امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

پرونده اپستین؛ افشای بحران تمدنی غرب

محمد ملک زاده

 

پرونده جفری اپستین، با افشای شبکه‌ای سازمان‌یافته از سوءاستفاده جنسی، قاچاق انسان، و باج‌گیری سیاسی، صرفاً یک رسوایی اخلاقی یا جنایی نیست؛ بلکه آینه‌ای شفاف از بحران عمیق فرهنگ و تمدن غرب در مواجهه با «انسان» و «شرافت انسانی» است. این پرونده، به‌ویژه با توجه به ارتباطات اپستین با سیاستمداران، سرمایه‌داران، نخبگان رسانه‌ای و حتی نهادهای امنیتی، نشان می‌دهد که فاجعه مربوط به یک «انحراف فردی» و ساده نیست؛ بلکه ابعادی گسترده‌تر دارد.

این پرونده، نماد فرو ریختن نقاب تمدنی است که سال‌ها با ادعای «حقوق بشر» و «آزادی» بر جهان خطابه می‌خوانْد. اپستین نه یک استثنا؛ بلکه محصول طبیعی نظم لیبرال‌سرمایه‌داری است؛ نظمی که در آن پول، قدرت می‌آورد، قدرت مصونیت می‌سازد و مصونیت، جنایت را بی‌هزینه می‌کند. شبکه‌ای از سوءاستفاده جنسی از کودکان، قاچاق انسان و باج‌گیری سیاسی، سال‌ها در قلب آمریکا و اروپا فعال بود؛ نه در حاشیه، بلکه در مجاورت کاخ‌ها، پارلمان‌ها، رسانه‌های بزرگ و مراکز ثروت. 
اما رسوایی اصلی پرونده اپستین، خودِ جنایت نیست؛ رسوایی واقعی، مصونیت جنایتکاران است. وقتی نام‌های بزرگ سیاسی و اقتصادی به میان می‌آید، ناگهان رسانه‌ها لال می‌شوند، دستگاه قضایی کند می‌شود، و عدالت، پشت درهای بسته می‌ماند. این همان جایی است که «آزادی لیبرالی» ماهیت واقعی خود را نشان می‌دهد و آزادی را برای قدرتمندان تعریف می‌کند، نه برای قربانیان. لیبرال‌سرمایه‌داری، انسان را از «صاحب کرامت» به «ابزار لذت و سود» تقلیل داده است. در چنین جهانی، بدن انسان - حتی کودکان - می‌تواند در راستای امیال حیوانی صاحبان قدرت و ثروت، به کالا تبدیل شود. در منطق نظام سرمایه‌داری، اخلاق، نه یک اصل؛ بلکه مانعی مزاحم برای گردش سرمایه تلقی می‌شود. غرب سال‌ها به جهان غیرغربی درس «حقوق کودک» داده است؛ در حالی که کودکان، قربانیان خاموش عیش نخبگان بوده‌اند. این تناقض، اتفاقی نیست؛ ساختاری است. 
بدین ترتیب پرونده اپستین؛ پایان مرجعیت اخلاقی تمدن غرب را فریاد زد. تمدنی که نمی‌تواند از ضعیف‌ترین اقشار خود (کودکان) محافظت کند، چگونه برای ملت‌ها نسخه اخلاقی می‌پیچد؟ چگونه تحریم می‌کند، تهدید می‌کند و دیگران را به «نقض حقوق بشر» متهم می‌سازد؟!
واقعیت این است که «حقوق بشر» در غرب، نه یک اصل جهان‌شمول؛ بلکه ابزاری سیاسی و گزینشی است؛ تا جایی معتبر است که منافع قدرت را به خطر نیندازد. مرگ مشکوک اپستین در زندان، نه پایان پرونده؛ بلکه نماد انسداد عدالت بود. کسی که بیش از حد می‌دانست، حذف شد و سیستمی که باید پاسخ می‌داد، ترجیح داد سکوت کند.
در نهایت، این پرونده برای جهان غیرغربی یک پیام روشن دارد: مشکل تمدن غرب، افراد فاسد نیستند؛ مشکل، تمدنی است که خدا را حذف کرده، اخلاق را نسبی کرده و انسان را کالا دیده است. در برابر این منطق، نگاه دینی - به‌ویژه نگاه اسلامی - بر کرامت ذاتی انسان، پاسخ‌گویی قدرت و تقدم اخلاق بر سود تأکید دارد. اپستین، آینه‌ای بود که غرب دوست نداشت در آن نگاه کند. اما این آینه شکسته نخواهد شد؛ زیرا حقیقت، حتی اگر سانسور شود، دیر یا زود خود را افشا می‌کند.