجگیری سیاسی، صرفاً یک رسوایی اخلاقی یا جنایی نیست؛ بلکه آینهای شفاف از بحران عمیق فرهنگ و تمدن غرب در مواجهه با «انسان» و «شرافت انسانی» است. این پرونده، بهویژه با توجه به ارتباطات اپستین با سیاستمداران، سرمایهداران، نخبگان رسانهای و حتی نهادهای امنیتی، نشان میدهد که فاجعه مربوط به یک «انحراف فردی» و ساده نیست؛ بلکه ابعادی گستردهتر دارد.
جنگهای عصر جدید، بیشتر با ادراک، باور و ذهن انسانها گره خوردهاند. در «جنگ شناختی»، هدف نه تصرف خاک؛ بلکه تغییر هویت و در نهایت، مهندسی تصمیمسازی ملتهاست. در این شرایط پیچیده که حق و باطل در هم آمیخته، جامعه نیازمند الگوهای اصیل مقاومت است؛ الگویی که در سیره و سلوک حضرت فاطمه زهرا (سلامالله علیها) به روشنی تبلور یافته است. سیره فاطمی فراتر از یک واقعه تاریخی، یک «مدل عملیاتی» برای دفاع از ادراک صحیح و بصیرت در برابر حملات تحریفگرانه است.
در روزهای اخیر انتشار خبری مبنی بر اینکه "شورای حقوق بشر سازمان ملل نماینده جمهوری اسلامی ایران را به عنوان رئیس مجمع این شورا منصوب کرد" به سرعت در صدر خروجی رسانههای جهان قرار گرفت. در این میان، شبکه ها و گروههای مخالف جمهوری اسلامی در خارج و دولتهایی که از 8 ماه پیش تاکنون با هدف براندازی نظام اسلامی دست به آشوب و اغتشاش در ایران زده بودند، از این رویداد بسیار شگفت زده و عصبانی شدند و بار دیگر شکست خفت باری را تجربه نمودند. در حاشیه این موضوع، حداقل توجه به دو نکته حائز اهمیت است:
برای جلوگیری از ریزشهای نسل جوان، باید علاوه بر نیازهای فرهنگی اجتماعی نسل جوان که در شماره - قبل مورد اشاره قرار گرفت، به نیازهای اقتصادی و سیاسی این نسل نیز توجه داشت: